زن ها تا وقتی عاشق نشدند، بهترین روان کاوها هستند؛ ولی بعد از اون تبدیل میشن به بهترین بیماران روانی.
طلسم شده، هیچکاک
نمایش پستها با برچسب روان شناسی. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب روان شناسی. نمایش همه پستها
۱۳۸۹ شهریور ۱۷, چهارشنبه
۱۳۸۹ شهریور ۳, چهارشنبه
۱۳۸۹ مرداد ۲۹, جمعه
۵ روش عاشق کردن
و آنـجاسـت کـه راهـکـارهـای ذیل ناگهان همچون موهبتی آسمـانـی جـلـوه گـر خـواهند شد. البته توصیه های من سحر و جادو نبوده و آنگونه نیز نمیـبـاشـد که شخصی را برغم خواست و میل باطنی و با بکارگیری این تکنیکها وادار بـه آن کند که دلباخته و عاشق شما گردد.
کاری که این تکنـیـکها انجام می دهند شـانـس و اقـبـال را بمقدار زیادی به سود شما افزایش می دهند. آیا این کار شرورانه و نادرست است؟ من اینطور فکر نمیکنم بنابراین به مطالعه خود ادامه دهید.
● زیاد معاشرت کنید.سپس غیر قابل دسترس گردید
هـر چه بیشتر با شخصی ارتباط داشته باشید آن شخص بیشتر شما را دوست خواهد داشت. این را دیوید لیدمن متخصص رفتار انسانها بیان می کند. در واقع حق با اوسـت. چندین مطالعه دیگر نشان داده کـه در مـعـرض قـرار گـرفـتن مکرر با هر محرک خاص ما را نسبت به آن محرک علاقه مند تر می گرداند.
(تنها زمانی این نظریه صدق نمی کنـد کـه واکنش اولیه ما به آن محرک منفی باشد). بنابراین در ابتدای آشنایی از آنکه کناره گیـر، گریزان و غیر قابل دسترس باشید، پرهیز کنید. در عوض به دنبـال بهانه های فراوان برای آنکه وقت خود را با وی بگذرانید باشید.
اکنون حواستان را کاملا جمع کنید چون این مرحله زیرکانه بوده و احتیاج به مهارت دارد. درست زمانی که مطمئن شدید که او را مجذوب خود کرده و محبوب گشته اید به تدریج معاشرت خود را کاهش داده و کمتر در دسترس قرار گیرید و این کـار را تـا زمانی کـه وی دیگر شما را دیگر ملاقات نکرده و نبینـد ادامه دهید.
شـما هم اکنون "قانون کمـیابی" را بطور مؤثر بکار گماردید. همه ما واقف هستیم که: مردم خـواهـان چیزهایی هستـند که نمیتوانند داشته باشند. و همیشه در دسترس بودن شـما سبب کاهـش ارزش و شـان شما می گردد. برای مثال هـرگـاه پـایتان را از در خانه بیرون بگذارید و با توده عظیمی از الماس بروی زمین روبرو گردید، کم کم برایتان عادی شده و دیگر آنها را بچشم سنگهای گرانبها و ارزشمند نخواهید نگریست.
این قانون کمیابی است که سبب میشـود بـیشتر طالب آنها گردید. با آنان باشید و سپس کمیاب گردید و مشاهده خواهید کرد محبوب تر می شوید. ما مرتبا در مورد مسایلی چون شور و اشتیاق، جـاذبـه جـنـسـی و عـشـق صحبت به میان میاوریم اما به "شباهت ها" اشاره ای نمیکنیم . بـایـد آگـاه باشیم افراد با خصوصیات متضاد در بلـنـد مـدت جـذب یـکدیـگر نـمی شوند. ما همواره در جستجوی شباهتها میان خود و شریک زندگیمان می بـاشیم.
اغـلب ما بـا گـشـتـن و مـعـاشرت با دوستانی که مورد علاقه امان نمی باشند ترس داریـم پس چـرا با مـعشـوق خود چنین کنیم؟ علاقمند بودن و دوست داشتن کسی بسیار مهم تر از آن است که ما عاشق آن فرد باشیم. تنـها شباهت های اخلاقی و شخصیتی ما نیست که حائز اهمیت میباشد. هرگاه شما با فردی کـه از لـحاظ ظاهـر شبـیـه شـما باشد آشنا گردید، احتمال آنکه وی شیفته و دلباخته شما گردد ۴ برابر بیشتر میباشد.
● کار دلپسندی برایش انجام ندهید.بـگذاریـد او برایتان کارهای دلپسندی انجام دهد
هرگاه شما کار پـسـنـدیـده ای بـرای شـخـصی انجام دهید، از دو جهت احساس خوبی خواهید داشت: احـساس خـوشـنودی از خـودتان و صمیمیت با فردی که شما اندکی با عملتان لوسش کرده اید. ما معمولا بمنظور توجیه زحمات و یا هزینه هایی که صرف فرد مورد نظر کرده ایم در شایستگی و استحقاق وی مبالغه وخیالپردازی میکنیم.
سـرانجام آنکه:ما آن فرد را بیشتر دوست خواهیم داشت.هرگاه شخصی برای ما کار پسندیده ای انجام میدهد، خوشنود میگردیم. اما در کنار آن احساسات ناخوشایند دیگری نیز تظاهر خواهند کرد. گاه غرق در هیجانات میشویم. در تـنگنا قرار می گیریم که مانند همان فرد بامعرفت که آن لطف را در حق شما کرده عمل نماییم یعنی آنکه لطفش را جبران کنیم.
و حتی زمانیکه آن عمـل نـیک از سوی شخصی صورت می گـیـرد کـه شـما علاقه وافری به وی داشته اما نسبت به احساسش نسبت به خودتان مردد هستید، مسئله بسیار بغرنج تر میگردد. متوجه منظورم می شـوید؟ هنگامی که ما شیفته و شیدای شخصی می شویم، ناگزیریم برای او کارهای لطف آمیزی انجام دهیم.اما بهتر آنست اجازه دهید او شما را لوس کند.
● به او نگاه کنید...
