‏نمایش پست‌ها با برچسب دانش. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دانش. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ شهریور ۷, یکشنبه

با 6 تن از افرادی که دارای ذهن برتر هستند آشنا شوید


شما، مغزی حدودا ۱۳۰۰ گرمی در سرتان دارید. که البته بیشتر آن تنها آب است. اما کاری که با باقی آن می توانید انجام دهید، شگفت انگیز است.

مغز شما…
حاوی ۱۰۰ میلیارد نورون است. این مغز، همچنین ۱ کوادریلیون سیناپس دارد که می تواند ۱۰ محرک غریزی را در هر ثانیه پردازش کند.
سریعترین کامپیوتر بر روی زمین توانایی پردازش ۱٫۷۵ پتافلاپ را با کمک ۷ میلیون وات انرژی دارد (ابر کامیپوتر جگوار ۲۲۴ هزار هسته ی پردازشگر دارد). تخمین زده می شود که توانایی پردازش مغز ۱۰۰ پتافلاپ با استفاده از انرژی معادل ۲۰ وات باشد.خب! حالا با این مغز چه کارهایی می توان انجام داد؟!



Orlando Serrell : قابلیت کسب شده



زمانی که او ۱۰ ساله بود، سمت چپ سرش مورد اصابت ضربه ی چوب بیسبال قرار می گیرد. او بر روی زمین می افتد اما ناگهان بلند شده و دوباره به بازی اش ادامه می دهد.

بر روی او هیچ درمان پزشکی صورت نمی گیرد چرا که او به والدینش در این باره چیزی نمی گوید. برای مدتی او سردرد را تحمل می کند. نهایتا این سر درد به انتها می رسد اما او متوجه می شود که دارای قابلیت هایی در زمینه ی محاسبات تقویمی با پیچیدگی حیرت انگیز است.
او قابلیت خارق العاده ی دیگری ندارد. هم اکنون در شعبه شرکت زنجیره ایی وال – مارت سرایدار است.

Chao Lu : ذهن تمرکز یافته



در سال ۲۰۰۵، توانست ۶۷۸۹۰ رقم از عدد پی را بدون هیچ گونه اشتباهی به خاطر سپرده و از بر بخواند. وی گفته است که به خاطر سپردن این تعداد رقم یک سال و برای بازگو کردنش هم ۲۴ ساعت و چهار دقیقه زمان صرف کرده است. به عبارت دیگر، بازگو کردن مداوم هر رقم برای ایشان ۱٫۲ ثانیه زمان برده است.

Ramon Campayo : ذهن سریع



این آقا می تواند ۱۷ عدد را در نصف ثانیه به خاطر بسپارد. همچنین او توانایی به خاطر سپردن ۴۶ عدد باینری در یک ثانیه را دارد. ۴۶ عدد باینری یک چیزی مثل ارقام زیر هستند: ۱۰۱۰۱۰۰۰۱۰۱۱۰۱۱۱۱۱۰۰۱۱۰۱۰۱۰۱۱۰۱۰۱۱۱۱۱۰۱۰۱۰۱۰۱۱

Daniel Tammet : احساس متقارن



در سن ۴ سالگی با چندین حمله صرع مواجه می شود که گمان می رود همان حملات باعث ایجاد شرایط جدید برای او باشند. او اعداد را به شکل اشکال و رنگ ها می بیند و می تواند محاسبات را بدون تلاشی به سرانجام برساند. محاسباتی مانند، ریشه ی سوم صدها مرتبه ی اعشاری و بازگو کردن ۲۲۵۱۴ رقم از عدد پی در ۵ ساعت نمونه هایی از قابلیت های او هستند.
به ۱۰ زبان صحبت می کند. او توانست در زبان ایسلندی در تنها یک هفته بیانی سلیس داشته باشد.

Derek Paravicini : نابغه ی موسیقی



او با وزن ۶۸۰ گرم، به شکل نابینا و مبتلا به اوتیسم به دنیا آمد. نمی تواند چپ را از راست تشخیص دهد یا حتی تا ۱۰ بشمارد. اما او نابغه ی موسیقی است و می تواند هر آهنگی را به بهترین شکل ممکنش با پیانو اجرا کند.

Kim Peek : حافظه تصویری



کیم پیک دارای حافظه ی تصویری یا فوتوگرافیک است. او را به عنوان “مگا نابغه” نیز می شناسند. او هر ناحیه و کد پستی در ایالات متحده شامل شهرهای بزرگ یا شهرهای بین آنها را می شناسد. می تواند دو صفحه را همزمان در ۸ ثانیه و با دقت ۹۸ درصد بخواند. در همین راستا او توانسته بیش از ۱۲ هزار کتاب را مطالعه کند.
او از نظر روانی مبتلا به کند ذهنی یا اوتیسم نبود، اما قسمت هایی از مغز او دچار نارسایی بودند.

در ۱۹۸۴، نویسنده ایی او را ملاقات می کند که نتیجه ی آن ساخت فیلم “مرد بارانی” توسط بری لوینسن می شود. کاراکتر ریموند از کیم پیک الهام گرفته شد. داستین هافمن که بازی در این نقش را بر عهده داشت با پیک ملاقات می کند تا بتواند این نقش را با قاعده و به درستی انجام دهد. فیلم هم توانست، اسکار بهترین فیلم، اسکار بهترین کارگردانی، اسکار بهترین بازیگر مرد و اسکار بهترین فیلمنامه را در آن سال از آن خود کند.


:منابع
http://www.smarter.org/research/superhuman/
http://persianteam.ir/forum/showthread.php?t=22004


۱۳۸۹ شهریور ۱, دوشنبه

راز شگفت‌انگیز لبخند مونالیزا فاش شد


محققان با استفاده از اشعه ‌ایکس در مطالعه نقاشی معروف لئوناردو داوینچی موفق شدند از شیوه رنگ‌آمیزی و قرار گرفتن این لایه‌ها در نقاط مختلف چهره مونالیزا سر دربیاورند.
به گزارش خبرآنلاین، دانشمندان موفق به کشف این نکته شده‌اند که داوینچی در نقاشی‌هایش جلوه‌ای به کار می‌برد که به «سفوماتو» یا محوکاری شهرت دارد.

آنها به نتیجه رسیده‌اند داوینچی برای خلق این جلوه بصری حدود 40 لایه بسیار نازک رنگی روی نقاشی‌هایش بکار برده و برای این کار از انگشت دستش استفاده کرده است.

