۱۳۸۹ شهریور ۱۹, جمعه

مجادله در ادبیات بر سر یك خال

حافظ

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را

صائب تبریزی

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

شهریار

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس که چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

فاطمه دریایی

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند اینها؛ بگیرند وقت ماها را

۱۳۸۹ شهریور ۱۷, چهارشنبه

it s a rule !

زن ها تا وقتی عاشق نشدند، بهترین روان کاوها هستند؛ ولی بعد از اون تبدیل میشن به بهترین بیماران روانی.
طلسم شده، هیچکاک

بالقوه !

می تونستم دزد بشم بیام ازت دزدی کنم،می تونستم هیز بشم بیام خواهرات را دید بزنم،می تونستم ساقی بشم بیام به داداشت مواد بفروشم معتادش کنم اما هیچ کدوم از این کارها رانکردم،دارم کار می کنم،پس تو هم آقایی کن ازم این گلها را بخر!
( و این جملات کوبنده باعث شد من اولین بار در عمرم از یک دستفروش پشت چهار قرمز خرید کنم)

۱۳۸۹ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

مجموعه اس ام اس هاي عاشقانه ي جديد


اگه ۱ کتیبه با ۱۰۰۰ تا خورشید داشته باشم ، همه ی خورشیدها رو میگردم تا یه جایی به تو برسم !
نه از قایق می نویسم ، نه از زخم شقایق می نویسم ، به یاد لحظه های با تو بودن ، به یاد آن دقایق می نویسم .
گر ز جهان بگذرم از تو نخواهم گذشت ، سر رود از پیکرم از تو نخواهم گذشت ، مردمک چشم من نقش تو بر خود گرفت ، ور همه جا بنگرم از تو نخواهم گذشت .
مهربانی نقش هر نقاش نیست ، هر که نقشی را کشید نقاش نیست ، نقش را نقاش معنا می دهد ، مهربانی نقش یار است ، حیف که یار نقاش نیست .
پای من خسته از این رفتن بود ، قصه ام قصه ی دل کندن بود ، دل که دادم به یارم دیدم ، راهش افسوس جدا از من بود.
پیش بی درد دمی صحبت از درد مکن ، شاخ سبز دلت را به خطا زرد مکن ، مرد اگر نیست در آن شهر ولی کوه که هست ، تکیه بر کوه کن و تکیه به نامرد مکن .
اگر شیری درنده در برابرت باشد بهتر از آن است که سگی خائن پشت سرت باشد .
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد ، ممنون توام که کرده ای از من یاد .
من آن ابرم که می خواهد ببارد ، دل تنگم هوای گریه دارد ، دل تنگم غریب این در و دشت ، نمی داند کجا سر می گذارد .
قلمی خواهم ساخت از نی باغ بهشت ، جوهر از شیشه ذات ، کاغذ از صفحه دل ، نور از شمع حیات ، تا بنویسم همه جا نام زیبای تو را .
غربت را نباید در الفبای شهر غربت جستجو کرد ، همین که عزیزت نگاهش را به طرف دیگری کرد ، تو غریبی .
سلام عزیز مهربون اجازه هست بشم فدات ، اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خنده هات ، شب که میاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش ، اجازه هست از آسمون ستاره بچینم برات ؟
در آن غمگین غروب سرد تو از شهرم سفر کردی ، نگاهت برق طوفان بود و من افسوس می خوردم ، شیار گونه هایم را گل اشکم نوازش داد ، و من از تو جدا ماندم ولی ای کاش می مردم .
هر وقت گلی را بو کردی هرگز بهش نگاه نکن ، چون اگه نگاهت را به خاطر بسپاره ، شوق دوباره دیدنت اون را پرپر میکنه .
بر سنگ مزارم بنویسید آشفته دلی خفته در این خلوت خاموش ، او زاده ی غم بود که از خاطر دوستان گشت فراموش .

۱۳۸۹ شهریور ۱۰, چهارشنبه

مدیریت زمان ( طنز )


سایپا مخفف چیه ؟


هيچ فکر کرديد «سايپا» مخفف چي هست؟


در اواخر کتاب سفر شاه آمده است که:
دوستان اشرف پهلوي او را سايپا ميخواندند، SAIPA که ظاهرا نام شرکت و ماشين است و البته اين نام ، يعني سايپا مخفف کلمات زيراست:
Son Altess Imperial Preincess Ashraf
همان طور که توجه فرموديد کلمات بالا به زبان فرانسوي/اسپانيائي مي شود:
والا حضرت همايون شاهدخت اشرف
و اين نام و عنوان همچنان زينت بخش هزاران ماشين است و حالا يک سوال: در طول اين همه سال بعد از انقلاب، يک مسئول امر، يک سياستمدار ... و غيره متوجه اين نکته نشده است؟!!!

منبع اين مطلب روزنامه «جامعه» مورخه 15/3/1377 مي باشد!

صفحات محبوب من

دنبال کننده ها

باغ بان باشی