زیـک روبیـن روانـشـنـاس دانشگاه هاروارد مطالعه ای را صورت داد تا دریابد آیا قادر است عشق را بطور علمی توسط ضبط مدت زمانی که دو عاشق بیکدیگر چشم دوختـه انـد، مورد اندازه گیری قرار دهد. وی دریافت که دو فردی که عمیقا عاشق یکدیگر می بـاشند ۷۵ درصد از زمانی را که گفتگو می کنند، به همدیگر نگاه می کنند.
و هـنـگـامی که فرد ناخوانده ای به میان صحبتشان وارد میگردد آهسته تر روی از یکدیگر برمی گـردانـنـد. در گـفـتـگوهـای معمولی افراد ۳۰ تا ۶۰ درصد از وقت را به نگاه کردن به یـکدیـگر اخـتـصـاص می دهند. اهمیت مقیاس روبین واضح میباشد: احتمال آنکه بگوییم دو فرد تا چه میزان عاشـق و دلبـاخته یـکدیـگر هستند را می تـوان بـا انـدازه گیـری مـدت زمـانـی کـه آن دو عاشقانه به یکدیگر زل می زنند تخمین زد.
برخـی روانـکاوان از آن در حین مشاوره برای آنکه دریابند تا چه اندازه زوجین به یکدیگر علاقه و عشق دارند سود می برند. هـمچنین این موضوع اطلاعات سودمند زیادی را بـرای آنـکه بـخواهید شخصی دلباخته شما گردد در اختیارتان قرار میدهد. اینگونه که: هرگاه به شخصی که دوسـتـش می دارید در حین گفتگو ۷۵ درصد از زمان به وی نگاه کنید.
با این کار مغز آن فرد را فریب میـدهید. مـغز آن شخص آخرین باری که فردی تا این اندازه به او نـگـاه کـرده را بـخاطر آورده و تـحلـیـلش از این نگاه طولانی، وجود عشق و علاقه خواهد بود. در نتیجه این طـور مـی انـدیـشد که عاشق شما است و مغزش شروع به ترشح فنیل اتیلامین (PEA) می کند. ایـن مـاده از خانواده آمفی تامین ها میباشند که توسط سیستم عصبی ترشح میگردد.هنگامی که ما عاشق میشویم PEA همان عاملی است که سبب تعریق کف دستان، احساس دل آشوبی، و افزایش ضربان قلب میشود.
هر چه شخصی که شما خواهانش میباشد PEA بیشتری بدرون جریان خونش جاری گردد احتمال آنکه او دلـبـاخـتـه شـمـا گـردد افـزایـش میـیابد. زمانی که شما نمی توانید صادقانه فردی فرد بی رغبـتـی را وابسته خود کنید، بکارگیری این تکنیک تولید PEA را کاملا میسر خواهد نمود. امتحان کنید.مطمئن هستم از نتیجه کار خود شگفت زده خواهید شد. زمـانـی کـه بـا شخصی هستید به وی حس عاشق بودن را القا کنید و اینکه او سـرانـجـام بـاورش شـود که عاشق شما است، زیاد بطول نخواهد انجامید.
● روی برنگردانید...
دیـگر یـافته های تعیین کننده در تحقیقات روبین: اگر فردی بـه زن و شوهری که در حـال گفتگو هستند، ملحق گردد، مدت زمان زیادی طول می کـشـد تـا نگاه آن زوج از یکدیگر منحرف شده و به نفر سوم برگردانده شود.
باز هرگاه این عمل را با شـخصـی کـه هنوز دلباخته شما نگشته بکار بندید، به او طوری القا میکنید کـه گویی دلبـاخته شماست و باعث سرازیر گشتن مقدار بـیـشـتـری PEA داخـل جریان خونش می شـوید. لئیل لونـز، مـتخصص روابط انسانها، این تکنیک را "چشمان آب نباتی" نـام نـهـاده. چشمانتان را به چشمان فردی که دوستش می دارید قفل نموده و ثابت در همان حالت نگه دارید. حتی زمانی که او صحبتـش پـایـان یـافـت و یا آنکه شخص دیـگـری به شما مـلـحـق شد، روی برنگردانید.
وقتی سرانجام خـواسـتـیـد چشمانتان را از چشمانش برگردانید (پس از ۴-۳ ثانیه) آن کار را با بی میلی و آهستگی انجام دهید دقیقا مانند آنکه توسط یک آب نبات به یکدیگر چسبیده اید. شاید این تکنیک زیاد سودمند به نظر نرسد ولی باور کنید هرگاه بطور صحیح صورت گیرد از تعجب نفس شما را بند خواهد آورد. اگرآنقدر کمرو و خجالتی می باشید که قادر نیستید مستقیما به چشمها خیره شـویـد از تکنیک آب نـبـات صـرف نظر کرده و از این روش استفاده نمایید.
بفردی که وارد گفتگوی شما شده روی برگردانده اما به محض آنکه سخنان آن فرد پایان یافت، بـه سرعت چشمانتان را به سمت شخص مورد علاقه خود بازگردانید. این یک حرکت بررسی کنـنده است. شما میـخواهید واکنش وی را از آنچه گوینده بیان داشته مورد بررسی قرار داده و بـه وی تفهیم کنید که بیش از آن فرد به او علاقه مند هستید.
● از علم مردمک سنجی کمک بگیرید...
ما هـمگی با حالت چشمها پیش از خواب آشنا هستیم وقتی بـه آنها مینگریم نگاهـی خمارآلود است. شما تنها به یک چیز برای ایجاد حالت چشمان پیش از خواب نیاز دارید: مردمک های بزرگ و متسع. بر طبق علم مردمک سنجی این عاملی اسـت کـه هـمه ما به آن پاسخ می دهیـم.
شـما قادر نیستید مردمک چشم خود را آگاهانه کنترل کنید (به همین خاطر است که می گویند چشمها هیچگاه دروغ نمیگویند). اما شما میتوانـیـد با ایجاد شرایط مناسب حالت مردمک منبسط را پدید آورده و به نتیجه دلخواه بـرسید. ابتدا نور را کاهش دهید. هـرگاه میـزان روشـنـایـی و نـور مـحیـط کاهـش یابد مردمک چشمها متسع میگردند. به همین خاطر است که استفاده از نور شمع و یا کلیدهای کاهنده نور چراغها در رستورانهای رمانتیک ضروری میباشد. تنها با ملایم کردن و کاهش نور نیست که چهره ما جذاب تر بنظر میرسند، مردمکهای منبسط نیز سودمند هستند.