این لایه‌های نازک رنگدانه‌های هم‌خانواده نوعی سایه دور دهان مونالیزا استفاده کرده که موجب شده لبخندش چندان واضح نباشد و اگر مستقیم به چهره‌اش نگاه کنی این لبخند محو می‌شود.

محققان با استفاده از اشعه ‌ایکس در مطالعه این نقاشی موفق شدند از شیوه رنگ‌آمیزی و قرار گرفتن این لایه‌ها در نقاط مختلف چهره مونالیزا سردربیاورند.

از آنجا که ماه‌ها طول می‌کشد این لایه‌ها خشک شوند. کشیدن این نقاشی و رسیدن به این ایده‌آل سال‌ها طول کشیده است.

دانشمندان همچنین احتمال می‌دهند داوینچی برای کشیدن این لایه‌ها از انگشتانش استفاده کرده چون هیچ رد قلم‌مو یا کونتور (خط شکل‌ساز) در این نقاط دیده نمی‌شود.

داوینچی به دلیل استفاده از ترفند محوکاری برای ترکیب سایه‌ها و همچنین محو کردن خطوط طراحی نقاشی شهرت دارد، اما شیوه دقیق این هنرمند در به کار بستن این ترفند سال‌ها متخصصان هنری را به خود مشغول کرده بود.

کشف‌های جدید حاصل تلاش در آزمایشگاه مرکز تحقیقات و ترمیم موزه فرانسه و موسسه پرتوافکنی اروپا است. دکتر فیلیپ والتر، سرپرست این تحقیقات در ژورنال علمی Angewandle Chemie نوشت: «کمال تکنیک نقاشی لئوناردو داوینچی همیشه سحرآمیز بوده است. تغییر تدریجی رنگسایه‌ها و رنگ‌ها از روشنایی به تاریکی اصلا ملموس نیست. مهم‌تر اینکه شیوه نقاشی پوست انسان در پرتره‌های داوینچی به دلیل اهمیت بالایشان به اظهار نظرهای گوناگونی دامن زده است.»

او افزود:«باید تاکیدی جداگانه بر نازکی لایه‌های رنگی کرد: این مسئله بر دقت بالای نقاش به هنگام اعمال این لایه‌ها صحه می‌گذارد. همچنین ضخیم شدن تدریجی این لایه‌ها نشان می‌دهد برای رسیدن به چنین سایه‌ای باید لایه‌های نازک بسیاری بکار رفته باشد. حتی امروز هم کار داوینچی در خلق این لایه‌ها بسیار عجیب و جالب است.»

دانشمندان در این تحقیق از فناوری موسوم به طیف‌نمایی شبرنگ اشعه‌ایکس بهره برده‌اند. این فناوری به آنها اجازه داد بدون برداشتن نمونه از نقاشی و صدمه زدن به آن لایه‌ها و رنگ‌های نقاشی را بررسی کنند.

دانشمندان در این تحقیق پرتو قدرتمندی از اشعه‌ایکس روی نقاشی تنظیم کردند و نحوه ترکیب لایه‌ها و شیوه کشیدن لایه‌ها را کشف کردند.

علاوه بر مونالیزا، دانشمندان در این تحقیق رنگسایه‌های پوست در شش نقاشی مشهور دیگر از داوینچی را نیز بررسی کردند. «مریم مقدس در صخره‌ها»، «Madonna of the Carnation»، «یوحنای تعمیدگر» و «مریم مقدس و کودک» از جمله این نقاشی‌ها بودند.

دانشمندان کشف کردند هر لایه دو میکرومتر ضخامت دارد و این معادل یک ‌پنجاهم ضخامت تار موی انسان است. در نقاط روشن پوست این لایه‌ها بسیار نازک هستند، اما در نقاط تاریک ضخامت تا 55 میکرومتر می‌رسد.

نکته جالب استفاده داوینچی از رنگدانه‌های سیاه و قرمز است که با استفاده از فناوری‌های تحقیقی معمول اصلا قابل تشخیص نیستند. دکتر والتر و گروهش معتقد هستند داوینچی برای رسیدن به نقطه اوج محوکاری با رنگ‌های مختلف تجربیات بسیاری از سرگذرانده است.

پروفسور فرانسیس ایمس-لوئیس، مورخ هنری برجسته و معاون انجمن لئوناردو داوینچی، سازمانی که مخصوص تحقیق روی آثار این نقاش است گفت: «برای لئوناردو داوینچی بسیار مهم بود تا طیف رنگ‌هایش چنان ملایم باشند که تغییر تدریجی رنگ‌ها از تاریکی تا روشنایی در آنها مشخص نباشد. درست مثل دنیای واقعی اهمیت محوکاری در همین است.»

او افزود:«عجیب اینجاست او این کار را با دقتی بسیار بالا انجام داده است. در مونالیزا او به پیچیدگی و ابهامی دست یافته و آن را از طریق محوکاری القا کرده است.»

تابلوی نقاشی مونالیزا که به لبخند ژوکوند نیز شهرت دارد، شاهکار لئوناردو داوینچی هنرمند مشهور ایتالیایی است که با رنگ روغن بر روی صفحه چوب سپیدار بین سال‌های 1503 تا 1506 میلادی نقاشی شده است.

مسواک خورشیدی بدون نیاز به خمیر دندان


۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه

پنیر هوش را کم نمی کند


برخی تصور می کنند خوردن پنیر سبب کاهش هوش و به قولی خنگ شدن شان می شود، در حالی که متخصصان تغذیه این موضوع را رد کرده و تاکید می کنند که این یک باور اشتباه است. پنیر یک ماده غذایی بسیار غنی از پروتئین و کلسیم است و به همین دلیل ماده غذایی با ارزشی محسوب می شود. در عین حال یک ماده خیلی خوب برای تامین لبنیات مورد نیاز بدن است. دکتر نسرین امیدوار، متخصص تغذیه در گفتگو با «جام جم»می گوید: پنیر در رژیم غذایی بسیار با ارزش است و باید خیلی بیشتر مورد استفاده قرار گیرد. وی با رد تاثیر مصرف پنیر در کم شدن هوش افراد می افزاید: یکی از بهترین جاهایی که می توان از این ماده پرارزش استفاده کرد، صبحانه است. پنیر، هم غذایی سهل الهضم است و هم معمولا به علت این که پرچربی نیست مصرف آن با نان، ترکیب بسیار با ارزشی خواهد بود. پروتئین موجود در پنیر فراوان و از کیفیت خوبی برخوردار بوده و تقریبا دارای تمامی اسید آمینه های ضروری مورد نیاز بدن است. به گفته این متخصص تغذیه، اگر بتوان در وعده صبحانه در کنار پنیر، سبزیجاتی مانند خیار و گوجه یا مانند برخی از مردم نقاط کشور مغز گردو و یا بادام مصرف کرد، ترکیب کاملی خواهد بود. دکتر امیدوار معتقد است که اصلا ضرورتی ندارد پنیر با گردو مصرف شود، چرا که گردو یا بادام تنها یک کامل کننده خوب هستند و چنانچه پنیر به طور خالص مصرف شود هیچ لطمه ای به بدن نمی زند. وی می گوید: مهم این است که تعادل بین کلسیم و فسفر در برنامه غذایی حفظ شود. چرا که اگر از منابعی که از کلسیم غنی بوده مانند پنیر استفاده شود و از مواد دارای فسفر، آهن و سایر املاح مهم استفاده نکنیم تعادل بدن به هم می خورد. دکتر امیدوار تاکید می کند: تاکنون شواهد علمی مبنی بر این موضوع که اگر پنیر زیاد مصرف شود هوش انسان آسیب می بیند مشاهده نشده است. اگر این تعبیر درست بود، فرانسوی ها و ایتالیایی ها که بیش از ۱۰۰ نوع پنیر دارند، باید دارای ضریب هوشی پایینی می بودند، ولی این طور نیست چون واقعیت آن است که خوردن پنیر در حد اعتدال مشکلی را برای افراد ایجاد نمی کند. ● سرانه مصرف لبنیات در کشور پایین است بر اساس آمارهای موجود، سرانه شیر در کشورمان حدود ۸۰ کیلوگرم است که ۱۰۰ کیلوگرم پایین تر از مصرف جهانی است. بنابراین با توجه به توصیه متخصصان شیر، ماست و پنیر ۳ جایگزین خوب یکدیگرند و کشک هم می تواند نقش این جایگزینی را بازی کند. امیدوار توضیح می دهد: در کشور ما نه تنها سرانه مصرف شیر بلکه سرانه مصرف لبنیات پایین است و یکی از منابع لبنیات ـ که می توان با مقدار زیاد مصرف کرد ـ شیر و ماست و پنیر است که توصیه می شود در طول روز، ۲ تا ۳ واحد شیر و لبنیات به خصوص شیر و ماست و البته پنیر مصرف شود. وی با بیان این نکته که کمبود کلسیم یکی از مشکلات بهداشتی ایرانی هاست، می گوید: تاکید می شود کلسیم ▪ که البته فقط در لبنیات وجود ندارد ولی مهم ترین آنها در لبنیات است ـ در برنامه روزانه ۲ تا ۳ واحد گنجانده شود. البته در کنار آن باید سایر منابع کلسیم و همراه آن ویتامینD کافی مصرف شود. ● مصرف کافی کلسیم برای کنترل وزن برای افرادی که به اندازه کافی کلسیم و ویتامین D مصرف می کنند به خصوص از طریق فرآورده های لبنی کم چرب کاهش وزن در آنها بهتر رخ می دهد . رئیس سابق انجمن تغذیه هم اعتقاد دارد که مصرف کافی کلسیم و ویتامین D در کنترل وزن موثر است و منبع مهم کلسیم گروه لبنیات مانند پنیر است. دکتر امیدوار می افزاید: اگر در ایران مانند خیلی از کشورها این قانون وجود داشت که لبنیات به خصوص شیر با ویتامین D غنی می شد، در حال حاضر این منبع غنی ویتامین D در وعده های غذایی موجود بود.

۱۳۸۹ مرداد ۲۳, شنبه

آموختن زبان رويارويي با غول نيست

باور كنيد كه آموختن زبان رويارويي با غول نيست». علي پيرهاني وقتي از آموختن زبان‌هاي خارجي مي‌گويد. فكر مي‌كني حتما منظورش زبان فارسي است. البته شنيدن اين حرف‌ها براي آدمي كه به 19 زبان زنده دنيا تسلط دارد. جاي تعجب هم ندارد. فرانسه، آلماني، اسپانيايي، ايتاليايي، انگليسي، هندي، هلندي، رومانيايي، سوئدي،عربي، عبري، پهلوي، پرتغالي، اسپرانتو، فنلاندي، سواحيلي، يوناني... اصلا فكر نكنيد كه او هم مثل آقاي جك ريچارد آمريكايي نفر اول چند زبانه دنيا كه به 23 زبان مسلط است، 63 سال دارد.

مهم‌ترين دغدغه مردي كه مسلط به 19 زبان زنده دنياست چيست؟

همانطوركه مي‌دانيد من از پنج سالگي تجربه زبان آموزي بدون استاد را دارم. در واقع تمام 19 زبان را بدون وجود استاد و معلم خاص يادگرفتم. هنگامي كه درفراگيري زبان و چند زبانگي به يك سطح جهاني رسيدم متوجه نقص‌هاي بزرگ در آموزش زبان در ايران شدم. در حقيقت تكنيك‌هاي آموزش زبان در كشور ما بسيار ضعيف است كه البته معتقدم تعمدي نيست و نمي‌توان گفت كه با سياست خاصي هدايت مي‌شود اما به هر حال با يك نگاه كلي و كارشناسانه به ساعت‌هاي آموزش زبان در مدارس مي‌شود اين نقص‌ها را برطرف كرد.

اما واقعيت اين است يكي از مشكلاتي كه در آموزش زبان ما وجود دارد اين است كه ما هميشه مستقيم پيش رفته ايم.به شكل خطي.

اما درست اين است كه بايد آموزش زبان به گونه‌اي باشد كه خود زبان‌آموز يك جاهايي گرامر را حدس بزند و مطلب را غير مستقيم از دل جملات بيرون بياورد.

باور كنيد اغراق نكردم اگر بگويم كه هشتاد درصد زبان آموزها از گرامر بدشان مي‌آيد. در واقع زبان را مي‌شود به صورت زنده درزندگي استفاده كرد.

وقتي در بحث گرامر مستقيم وارد مي‌شويم،به زبان آموز القا مي‌كنيم كه زبان از دو قسمت تشكيل شده.يكي گرامر وديگري مكالمه و اين نوع نگاه به سيستم يادگيري زبان خيلي لطمه زده است. متاسفانه كلاسهايي هم بر همين مبنا شكل گرفته و كسي كه مي‌خواهد زبان را ياد بگيرد بايد اول دست به انتخاب بزند مكالمه يا گرامر. همين نگاه ضربه بزرگي به پيكره آموزش زبان وارد كرده است.