دانشمندان ۲ تصویر از یک زن را به مردان نشان دادند. هر دو تصویر یکسان و مشابه بود یکی از دو تصویر طوری دستکاری شده بود که مـردمک چشـمـها بـزرگـتـر بـنـظر بـرسنـد. زمانی که تصویر دستکاری شده را نشان مردان دادند، آنهـا زن را در تـصـویـر دسـتـکاری شده، ۲ برابر جذابتر از تصویر واقـعـیـش تـشـخیـص دادنـد.
بـروی چهره مردان نیز آزمایش مـشـابـهـی صـورت گـرفـت و بـه زنـان نـشـان داده شـد و نـتایج مشابهی حاصل گشت. همچنین هنگامی که ما به چیزی علاقه داریم و دوستش می داریم می نگریم، مـردمک چشمانمان باز بزرگتر و متسع می شوند.
این را نیز می تـوان تـوسـط تـصـاویـر به اثبات رساند. این بار پژوهشگران تصویر یک زن زیبا را میـان تـعداد زیـادی از تـصـاویر معمولی و پیش پا افتاده قرار دادند سپس تغییر اندازه مـردمـک چـشمهای مردان حین مشاهده آن تصاویر را مورد بررسی قرار دادند. بدون اسـتـثـنـا مـردمـک چـشـمهـای مردان بروی تصویر مورد نظر منبسط می گشت.
این یعنی که هرگـاه شـمـا شـدیدا مجذوب شخصی شده باشید باید تا حالا مردمک چشمانتان مانند حفره های سیاه متسع و بزرگ شده باشد!
100 حقیقت بسیار زیبای زندگی!
* افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران میکنند (مشاوره، راهنمایی و ...)، از رسیدن به زندگی خود باز میمانند.
* کسانی که میگویند "من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو میگویم" دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو مینمایند.
* گفتن حقیقت مهم است؛ این مهم نیست که ما راست میگوییم و دیگران اشتباه میکنند.
* هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست.
* کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو میبرند در واقع لگد دیگران را به جان میخرند.
* آنچه که در ظاهر هر شخص میبینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست.
* جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور میتوان از شر او جان سالم بدر برد.
* ما از همان اول پدر و مادر زاده نشدهایم، بلکه باید بیاموزیم که چطور میتوان پدر و مادر بود.
* کلماتی که بر زبان جاری میگردند، قدرت خود را از ما گرفتهاند زیرا از خود هیچ قدرتی ندارند.
* افراد خردمند در سکوت به سر میبرند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را بشنوند.
* فرشته ها به زمین نمیآیند تا ببینند ما چه میکنیم بلکه میآیند تا به ما بگویند چه کار بهتر است انجام دهیم.
* هیچ چیز مانند ارتباط و وابستگی با دیگران، با تمام وجود، به درد انسان نمیخورد.
* در واقع ما هیچچ چیز را کنترل نمیکنیم مگر رفتار و کردار و تصمیمات خودمان.
* هیچ کس نمیتواند ما را شاد کند جز خودمان. (اگر بخواهیم)
* این یک اشتباه بزرگ است اگر از تجربیات خود درس نگیریم.
* من هیچ چیز نمیدانم، به من بیاموزید؛ من هیچ چیز نمیشنوم، به من بگویید؛ من هیچ چیز نخواهم دید، به من نشان دهید زیرا ما با هم پیروزیم.
* پشیمانی از آن دسته چیزهایی است که ما به اشتباه آن را انتخاب میکنیم.
* آنچه در قلب خود میپرورانیم، همان است که در زندگی ان دنیا در دستان خود داریم.
* تنها به این دلیل که بذری را که کاشته ایم نمیبینیم، نمی توانیم بگوییم چیزی از اینجا بیرون نمیآید.
* جنسیت واقعی وجود ندارد. هر کسی قسمتی از روحیات جنس مخالف را در خود دارد.
* تجربیات شما، تجربیات شما هستند؛ شخصیت شما نیستند.
* فرض کردنها از تنبلی ما در جستجوی حقیقت سرچشمه میگیرند.
* هیچ کس به طور کامل بیطرف نیست.
* خانواده ما تنها جایی نیست که ما در ان متولد شدهایم؛ گاهی یک دست باز و رویی گشاده نیز ما را متولد میکند.
* شما همیشه راه درست را نمیپیمایید.
* فروتنی و تواضع، در واقع توانایی پذیرفتن خطاست.
* توانایی یک مرد آن چیزی نیست که در جیبش دارد، بلکه آن است که بر دوشش دارد.
* اگر شما یک قدم مثبت بردارید، کائنات 100 قدم به سمت شما میآیند.
* اگر میخواهید بدیها سرتان نیاید، نخواهید سر دیگران آید.
* اگر میخواهید با حقیقت سر و کار نداشته باشید، همیشه در خیالات خود گم هستید.
* فخرفروشی لباسی است که فقط تن احمقان میشود.
* کسی که از همه بیشتر میداند، معمولا همان کسی است که کمتر حرف میزند.
* هر کسی سزاوار ارزشمند شدن و معشوق دیگران بودن است.
* هیچ کس جواب نهایی را به شما نخواهد داد، مگر خودتان.
* شما تنها با ابزاری که دارید میتوانید عمل کنید، پس به دنبال ابزار جدید وقت خود را تلف نکنید.
* اگر خطاهای خود را خطا در نظر نگیریم، آنگاه با هر خطا راهی اشتباه را کشف کردهایم.
* این انسانها هستند که به زندگی معنا میدهند و نه اشیاء.
* همیشه سوالاتی هستند که جوابشان ناپیداست و بزودی جوابشان پیدا خواهد شد.
* در حال حاضر نه آینده وجود دارد و نه گذشته، زندگی جاریست.
* اگر بخواهید، اسکلت همیشه در کنج کمد منتظر شماست تا شما را بخورد.
* وقتی صحبت میکنیم، صدای هیچ کس را نمیشنویم.
* والدین نباید کوچکترها را در برابر تصمیمات زندگی مسئول بدانند.