به نظر شما چرا دانش‌آموزان ايراني با وجود گذراندن ساعت‌هاي زياد آموزشي در مقاطع راهنمايي و يا دبيرستان در هنگام فارغ‌التحصيلي حتي در مقطع دانشگاه، به زبان مسلط نيستند؟
در مورد اين مسئله بايد بگويم كه مشكل اصلي مشكل محتوايي است. منظورم اين است كه آموزش زبان دير وارد مقطع آموزشي مي‌شود كه البته خوشبخانه قرار است زبان را از دبستان وارد كتب آموزشي بكنند.

اهميت شروع زبان آموزي از مقاطع پا يين تر تا چه حد است؟

اين مسئله بسيار اهميت دارد اما قبلش بايد بگويم اينكه ما همين كتاب‌ها را زودتر شروع كنيم به آموزش دادن راه حل كار نيست بلكه محتوا هم مطابق با سن و سال بايد تغيير كند و سه يا چهار سال آموزش زودتر كاري از پيش نمي‌رود.
واقعيت اين است كه كتاب‌ها هر سال با همان محتوا چاپ مي‌شود و نهايت اتفاقي كه مي‌افتد اين است كه طرح و رنگي عوض كنند اما محتوا همچنان غير كاربردي باقي مي‌ماند و همين است كه زبان آموز را دلزده مي‌كند. البته مي‌توان گفت مشكل هم از كتاب هست و هم نيست.وقتي بحث محتوايي مي‌شود مشكل از كتاب‌هاست كه خيلي از اساتيد هم به اين نكته تاكيد مي‌كنند. اما وقتي در بخش آموزش زبان قالب زبان‌آموزي را نمي‌د انند مشكل ديگر از كتاب نيست.

آموزش و پرورش بيشتر به جاي اينكه بحث مواد سازي را پيش بكشد و مواد آموزشي را آماده كند بايد به اين سمت برود كه قالب‌هاي زبان‌آموزي را مشخص كند.يعني اينكه هر زبان يكسري مهارت‌ها دارد مثل خواندن، نوشتن، شنيدن و صحبت كردن كه بايد روي هر قسمتي جداگانه كار شود. آموزش و پرورش بايد به جاي اينكه يكسري كتاب‌هاي سليقه‌اي پرهزينه توليد كند بايدخانواده‌ها را از وقتي كه بچه هايشان در سنين پايين هستند راهنمايي كند.مثلا به خانواده 2 يا 3 صفحه زبان پيشنهاد بدهد و بگويد مادر محترم اگر مايل هستيد بچه شما پيشرفت كند بايد اينها را به او ياد بدهيد.

با اين روش حتي ديگر نياز به كتاب هم نيست.يعني به‌جاي كتاب چاپ كردن،قالب سازي و استراتژي‌هاي هر زبان را مشخص كند، در واقع هر زبان با توجه به آن مهارت‌هايي كه قبلا گفتم به يكسري استراتژي نياز دارد كه بايد آنها را ياد بگيريم.مثلا اينكه براي پيشرفت ( speaking) چه كارهايي انجام بدهيم.

قبل از آموزش زبان بايد ياد بگيريم كه اصلا چطور زبان بخوانيم. ما زبان‌آموزهايي را داريم كه بعد از 16 ترم هنوز آوا شناسي بلد نيستند.

به نظر من اگر آموزش و پرورش از اول يك سي‌دي حاوي همه آواها به دانش‌آموز مي‌داد خيلي بهتر بود.در مورد صحبت كردن هم همين است.اينكه فرد بايد يكسري لغات كليدي را بداند. اما اين بانك‌هاي اطلاعاتي در هر زمينه وجود ندارد. مثلا واژه‌اي مثل زير دريايي كه ممكن است اصلا به كار زبان آموز نيايد در اين كتاب‌ها است و بسياري از واژه‌هايي كه به آنها نياز دارد به او آموزش داده نمي‌شود. در واقع در كتاب‌ها تجزيه نيازي صورت نمي‌گيرد.

سيستم آموزش زبان انگليسي را چه كسي وارد ايران كرد؟
اجازه بدهيد اسمي نبرم.

ريشه‌اش از كجا بوده؟
انگليسي‌ها و فرانسوي‌ها آوردند.

جايگاه زبان در سيستم آموزشي امروز ما چگونه است.در واقع مسئولان چه نگاهي به آموزش زبان دارند؟
اجازه بديد اين رو هم نگويم (مي‌خندد).

ما مي‌خواهيم ريشه يابي كنيم كه چه اتفاقي مي‌افتد كه فرد بعد از 25 سال هنوز آنقدر زبان بلد نيست؟
خود شما فكر مي‌كنيد در مورد زبان فارسي چه اتفاقي افتاده؟من خودم رئيس طرح ديده‌بان زبان فارسي نهاد رياست‌جمهوري هستم. عملا هيچ اتفاق خاصي نيفتاده چه برسد به زبان انگليسي و بالطبع مسئولان هم خيلي راحت نمي‌توانند راجع به آموزش زبان انگليسي صحبت كنند به‌خصوص در شوراي عالي و مخصوصا در سنين پايين بچه‌ها كه البته اين حساسيت‌ها دليل دارد و منطقي هم هست و در همه‌جاي دنيا اين اتفاق افتاده.مثل اينكه چيني‌ها اينترنت را چيني سازي كردند.

پس اين جمله را تاييد مي‌كنيد كه سياست‌هاي دولت باعث مي‌شود تا در بحث آموزش زبان، در سطح بالايي عمل نكنيم؟
خيرمن اين را تاييد نمي‌كنم كه به بحث آموزش زبان توجه نمي‌كنند.

اين شايعه وجود دارد كه كلا به اين سيستم زبان آموزي اعتقاد چنداني نداريد؟
ببينيد از 15 سال پيش و از دوره راهنمايي تا دانشگاه تاليف كتاب‌هاي زبان محدود به چند نفر بود و اين توقع بي‌جايي است اگر ما دنبال معجزه بگرديم وقتي اين همه سال تنها سه نفر كتاب‌ها را مي‌نويسند وضعيت به همين منوال خواهد بود.

در تمام دنيا موقع نوشتن كتاب يك تيم متخصص از رشته‌هاي گوناگون براي تاليف وجود دارد. مثلا حتما با يك روان‌شناس هم مشورت مي‌شود و حتي اسم او را هم در كتاب عنوان مي‌كنند.

جدا از آموزش زبان در آموزش و پرورش در كل كشور آموزش زبان در خانواده‌ها اپيدمي شده و گاهي بچه را به دو يا سه كلاس براي زبان‌هاي مختلف مي‌فرستند اين روند را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
از نظر من اين اتفاق فاجعه است. براي اينكه شما در عرض پنج يا شش سال بدون استاد مي‌توانيد دو زبان را ياد بگيريد ولي مردم در واقع نمي‌دانند كه چطور اين اتفاق مي‌افتد و راه را اشتباه مي‌روند.