* اینکه پدران ما چه کاره بودهاند مهم نیست، مهم این است که ما چه خواهیم کرد و چه خواهیم شد.
* اگر فکر میکنید که باید همین الآن بگویید، پس بگویید و اگر می دانید که باید کاری را الآن انجام دهید، پس انجام دهید.
* هر تغییری نیاز به حرکت دارد.
* کمک دیگران به معنای انجام تمام و کمال کار ما نیست.
* اینطور نیست که هر کسی شما را دوست بدارد ولی شما میتوانید هر کسی را دوست داشته باشید.
* اگر کاری را همیشه برای کسی انجام دادید، او هرگز آن کار را یاد نخواهد گرفت.
* هیچ چیز بیشتر از خنده مسری و واگیردار نیست.
* بهترین هدیهای که میتوان به دیگران داد، وقت و صبر خودمان است.
* زیبایی محض با چشم قابل مشاهده نیست، بلکه با فکر و دل دیده میشود.
* هر کسی بذر کمال را در وجودش دارا میباشد، اما کمتر کسی میتواند آنرا پرورش دهد.
* تنها راه پایان دادن به مشاجرهها، پیدا کردن یک راه حل است.
* هر عملی که انجام میدهیم و هر حرفی که میگوییم به ما باز میگردد اما نه به گونهای که انتظارش را داشتیم.
* اگر یک پله از نردبان شکست، با کمی زحمت پا را باید بالاتر گذاشت.
* هرگز کلمات ناگفته را در اتاق دربسته محبوس نکنید.
* هرکس بیش از آنچه خود را میشناسد است.
* از هر چه بترسیم اسیرش میشویم.
* نیازمندترین انسانها حریصترین آنهاست.
* آنچنان خیال کنید که گویا تا ابد زندهاید و انچنان عمل کنید که گویا امروز میمیرید.
* بخندید همچنانکه نفس میکشید و دوست داشته باشید همچنانکه زندگی میکنید.
* هیچ کس نمیتواند بازگردد و شروعی جدید را رقم بزند اما هر کسی میتواند شروع کند و پایانی خوش را بسازد.
* مهمترین چیزها در زندگی چیزی نیستند که قابل لمس باشند.
* زیباترین عکسها در اتاقهای تاریک ظاهر میشوند؛ پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی بدان که طبیعت میخواهد تصویری زیبا از تو بسازد.
* برف سنگینی بارید؛ درختی شکست، درختی زیباتر شد.
* زندگی مانند بازی حکم است، مهم نیست که دست خوبی نداشته باشیم، مهم این است که یار خوبی داشته باشیم.
* از کوتهی ماست که دیوار بلند است.
* از شیشه جلو به زندگی نگاه کنید نه از آینه رو به عقب.
* به خاطر ترساندن موش خانهات را آتش نزن.
* هنر زندگی کردن، هنر نقاشی کردن بدون پاک کردن است.
* بهترین لذت زندگی انجام دادن عملی است که دیگران میگویند نمیتوانیم.
* هر روز از زندگی معجزه است. من روزم را هدر نمیدهم. من قدر معجزات را میدانم.
* آرام بنشین. تقلا نکن. بهار میآید و سبزهها رشد میکنند.
* اینکه چه میاندیشیم، چه میدانیم و به چه اعتقاد داریم مهم نیست. مهم این است که چه میکنیم.
* از زندگی هر انچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه آنچه آرزویش را داریم.
* از آنجا که زندگی آینه وجود ماست، فقط با تغییر ما تغییر میکند.
* ساعتی که خراب است، در هر روز دوبار زمان را درست نشان میدهد.
* هرگاه در زندگی خانهای از یخ ساختی، بر آب شدنش گریه نکن.
* برای انسانهای بزرگ چون بر این باورند که : یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت.
* آرزوهایت را یک جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا و کائنات بخواه. خدا و کائنات یادشان نمیرود اما تو یادت خواهد رفت آنچه را که امروز داری، آرزوی دیروزت بوده است.
* برگ در انتهای زوال میافتد و میوه در انتهای کمال. بنگر که چون برگی زردی یا سیبی سرخ؟
* اگرنتوانستی کسی را ببخشی از بزرگی گناه او نیست، از کوچکی دل توست.
* به کسی که در جستجوی حقیقت است ایمان آور و به کسی که حق را یافته است شک کن.
* ما آمدهایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم.
* هر کس چرای زندگی را یافت با هر چگونهای خواهد ساخت.
* سخن نیک را از گوینده آن بگیرید هر چند خود بدان عمل نکند.
* ناتوانترین مردم کسی است که نتواند دوستی پیدا کند و ناتوانتر از او کسی است که دوستان خود را از دست بدهد.
* چون عقل کامل گردد، سخن گفتن کمتر شود.
* صبحگاهان به جستجوی روزی درآیید که برکت و موفقیت در صبح زود نهفته است.
* به بار نشستن هر کار نیازمند 1000 روز صبر است.
* راز موفقیت در این است که با طبیعت و کائنات هماهنگ باشیم و در مسیر موجهای زندگی لذت ببریم.
* موفقیت یک مسیر است و نه هدف.
* موفقیت بیشترین و بهترین استفاده از آن چیزی است که هم اکنون داریم.
* شکست موفقیت است، اگر از آن درس بگیریم.
* موفقیت این نیست که هرگز اشتباه نکنیم بلکه این است که یک اشتباه را دوبار مرتکب نشویم.
* موفقیت دستیابی به آن چیزی است که میخواهیم و شادمانی خواستن آن چیزی است که بدست میآوریم.
* موفقیت توانایی پرش از شکستی بر شکستی دیگر است بدون اینکه خسته شویم.
* من میدانم که تمام هستی برای من خلق شده. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود میبینم.
* بازی زندگی بازی بومرنگهاست. مراقب بومرنگ خود باشیم که به کدام طرف پرتاب میشود.
* تفکر مثبت اساس هر موفقیت است
۱۰ درس طلایی از زندگی استیو جابز
بعد از مطلبی که راجع به انیشتین نوشتم و با استقبال بسیار زیادی روبرو شد ! بسیار مایل بودم مطلبی درباره استیو جابز داشته باشم .کسی که هنر و شخصیتش به تعریف نسل جدیدی از تکنولوژی و دگرگونی جهان کمک کرده است .این شخص صاحب شرکت افسانه ای که همه ما می شناسیم هست ،شرکت اپل. و این شرکت کامپیوترهای شخصی ، سخت افزار و نرم افزارهای خودش را خود به تنهایی تولید می کند .