در واقع مي‌خواهم بدانم اين مشكلي كه در آموزش و پرورش ما هست در بيرون هم وجود دارد يا نه آنجا مشكل حل شده؟
در آنجا مشكل كمتر است. چون فرد آنجا انگيزه بيشتري دارد.

اماحتي گاهي بيرون از سيستم آموزش و پرورش هم خانواده‌ها جواب نگرفتند.چرا؟
من حرف شما را قبول ندارم اما اينكه اين افراد كم هستند واقعيت است. يكي از ايرادها اين است كه ما آموزش را با خط الرسم به كودكان آغاز مي‌كنيم.يعني بچه چهارساله‌اي كه حروف الفباي خودمان را بلد نيست چرا بايد خط الرسم انگليسي را ياد بگيرد؟ ببينيد تحقيقات نشان داده وقتي بچه‌اي يك زبان دوم را ياد مي‌گيرد بايد از لحاظ فرهنگ خودش غني باشد كه خط الرسم و اصطلاحات زباني جز همين فرهنگ هست.

اصلا هنر نكرده ايم اگر يك بچه 4 ساله را فرستاديم كلاس زبان. در دنيا قبل از اينكه بچه زبان دوم را شروع كند مي‌رود گفتار درماني و يك تست 10 دقيقه‌اي از بچه گرفته مي‌شود. تا از نظر يادگيري جمله و غيره بررسي بشود در واقع اينطور بايد گفت 25 درصد افرادي كه زبان دوم را ياد نگرفتند به دليل اين است كه زبان اول را خوب ياد نگرفته بودند.

در اين سن بچه‌ها را بايد با نماد آشنا كرد.مثلا در روز 15 كلمه كاربردي را با آنها تمرين كنيم اينطوري و با نماد مي‌شود همزمان سه زبان را ياد گرفت.اما واقعيت اين است كه بچه‌ها توي كتاب‌هايشان مي‌خوانند كه «پاي سگ» به انگليسي چي ميشه اما «من غذا خوردم» را كه كاربردي هم هست بلد نيستند.

يك مشكل ديگه هم همان جدايي مكالمه و گرامر بود كه در بحث قبل گفتم و مورد ديگر هم استمرار دريادگيري زبان هست كه هر فردي بايد حداقل روزي 20 دقيقه حتي بدون كلاس زبان، لغت بخواند و كساني كه در پيگيري كلاس‌هايشان استمرار داشتند افراد موفق تري بودند.

ببينيد ما الان نتيجه سيستم آموزشي هستيم كه اين مراحل را طي كرديم حالا تصميم داريم زبان ياد بگيريم اما اين نسل نا اميد از يادگرفتن زبان است.آيا واقعا اميدي هست؟
حتما هست اما شما نظر من را به عنوان كارشناس مي‌خواهيد يا كسي كه به‌او اجازه مي‌دهند سيستم آموزشي را درست كند.

هرطور شما راحتيد.
خب اينطوري من خيلي چيزها را بايد حذف كنم(مي‌خندد).

ما دنبال جواب هستيم حالا به عنوان يك كارشناس نظرتان را بگوييد.
در صورتي‌كه ببينيد تجربه نشان داده ما هر وقت كمينه نگر حركت كرديم موفق بوديم.اگر ما آن ماده‌هاي اوليه را درست كنيم و آن بانك‌ها را داشته باشيم موفق خواهيم بود.مثلا برايistening بانك داشته باشيم در صورتي‌كه استادها بيشتر از يك سي دي ندارند و همه جا هم از همان استفاده مي‌كنند ولي براي تقويت مهارت شنيدن بايد حافظه كوتاه مدت در ابتدا تقويت شود.ما همه اينها را رها كرديم و به جاي نگاه روبه‌بالا يك نگاه رو به پايين داريم. در مورد كلمات هم همين است.ما مشكل كتاب نداريم چون كتاب خوب زياد داريم.ما كليد واژه‌ها را نمي‌شناسيم.در واقع ما بايد منابع آموزشي را كامل كنيم. مثلا مي‌توانيم جاي تدريس كتاب‌هاي آكسفورد گرامر را در سه صفحه خلاصه كنيم.

ارزيابي شما از وضعيت معلمان زبان در مدارس دولتي چيست؟
به اعتقاد من معلم‌ها و اساتيد بايد كمتر كتاب محور باشند و همه چيز را نبايد ببرند توي كتاب.ما استادهاي فوق العاده‌اي داريم.استادهايي كه شايد فقط 17 يا 18 سال‌شان باشد اما مجبورند براي امرار معاش در همين مسير حركت كنند.در واقع ما يك سياستگذار خوب در ايران نداريم كه همه چيز را بومي كند.اين بومي‌سازي خيلي مهم است و به اين معنا كه بسياري از جملات و مكالمه‌ها هرگز در دنياي واقعي امروز اتفاق نمي‌افتد و در فرهنگ ما كاربردي نيستند و نبايد هم آموزش داده شوند.

حالا يك‌بار ديگر از دغدغه‌تان بگوييد اينكه الان دغدغه اصلي شما چيست؟
اينكه يك سيستم هادي وجود داشته باشد و از راه دور كنترل شود وآموزش به جاي حضوري، آنلاين و تلفني و غير حضوري صورت بگيرد.در واقع غول زبان بايد شكسته شود و همه بفهمند زبان و يادگيري آن چيزي نيست كه الان وجود دارد.

خردسالان ازچه سني بايد آموزش را شروع كنند؟
ين سوال كه يك خردسال درچه سني بايد آموزش زبان دوم را شروع كند بستگي به عوامل متنوعي دارد.عواملي چون لزوم يادگيري، شرايط خانواده خردسال،وضعيت زبان مادري، ميزان رشد فكري و شخصيتي كودك، ميزان ضريب هوشي كودك و... بستگي دارد.

درابتدا بايد به اين نكته اشاره كنم كه متاسفانه بسياري ازوالدين به محض اينكه كودك‌شان به اين توانايي نايل شد كه به‌راحتي راه برود و زبان اول را(كه احتمال دارد هنوزايرادات فراواني داشته باشد) فراگرفت، كودك را ناآگاهانه در كلاس زبان ثبت نام مي‌كنند.به اعتقاد من اين تقليد ناآگاهانه والدين از يكديگر كه بايد كودك‌شان را به محض اينكه چهارسال‌شان تمام شد به كلاس زبان ببرند بدون اينكه به موارد زير توجه كنند:

دربسياري از موارد ديده شده است كه كودك درزبان مادري خودش مشكلات جدي دارد. متاسفانه برخي ازوالدين بعضي ازمشكلات واشتباهات كودكان خودرا درزبان مادري مقتضيات سني كودك خود مي‌دانند كه اين تفكراشتباهي است.

به اعتقاد من قبل ازاينكه والدين كودكان خودرا عجولانه به كلاس زبان خارجه بفرستند، لازم است كه با يك گفتاردرمان مشورت كنند و پس ازاينكه زبان مادري كودك درسطح جمله و لغت امتحان و تاييد شد، نسبت به آموزش زبان دوم اقدام كنند و با اين كار حتي مي‌توانند به‌عنوان مثال ازوجود لكنت در فرزند خود آگاه شوند وراه حلي براي آن در نظرگرفته شود.

پرواضح است كه اگركودك در زبان مادري خود بامشكلاتي روبه‌رو باشد نتواند در زبان دوم موفقيتي در مورد تكلم زبان دوم به‌دست آورد و حتي ديده شده كه در مواردي شروع زبان دوم دراين كودكان اثر مخربي روي زبان مادري‌شان داشته است.

تحقيقات بنده موكد اين حقيقت است كه اگركودكان درزبان مادري‌شان بتوانند تا حدي غناي ادبي و فرهنگي واجتماعي كسب كنند، بهتر مي‌توانند درزبان دوم پيشرفت كنند. اين بسياركارخوبي است اگر كودكان را با اشعار زبان فارسي آشنا كنيم و باعث شويم اشعاري چند ازسعدي،مولانا،حافظ و... حفظ باشند و اين فرصت را به كودكان‌مان بدهيم كه بتوانند به اين غنا دست يابند.پس به نظرمي رسد كه به جاي تعجيل درآموزش زبان دوم به كودكان كه نتيجه مطلوبي نداشته باشد با اجازه دادن به اين بلوغ بتوان نتيجه مثبت را گرفت.

همواره اين تفكرموجود است كه والدين فرزندان را در كلاس‌هاي آموزش زبان ثبت نام مي‌كنند و براين باورند كه حضور يك ساعتي آنان در سركلاس مي‌تواند معجزه‌آسا باشد بدون آنكه درابتدا بستررابراي آنان آماده سازند.به اعتقاد من تازماني كه درجوخانواده نوعي درگيري اعضاي خانواده با زبان دوم ديده نشود كودك به سختي مي تواند با زبان دوم ارتباط برقراركند. بنابراين لازم است كه خانواده حتما ياري كند.

بسيار بايد آگاهانه با اين مسئله برخورد كرد كه كودكان ازآموزش زبان دوم متنفرنشوند و اين حس تنفرمتاسفانه دربسياري ازكودكان ديده مي‌شود وحتي سبب دوري هميشگي آنان از زبان مي‌شود لذا بايد معلم توانايي براي آنان انتخاب كرد.

موارد فوق‌الذكر بيانگر اين حقيقت است كه جواب به اين سوال كه يك خردسال درچه سني بايد آموزش زبان دوم را شروع كند نمي‌تواند قطعي باشد و بايد شرايط كودك به‌طوراختصاصي بررسي شود اما به‌طوركلي سن هفت سالگي براي شروع آموزش زمان پيشنهاد بنده است.

تحول در عکاسی با موبایل


لنز واید/ ماکرو و فیش-آی که با استفاده از حلقه مغناطیسی و لبه چسبناک بر روی لنز دوربینهای تلفن همراه نصب می شوند می توانند شیوه عکاسی با تلفنهای همراه را متحول کنند.

تکنولوژی تلفن همراه برای رسیدن به وضوح بالای تصویر دوربینهایش راه درازی را پشت سر گذاشته اما آنچه در نهایت به جا گذاشته ثبت تصاویری است که کیفیت و رنگ و نور آنها چندان چنگی به دل نمی زنند.


اما با کمک این لنزهای قابل نصب فیش-آی و ماکرو/ واید می توان دوربین خنثی و معمولی تلفن همراه را به دوربینی با توانایی ثبت تصاویری واید و ماکرو با وضوح بالاتر و رنگهایی شفاف تر تبدیل کرد.
این لنزهای کوچک به گونه ای طراحی شده اند که بتوان آنها را به هر نوع تلفن همراهی نصب کرد. به بیانی دیگر با استفاده از حلقه ای مغناطیسی و لبه چسبنده لنز می توان آنها را بر روی لنزهای مسطح دوربین تلفن همراه وصل کرد.

با این وجود احتمال اینکه به دلیل وجود برآمدگی یا فرو رفتگی در کنار لنزهای دوربین تلفن همراه نتوان از چنین لنزهایی استفاده کرد نیز وجود دارد. از این رو می توان گفت این لنزهای کوچک تنها بر روی دوربینهایی با لنز کاملا مسطح قابلیت نصب شدن دارند.


لنز واید برای عکاسی در محیطهای شلوغ، کنسرتها و مناظر طبیعی طراحی شده است و می تواند میدان دید را در حدود 40 درصد افزایش دهد.

اما زمانی که این لنز بر روی تنظیم ماکرو قرار بگیرد می توان کادرهای بسته زیبایی را از اجسام و موضوعات کوچک به ثبت رساند. فاصله لنز تا موضوع در هنگام عکاسی ماکرو با استفاده از این لنزهای کوچک 10 تا 23 میلیمتر است.

لنزهای فیش-آی نیز برای تصاویر لبه ای منحنی ایجاد کرده و زاویه دیدی 180 درجه ای به وجود می آورد، به گونه ای که انگار عکس از داخل تنگ ماهی به ثبت رسیده است.

بر اساس گزارش گیزمگ، قیمت این لنزهای ماکرو/ واید و فیش-آی 20 و 40 دلار است. البته کاربران آی-فن که برای ایجاد حالت فیش-آی در عکسهای خود به دنبال راه حلی ارزان قیمت تر می گردند می توانند نرم افزارهای ویژه آی-فن را بر روی گوشی های خود نصب کنند.

بهترین راه جبران کم خوابی چیست ؟


شاید داشتن حداقل 8 ساعت خواب شبانه در طی روزهای کاری هفته چندان در شرایط کنونی برای ما ممکن نباشد، ما به ندرت به میزان مورد نیاز در شبانه روز می‌خوابیم و همیشه احساس خستگی‌ ناشی‌ از کار روزانه را در صبح روز بعد با خود همراه داریم. برای حل این مشکل بر اساس آخرین تحقیقات می‌توان در روزهای آخر هفته این کمبود خواب را به طور کامل جبران کرد. پس ساعت زنگ داره خودتون رو طبق توصیهٔ دکترها آخر هفته‌ها خاموش کنید و راحت بخوابید.