این مرد با انرژی نا محدود و شخصیت کاریزماتیک و گیرای خود یک مدیر جذاب و منحصر به فرد به شمار می آید .حتی هنگامی که سعی می کند خیلی معمولی و عادی صحبت کند ،سخنانش بسیار زیرکانه است ، و در سخنوری استعداد خاصی دارد . اغراق نیست که بگوییم استیو جابز برترین مدیر آی تی سال های اخیر بوده است .حتی لباس پوشیدن او منحصر به فرد و در نوع خود بسیار جالب است .
در اینجا متنخبی از بهترین حرفایی که او زده جمع آوری شده است ، درس هایی طلایی که به شما برای موفقیت در زندگی کمک می کند:
۱ . نو آوری تمایز بین یک رهبر و یک دنبال رو است
نوآوری هیچ گونه مرزی ندارد. تنها مرز فقط تخیل شماست. زمان در اختیار شماست که چه چیز را می خواهید از این جعبه بیرون بیاورید. اگر شما جزئی از یک صنعت رو به رشد هستید، به راه هایی فکر کنید که بیشتر موثر باشید؛ چگونه مشتری پسندتر باشید و اینکه چگونه به سهولت تجارت کنید. اگر شما جزئی از یک صنعت راکد هستید، هر چه سریع تر از آن بیرون آیید قبل از این که خودتان فرسوده شوید، غیر موثر شوید و از تجارت خارج شوید. به یاد داشته باشید که طفره رفتن اینجا یک گزینه برای شما محسوب نمی شود. هم اکنون شروع به نوآوری کنید.
۲ . معیاری از کیفیت باشید .بعضی از افراد در محیط هایی که ممتاز بودن و برتری انتظار می رود استفاده نمی شوند .
هیچ میانبری به برتر بودن نیست .شما باید برتری خودتان را تعهد کنید .از استعدادها و توانایی های خود استفاده کنید و مهارت هایی که بهترین راه را برای جلو انداختن شما از بقیه مهیا می سازد را به کار گیرید .با یک استاندارد بالا زندگی کنید و به جزئیاتی که واقعا باعث تفاوت شما با دیگران می شود توجه کنید.ممتاز بودن و برتری سخت نیست . خیلی ساده همین الان تصمیم بگیرید که ممتاز و برتر باشید و سپس از آن چیزی که زندگی به شما بازتاب می دهد متحیر می شوید.
۳ . تنها راهی که می توانید کارهای بزرگ انجام بدهید این است که آنچه انجام می دهید را دوست بدارید .اگر شما هنوز این راه را پیدا نکردید ،به جستجو ادامه دهید .درمانده نشوید .با تمام وجود از ته قلب خود تلاش کنید، سر انجام شما این راه را پیدا خواهید کرد.
من این را در ۴ کلمه خلاصه می کنم : Do What You Love یا کاری انجام بده که دوستش داری . در جستجوی حرفه و مسیری باشید که به زندگی شما جهت ، مقصد و خشنودی می دهد .هدف ها را تشخصی دهید و برای هدف هایی که به زندگی شما معنی و ارزش می بخشد تلاش کنید .این کار فقط به سلامتی روحی و انگیزه داشتن شما کمک نمی کند ، بلکه باعث می شود شما در زمان های سختی احساس بهتری داشته باشید و التیام بخش شما خواهد بود .آیا شما در روز شنبه صبح از تخت خود می پرید و پیش به سوی پیشرفت و کارهای این هفته می روید؟ اگر پاسخ شما خیر است بیشتر فکر کنید تا دلیلش را پیدا کنید .
۴ . می دانید که بیشتر غذایی که می خوریم به دست افراد دیگری درست شده است. لباسی را می پوشیم که کسان دیگری آنها را ساخته اند. ریاضیاتی را استفاده می کنیم که اشخاص دیگری آن را توسعه داده اند … منظورم این است که ما به ندرت چیزی را به دست می آوریم. خیلی شگفت انگیز و خارق العاده است وقتی چیزی را خلق می کنید که بر اساس تجربه و دانش بشری باشد.
به صورتی زندگی کنید که از لحاظ اخلاقی منطقی باشد. سعی کنید که در دنیای اطرافتان تغییری حاصل کنید و به سوی بهتری سوق دهید. آن گاه توجیه بهتری برای زندگی خواهید یافت و بهترین مرهم برای ملالت و خستگی به شمار می رود. همیشه کارهای زیادی برای انجام دادن هست. همیشه در مورد کاری که انجام می دهید با دیگران گفت و گو کنید. نصیحت نکنید یا حق به جانب نباشید و یا متعصبانه فکر نکنید همچنین افراد را از بحث دور نکنید. از مثال زدن خجالت نکشید و از هر فرصتی استفاده کنید که به دیگران اجازه دهید بدانند که چه کاری را انجام می دهید.
۵ . در بودا یک اصطلاح هست به نام : “افکار یک نوآموز” . بسیار شگفت انگیز است که افکار یک نو آموز را داشته باشید.
نوعی طرز تفکر است که هر چیز را به صورتی که هست می بینید، قدم به قدم و در یک آن به ماهیت هر چیز پی خواهید برد. افکار نو آموز نوعی تمرین عبادت و ریاضت در اعمال به حساب می آید. این فکر هست که باعث تصدیق بلا تصور و چشم داشت، قضاوت و پیش داوری می شود. به افکار یک نو آموز که به مانند یک کودک دنیای اطراف خود را می بیند نگاه کنید، پر از کنجکاوی، شگفتی بهت و حیرت.