لباسی نامرئی از جنس ابریشم/ ابداع پوشش نامرئی کننده با ابریشم و طلا

دانشمندان توانستند با استفاده از الیاف ابریشمی پوشش نامرئی خلق کنند که می تواند مسیر نور را در اطراف اجسام جامد منحرف کرده و آنها را نامرئی نشان دهد.
به گزارش خبرگزاری مهر، در حال حاضر امکان استفاده از این پارچه نامرئی تنها در نور بالاتر از طیف مرئی و در باند تراهرتز میان امواج رادیویی و فروسرخ ممکن است اما دانشمندان دانشگاه بوستون و دانشگاه "توفت" بر این باورند می توان چنین پوششی را برای طول موجهای کوچکتر و کوتاهتری نیز به وجود آورد که نور مرئی نیز در دسته این طیفها قرار دارد.

متا موادی که دانشمندان مورد استفاده قرار داده اند از ابریشم و ساختارهای طلایی مارپیچی به نام اختصاری SSR ساخته شده است. SSR یا "حلقه فنری تقویت کننده" تاثیرات جالب توجهی بر روی نور دارد. آنها می توانند تمامی نور دریافتی در یک طیف خاص را جذب یا بازتاب دهند و یا نور را در اطراف جسمی تاب داده و مسیر آن را منحرف کنند. متا مواد ابریشمی در هر سانتیمتر مربع از 10 هزار SSR برخوردار است.

امواج تراهرتز به صورت طبیعی از میان ابریشم به راحتی عبور خواهد کرد اما متا ابریشم جدید در هنگام برخورد نور تقویت می شود. از آنجا که ابریشم ماده ای زیستی است در هنگام قرار گیری در بدن انسان منجر به انگیزش واکنشهای ایمنی در بدن نخواهد شد و اینجاست که امکان استفاده گسترده از متا ابریشم در دانش پزشکی به وجود خواهد آمد.

"فیورنزو اومنتو" یکی از دانشمندانی که در ساخت متا ابریشم مشارکت داشته می گوید: این ابداع جدید به دلیل توانایی ابریشم در تعامل با بدن انسان، زاویه ای جدید از متا مواد را به نمایش می گذارد.

در حالی که دانشمندان معتقدند این ماده می تواند برای ساخت قبای نامرئی مشابه آنچه در فیلمهای "هری پاتر" نمایش داده می شود، مورد استفاده قرار گیرد، کاربردهای پزشکی آن می تواند امیدوار کننده تر باشد. رادیولوژیستها می توانند با پوشش دادن اندامهای مختلف بدن در این ماده بخشهای پیشین یا پشتی آنها را مشاهده کنند. همچنین می توان از این ماده به عنوان حسگر گلوکز خون استفاده کرد.

بر اساس گزارش دیسکاوری، سال گذشته محققان انگلیسی کالج امپریال لندن و دانشگاه ساوث همپتون برای مطالعه بر روی متا مواد و کاربردهای ممکن آن در دانش پزشکی، فنون دفاعی، امنیتی و ارتباطات کمک هزینه 4.9 میلیون پوندی دریافت کردند.