۶ . ما اساسا معتقدیم که شما تلوزیون نگاه می کنید تا فکر نکنید ، و زمانی که شما با کامپیوتر کار می کنید ، می خواهید فکر کنید
مطالعات آکادمیک در طول دهه های مختلف نشان دهنده ی این است که تلویزیون اثر مهلکی بر روح و روان انسان دارد. بیشتر بینندگان تلویزیون می دانند که عمل آنها باعث کندی در ذهن و تباهی آن می شود ولی بیشتر زمان خود را جلوی این جعبه می گذرانند. پس تلویزیون را خاموش کنید و سلول های مغزی خود را نجات دهید. اما بسیار محتاط باشید، کامپیوتر هم می تواند باعث از بین رفتن سلول های مغزی شود. سعی کنید صحبتی داشته باشید با شخصی که به مدت ۸ ساعت در روز به بازی های اکشن یا مسابقه ای می پردازد !
۷ . من تنها کسی هستم که یک چهارم یک بیلیون دلار را در یک سال از دست داده ام … این موضوع خیلی شخصیت ساز است.
اشتباه کردن را برابر با اشتباه بودن ندانید. شخص موفقی وجود ندارد که تا به حال دچار اشتباه یا شکست نشده باشد، افراد موفق اشتباه می کنند و نوع زندگی خود را عوض می کنند یا نحوه ی عملکرد خود را تغییر می دهند که بتوانند با اشتباه خود رویارویی کنند، پس بار دیگر آن اشتباه را انجام نخواهند داد. آنها اشتباهاتشان را بازگو می کنند تا اخطاری باشد نه اینکه نشانه ی نا امیدی یا بی کفایتی باشند. اشتباه کردن به این معنا نیست که مثل یک احمق زندگی می کنید.
۸ . من تمام فن اوری هایم را برای یک بعد از ظهر بودن با سقراط معامله می کنم.
در دهه گذشته ، کتاب های زیادی از شخصیت های بزرگ تاریخی در کتاب خانه های سرتاسر جهان موجود است . و سقراط به همراه لئوناردو داوینچی، نیکولاس کوپرنیک، چالز داروین و آلبرت انیشتن قله های الهامات در استقلال اندیشمندان هستند. اما سقراط اولین بود. چیچرو در مورد سقراط می گوید: ” او فلسفه را از آسمان به صورت زنده برای مردمان به زمین آورد.” بنابراین از اصول سقراط در زندگی، کار، یادگیری و روابط خود استفاده کنید. این کار را برای خودتان انجام دهید نه برای سقراط، و ببینید چه قدر درستی ، زیبایی و خوبی می توانید به زندگی هر روزه ی خود وارد کنید.
۹ . ما اینجا هستیم که تغییری در جهان به وجود آوریم، در غیر این صورت چرا هم اکنون اینجا هستیم؟
شما می دانید که کارهای بزرگی در زندگی می توانید انجام دهید؟ و می دانید که هر زمان که یک فنجان قهوه برای خود می ریزید چقدر این کارهای بزرگ خاک خواهند خورد؟ و قصد دارید قبل از انجام این کارها کمی بیشتر فکر کنید … همه ی ما با هدیه ای به دنیا آمده ایم که به زندگی بدهیم، هدیه ای برای تمام رؤیاهایمان ، رغبت هایمان، احساساتمان و کنجکاوی هایمان. این هدیه در واقع هدف ماست. شمابرای انتخاب هدف خود نیاز به هیچ اجازه ای از دیگران ندارد . هیچ رئیسی، معلمی، والدینی یا کشیشی این قدرت را ندارد برای شما تصمیم بگیرد که هدف شما چیست. فقط باید این هدف منحصر بفرد را بیابید.
۱۰ . زمان برای شما محدود است، پس وقت خود را برای زندگی دیگران تلف نکنید. در عقاید تعصب آمیز به دام نیافتید .به گونه ای زندگی نکنید که نتیجه ی افکار افراد دیگری هستید. نگذارید سر و صداهای افکار دیگر باعث شود به صدای درونی خود گوش نکنید. از همه مهم تر، این جرئت را داشته باشید که از قلب خود پیروی کنید. ضمیر نا خود آگاه تنها چیزی است که می داند شما به چه تبدیل خواهید شد. هر چیز دیگر در درجه ی دوم قرار خواهد گرفت.
آیا شما از زندگی برای به تحقق رساندن رویای دیگران خسته شده اید؟ شک نکنید این زندگی شماست و شما این حق را دارید که هر گونه که می خواهید زندگی کنید. به گونه ای زندگی کنید که شما انتخاب می کنید و شما رئیس خود هستید.
هر یک از این درس ها ممکن است در ابتدا برای گنجاندن در زندگی مشکل به نظر برسد ، اما اگر شما مسیر را هموار کنید این درس ها به سادگی برای شما رخ خواهد داد و خواهید دید که چه پیشرفتی در زندگی و عملکرد خود خواهید داشت . پس پیش بروید و این نکات را رعایت کنید .
منبع : ویز ویز
این مرد با انرژی نا محدود و شخصیت کاریزماتیک و گیرای خود یک مدیر جذاب و منحصر به فرد به شمار می آید .حتی هنگامی که سعی می کند خیلی معمولی و عادی صحبت کند ،سخنانش بسیار زیرکانه است ، و در سخنوری استعداد خاصی دارد . اغراق نیست که بگوییم استیو جابز برترین مدیر آی تی سال های اخیر بوده است .حتی لباس پوشیدن او منحصر به فرد و در نوع خود بسیار جالب است .
در اینجا متنخبی از بهترین حرفایی که او زده جمع آوری شده است ، درس هایی طلایی که به شما برای موفقیت در زندگی کمک می کند:
۱ . نو آوری تمایز بین یک رهبر و یک دنبال رو است
نوآوری هیچ گونه مرزی ندارد. تنها مرز فقط تخیل شماست. زمان در اختیار شماست که چه چیز را می خواهید از این جعبه بیرون بیاورید. اگر شما جزئی از یک صنعت رو به رشد هستید، به راه هایی فکر کنید که بیشتر موثر باشید؛ چگونه مشتری پسندتر باشید و اینکه چگونه به سهولت تجارت کنید. اگر شما جزئی از یک صنعت راکد هستید، هر چه سریع تر از آن بیرون آیید قبل از این که خودتان فرسوده شوید، غیر موثر شوید و از تجارت خارج شوید. به یاد داشته باشید که طفره رفتن اینجا یک گزینه برای شما محسوب نمی شود. هم اکنون شروع به نوآوری کنید.
۲ . معیاری از کیفیت باشید .بعضی از افراد در محیط هایی که ممتاز بودن و برتری انتظار می رود استفاده نمی شوند .
هیچ میانبری به برتر بودن نیست .شما باید برتری خودتان را تعهد کنید .از استعدادها و توانایی های خود استفاده کنید و مهارت هایی که بهترین راه را برای جلو انداختن شما از بقیه مهیا می سازد را به کار گیرید .با یک استاندارد بالا زندگی کنید و به جزئیاتی که واقعا باعث تفاوت شما با دیگران می شود توجه کنید.ممتاز بودن و برتری سخت نیست . خیلی ساده همین الان تصمیم بگیرید که ممتاز و برتر باشید و سپس از آن چیزی که زندگی به شما بازتاب می دهد متحیر می شوید.
۳ . تنها راهی که می توانید کارهای بزرگ انجام بدهید این است که آنچه انجام می دهید را دوست بدارید .اگر شما هنوز این راه را پیدا نکردید ،به جستجو ادامه دهید .درمانده نشوید .با تمام وجود از ته قلب خود تلاش کنید، سر انجام شما این راه را پیدا خواهید کرد.
من این را در ۴ کلمه خلاصه می کنم : Do What You Love یا کاری انجام بده که دوستش داری . در جستجوی حرفه و مسیری باشید که به زندگی شما جهت ، مقصد و خشنودی می دهد .هدف ها را تشخصی دهید و برای هدف هایی که به زندگی شما معنی و ارزش می بخشد تلاش کنید .این کار فقط به سلامتی روحی و انگیزه داشتن شما کمک نمی کند ، بلکه باعث می شود شما در زمان های سختی احساس بهتری داشته باشید و التیام بخش شما خواهد بود .آیا شما در روز شنبه صبح از تخت خود می پرید و پیش به سوی پیشرفت و کارهای این هفته می روید؟ اگر پاسخ شما خیر است بیشتر فکر کنید تا دلیلش را پیدا کنید .
۴ . می دانید که بیشتر غذایی که می خوریم به دست افراد دیگری درست شده است. لباسی را می پوشیم که کسان دیگری آنها را ساخته اند. ریاضیاتی را استفاده می کنیم که اشخاص دیگری آن را توسعه داده اند … منظورم این است که ما به ندرت چیزی را به دست می آوریم. خیلی شگفت انگیز و خارق العاده است وقتی چیزی را خلق می کنید که بر اساس تجربه و دانش بشری باشد.
به صورتی زندگی کنید که از لحاظ اخلاقی منطقی باشد. سعی کنید که در دنیای اطرافتان تغییری حاصل کنید و به سوی بهتری سوق دهید. آن گاه توجیه بهتری برای زندگی خواهید یافت و بهترین مرهم برای ملالت و خستگی به شمار می رود. همیشه کارهای زیادی برای انجام دادن هست. همیشه در مورد کاری که انجام می دهید با دیگران گفت و گو کنید. نصیحت نکنید یا حق به جانب نباشید و یا متعصبانه فکر نکنید همچنین افراد را از بحث دور نکنید. از مثال زدن خجالت نکشید و از هر فرصتی استفاده کنید که به دیگران اجازه دهید بدانند که چه کاری را انجام می دهید.
۵ . در بودا یک اصطلاح هست به نام : “افکار یک نوآموز” . بسیار شگفت انگیز است که افکار یک نو آموز را داشته باشید.
نوعی طرز تفکر است که هر چیز را به صورتی که هست می بینید، قدم به قدم و در یک آن به ماهیت هر چیز پی خواهید برد. افکار نو آموز نوعی تمرین عبادت و ریاضت در اعمال به حساب می آید. این فکر هست که باعث تصدیق بلا تصور و چشم داشت، قضاوت و پیش داوری می شود. به افکار یک نو آموز که به مانند یک کودک دنیای اطراف خود را می بیند نگاه کنید، پر از کنجکاوی، شگفتی بهت و حیرت.
۶ . ما اساسا معتقدیم که شما تلوزیون نگاه می کنید تا فکر نکنید ، و زمانی که شما با کامپیوتر کار می کنید ، می خواهید فکر کنید
مطالعات آکادمیک در طول دهه های مختلف نشان دهنده ی این است که تلویزیون اثر مهلکی بر روح و روان انسان دارد. بیشتر بینندگان تلویزیون می دانند که عمل آنها باعث کندی در ذهن و تباهی آن می شود ولی بیشتر زمان خود را جلوی این جعبه می گذرانند. پس تلویزیون را خاموش کنید و سلول های مغزی خود را نجات دهید. اما بسیار محتاط باشید، کامپیوتر هم می تواند باعث از بین رفتن سلول های مغزی شود. سعی کنید صحبتی داشته باشید با شخصی که به مدت ۸ ساعت در روز به بازی های اکشن یا مسابقه ای می پردازد !
۷ . من تنها کسی هستم که یک چهارم یک بیلیون دلار را در یک سال از دست داده ام … این موضوع خیلی شخصیت ساز است.
اشتباه کردن را برابر با اشتباه بودن ندانید. شخص موفقی وجود ندارد که تا به حال دچار اشتباه یا شکست نشده باشد، افراد موفق اشتباه می کنند و نوع زندگی خود را عوض می کنند یا نحوه ی عملکرد خود را تغییر می دهند که بتوانند با اشتباه خود رویارویی کنند، پس بار دیگر آن اشتباه را انجام نخواهند داد. آنها اشتباهاتشان را بازگو می کنند تا اخطاری باشد نه اینکه نشانه ی نا امیدی یا بی کفایتی باشند. اشتباه کردن به این معنا نیست که مثل یک احمق زندگی می کنید.
۸ . من تمام فن اوری هایم را برای یک بعد از ظهر بودن با سقراط معامله می کنم.
در دهه گذشته ، کتاب های زیادی از شخصیت های بزرگ تاریخی در کتاب خانه های سرتاسر جهان موجود است . و سقراط به همراه لئوناردو داوینچی، نیکولاس کوپرنیک، چالز داروین و آلبرت انیشتن قله های الهامات در استقلال اندیشمندان هستند. اما سقراط اولین بود. چیچرو در مورد سقراط می گوید: ” او فلسفه را از آسمان به صورت زنده برای مردمان به زمین آورد.” بنابراین از اصول سقراط در زندگی، کار، یادگیری و روابط خود استفاده کنید. این کار را برای خودتان انجام دهید نه برای سقراط، و ببینید چه قدر درستی ، زیبایی و خوبی می توانید به زندگی هر روزه ی خود وارد کنید.