چگونه خواب دیدن خود را کنترل کنیم


آیا می‌شود آن‌چه شب‌ها به خوابمان می‌آید را کنترل و هدایت کنیم؟ آیا آن‌چه در فیلم تازه اکران شدهٔ «سرآغاز» (Inception) پخته و پرورانده شده ریشه در حقیقت دارد؟ در این فیلم علمی-تخیلی آمریکایی که شانزدهم ژوئیه اکران شد یک سرمایه‌دار بزرگ ژاپنی می‌کوشد با به‌کارگیری متخصصان نفوذ به خواب و رؤیا، ایده‌ای مخرب را در ذهن وارث اصلی شرکت رقیب خود بکارد. برای بررسی پرسش‌های بالا، نشریه علمی «ساینتیفیک امریکن» اخیرا مصاحبه‌ای انجام داده‌است با دردره برت (Deirdre Barrett) کارشناس روان‌شناسی در دانشگاه هاروارد و مؤلف کتابی به نام «هیئت خواب» (The Committee of Sleep) که در زمینه چاره‌یابی برای مشکلات از طریق کنترل خواب نوشته شده‌است. در بخش‌هایی از این مصاحبه می‌خوانیم: جوردن لایت (مصاحبه‌گر): همهٔ ما با خواب دیدن آشنا هستیم، اما تعریف علمی آن چیست؟ دردره برت: معنی تحت‌اللفظی آن تجربه کردن حکایت‌ها و داستان‌هایی در حین خواب است. گروهی هم خواب‌دیدن را آن قسمت از تجربه خواب تعریف می‌کنند که در حین حرکات سریع چشم رخ می‌دهد ولی تحقیقات این نظر را اثبات نکرده‌است. چرا به نظر می‌آید که بیشتر خواب‌دیدن‌ها مربوط به همان قسمتی از خواب است که در آن چشم‌ها بسته‌اند ولی به سرعت حرکت می‌کنند؟ قسمت حرکات تند چشم تنها قسمتی از خواب است که فعالیت بخش اعظم قشر مخ در آن تقریباً به همان اندازه فعالیتش در زمان بیداری است. در کل این‌طور به نظر می‌آید که فعالیت‌های بخش پایینی ساقهٔ مغز باعث بیدار شدن قشر مخ می‌شود و در نتیجه، قشر مخ پس از فعال شدن، اندیشه‌هایی منظم و معنی‌دار را ترتیب می‌دهد. البته هر چند وقت یک‌بار به موردهایی برمی‌خوریم که افراد در آن قسمت از خواب که چشم‌ها حرکت ندارند هم خواب‌های داستانوار و کاملی را دیده و گزارش می‌کنند، اما این موردها بیشتر مربوط به افرادی است که ضربه‌های روحی بزرگی به آن‌ها وارد شده بوده یا کارشان دارای شیفت‌های متغیر زیادی است. بنابر این ممکن است این امر به حالت‌های غیر معمول مرتبط باشد. آیا در حین خواب‌دیدن، بخش‌هایی از مغز بیشتر از بقیه قسمت‌ها فعالیت دارند یا این امر به نوع رؤیا بستگی دارد؟ در آن قسمت از خواب که چشم‌ها حرکات تند دارند بخش جلویی مغز هم به حالت نیمه‌خاموش درمی‌آید. این همان بخشی است که مأمور سانسور رفتار و افکار ما در طی روز است. بخش جلویی مغز همان جایی است که افکار را با آن‌چه جامعه «ناشایست» دانسته محک می‌زند و همان قسمتی است که به شما می‌گوید: «این کاری که می‌کنی منطقی نیست.» برای همین، وقتی که مشکلات و گرفتاری‌ها در خواب به سراغمان می‌آیند و مغز، راه حل‌های جالبی هم برای آن‌ها ارائه می‌دهد، منطق این راه حل‌ها با منطق چاره‌یابی‌های افکار روزانه فرق دارد. راه حل‌های برآمده از خواب‌دیدن، زیاد از خطوط مستقیم و راه‌های راست پیروی نمی‌کنند. چطور می‌شود در خواب برای مشکلات چاره‌یابی کرد؟ برای این کار اول باید پیش از به خواب رفتن به آن مشکل فکر کنید و ببینید که آیا می‌توانید از این مشکل یک تصویر ساخته و در ذهنتان آن را مجسم کنید. بعد سعی کنید تا این تصویر را در ذهنتان نگه دارید و آخرین چیزی باشد که پیش از به خواب رفتن به آن فکر کرده‌اید. برای اثر بهتر، چیزی که به تصویر آن مشکل شباهت داشته‌باشد را روی پاتختی کنار تخت خواب بگذارید. مثلاً اگر مشکل شخصی با کسی دارید عکس او را بگذارید یا اگر نقاش هستید یک بوم سفید نقاشی در کنار تخت بگذارید. یا اگر دانشمند هستید دستگاه نیمه‌تمام خود را کنار تخت خواب قرار دهید و اگر ریاضی‌دان هستید کاغذ مسئله‌های دشواری که به دنبال اثباتشان هستید را بگذارید. مسئله مهم دیگر اینست که وقتی بیدار شدید زود از تخت درنیایید. اگر پس از بیدار شدن حواستان به چیز دیگری پرت بشود نیمی از رؤیاها دیگر یادتان نمی‌آید. بعد از بیدار شدن در همان حالت قبل دراز بکشید، اگر خوابی که دیده‌اید همان لحظه یادتان نمی‌آید ببینید که آیا احساس خاصی در خود حس می‌کنید و به آن احساس توجه کنید. با این کار همه محتوای رؤیا رفته‌رفته به ذهنتان برمی‌گردد. من این آزمایش را یک هفته تمام بر روی دانشجویان انجام دادم و ۵۰ درصد از آن‌ها در مورد مشکلاتشان خواب دیدند و یک‌چهارم از آن‌ها موفق به حل آن مشکل در خواب شد. اگر بخواهیم در مورد فرد مشخصی یا مورد مشخصی خواب ببینیم باید چه کار کنیم؟ اگر برای مثال می‌خواهید خواب یکی از درگذشتگان یا بستگان دور از خود را ببینید هم خوب است عکسی از او را در کنار تخت بگذارید و پیش از خواب به آن نگاه کنید یا جمله‌ای کوتاه در مورد موضوع خواب و یا تصویری از موضوع را به عنوان آخرین تصویر پیش از خواب در ذهن نگه دارید. اگر برای نمونه دلتان برای خواب‌دیدن در مورد پرواز تنگ شده عکسی از یک انسان در حال پرواز را روی پاتختی بگذارید. آیا می‌شود در خواب،‌ متوجه بشویم که داریم خواب می‌بینیم؟ بله. به این پدیده می‌گویند رؤیای روشن. این‌گونه رؤیاها خیلی کم پیش می‌آیند و ۱ درصد از خواب‌دیدن‌ها را شامل می‌شوند. اگر در حالی که به خواب فرومی‌روید به خود بگویید: «امشب موقع خواب‌دیدن می‌خواهم متوجه خواب‌دیدنم بشوم» این کار کمک می‌کند تا شانس رخ دادن رؤیای روشن را افزایش بدهید. از مهم‌ترین عوامل دیگر که به وقوع رؤیای روشن کمک می‌کند خوابیدن به اندازه کافی است زیرا کم‌خوابی باعث می‌شود تا قسمت حرکات تند چشم کوتاه‌تر بشود. ما در طول خواب شبانه، هر ۹۰ دقیقه وارد مرحله حرکت تند چشم‌ها می‌شویم. طول این مرحله هر بار به طور تصاعدی از بار قبل طولانی‌تر می‌شود و اگر شما شب‌ها هشت ساعت خواب عادی را نداشته‌باشید بخش بزرگی از مرحله خواب‌دیدن را از دست می‌دهید. کنترل خواب و رؤیای دیگران چطور؟ آیا چنین چیزی ممکن است؟ گهگاه راه‌هایی برای تأثیر گذاشتن بر روی رؤیاهای دیگران وجود دارند برای مثال استفاده از تحریک‌کننده‌های حسی. برای نمونه دانشمندان دستگاهی را به روی صورت افراد نصب کرده‌اند که با تشخیص مرحله حرکت تند چشم شروع به پاشاندن نوری ضعیف و قرمزرنگ به صورت آن‌ها می‌کند. نتایج این آزمایش نشان داد که این کار باعث می‌شود تا افراد در جریان داستان‌پردازی‌های خواب خود نوری قرمز و سوسوزننده هم ببینند. برخی دیگر از دانشمندان، بخش‌هایی از مغز افراد را در حین بیداری در معرض تحریک‌های مغناطیسی قرار داده‌اند و توانسته‌اند با این‌کار باعث تغییر نوع خواب‌دیدن بشوند و درصد شاد بودن یا غمناک بودن رؤیا را تغییر دهند. تحریک‌کننده‌های شنیداری بهترین نوع محرک‌ها هستند مثلاً حرف زدن آرام یا افزودن صدای آب در پیرامون شخص در حال خواب. البته در مورد محرک‌ها باید محدوده دقیقی را رعایت کرد تا باعث بیدار شدن افراد نشود. ما هم‌چنین هم‌اینک با تصویربرداری از مغز به هنگام خواب، توانسته‌ایم نوع رؤیاهای افراد را به‌درستی حدس بزنیم. با بهتر شدن تصویربرداری‌ها که فعالیت بخش‌های مغز را نشان می‌دهند و نوع رؤیاها را نشان می‌دهند و با به‌کارگیری محرک‌های پیشرفته‌تر شاید بتوان در آینده دستکاری بیشتری در رؤیاهای افراد انجام داد.

صفحات محبوب من

دنبال کننده ها

باغ بان باشی