۹ . ما اینجا هستیم که تغییری در جهان به وجود آوریم، در غیر این صورت چرا هم اکنون اینجا هستیم؟
شما می دانید که کارهای بزرگی در زندگی می توانید انجام دهید؟ و می دانید که هر زمان که یک فنجان قهوه برای خود می ریزید چقدر این کارهای بزرگ خاک خواهند خورد؟ و قصد دارید قبل از انجام این کارها کمی بیشتر فکر کنید … همه ی ما با هدیه ای به دنیا آمده ایم که به زندگی بدهیم، هدیه ای برای تمام رؤیاهایمان ، رغبت هایمان، احساساتمان و کنجکاوی هایمان. این هدیه در واقع هدف ماست. شمابرای انتخاب هدف خود نیاز به هیچ اجازه ای از دیگران ندارد . هیچ رئیسی، معلمی، والدینی یا کشیشی این قدرت را ندارد برای شما تصمیم بگیرد که هدف شما چیست. فقط باید این هدف منحصر بفرد را بیابید.
۱۰ . زمان برای شما محدود است، پس وقت خود را برای زندگی دیگران تلف نکنید. در عقاید تعصب آمیز به دام نیافتید .به گونه ای زندگی نکنید که نتیجه ی افکار افراد دیگری هستید. نگذارید سر و صداهای افکار دیگر باعث شود به صدای درونی خود گوش نکنید. از همه مهم تر، این جرئت را داشته باشید که از قلب خود پیروی کنید. ضمیر نا خود آگاه تنها چیزی است که می داند شما به چه تبدیل خواهید شد. هر چیز دیگر در درجه ی دوم قرار خواهد گرفت.
آیا شما از زندگی برای به تحقق رساندن رویای دیگران خسته شده اید؟ شک نکنید این زندگی شماست و شما این حق را دارید که هر گونه که می خواهید زندگی کنید. به گونه ای زندگی کنید که شما انتخاب می کنید و شما رئیس خود هستید.
هر یک از این درس ها ممکن است در ابتدا برای گنجاندن در زندگی مشکل به نظر برسد ، اما اگر شما مسیر را هموار کنید این درس ها به سادگی برای شما رخ خواهد داد و خواهید دید که چه پیشرفتی در زندگی و عملکرد خود خواهید داشت . پس پیش بروید و این نکات را رعایت کنید .
منبع : ویز ویز
۱۳۸۹ مرداد ۲۷, چهارشنبه
:: پانزده درس زندگی كه در هیچ مدرسه ای یاد نمیدهند! ::
همگی ما همزمان با تحصیل در مدارس، درسهایی از زندگی نیز می آموزیم كه هردوی آنها مهم است. مشكل اصلی این است كه زندگی قبل از ما هم جریان داشته و ما را هم مانند دیگران در مسیرش با خود میبرد و این در حالی است كه ما تازه در ابتدای یادگیری و كسب معلومات لازم برای زندگی هستیم و تنها امیدواریم كه روزی به همه ی جوانب دست پیدا كنیم، پس بطور منطقی دانش ما همیشه عقب تر از زندگی است.
در اینجا به درسهایی از زندگی اشاره كرده ایم كه براحتی میتوانید از آنها بهره بگیرید :
1. طبق گفته ی Richard Carlson "چیزهای بی ارزش را نچشید"، این بدان معنی است كه خیلی از مردم خود را درگیر استرس و به انجام رساندن كارهای بی ارزش میكنند كه در نهایت در مقابل اهداف اصلی زندگی، هیچ ارزشی ندارند وقتی آنقدر خود را درگیر این مسائل كوچك میكنیم دیگر جایی برای نیل به آرزوهایمان باقی نگذاشته ایم و از لحظات خود هیچ لذتی نمیبریم.
2. "زندگی غیر قابل پیش بینی است و ممكن است هر لحظه شما را در شیب وفراز قرار دهد". فقط بگویید "هرگز" و بعد ببینید چه اتفاقی میافتد. برای مقابله با گره هایی كه زندگی در مسیر شما قرار داده است، تنها با ذهنی باز و خوش بین، به آنها خوش آمد بگویید !
3. خسته كننده ترین واژه در هر زبان "من" است. بله تصور این است كه تكرار این كلمه اعتماد به نفس را بالا میبرد. ولی خوب! بیشتر وقتها همه ی آن چیزیی كه در مورد خود با تكرار "من" توضیح و تعریف میكنید، واقعیت ندارد! اینكه یك نفر دائما" از خود و فضایل خود تمجید و تفسیر كند، بسیار خسته كننده و یكنواخت است. این حالت "خود محوری " است نه "اعتماد به نفس".
4. انسانیت مهم تر از مادیات است. اهمیت روابط اجتماعی بسیار مهم تر از درجات مادی است كه هر كدام از ما در مسیر آرزوها به آنها میرسیم. بدون محبت و عشق و حمایت خانواده و دوستان در زندگی، موفقیت های مادی، خیلی لذت بخش نخواهد بود. با ایجاد تعادل در ملاك های برتری و ارزش های خود، از ثبات زندگی بیشتری بهره خواهید برد.
5. به غیر از خودتان، هیچ كس دیگر نمیتواند شما را راضی كند ! رضایت و راحتی ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله، روابط اجتماعی، زندگیمان را پر بار تر میكند، اما خوب، شاید این روابط به تنهایی باعث شادكامی و رضایت شما نشود.
6. درجه ی كمال و شخصیت را بالا ببرید. كمالات برای هر شخص زیباست. كلام و اعمال نیك، به دنبال خود، اعتماد و اطمینان دوستان را در پی دارد. برای رسیدن به این درجه، تلاش كنید.
7. بیاموزید كه خود، دیگران و حتی دشمنان خود را ببخشید. انسان جایز الخطاست، همه ما اشتباه میكنیم، ولی با كینه توزی و یادآوری صدمات گذشته، تنها این خودمان هستیم كه از زندگی لذت نمیبریم نه دیگران !
8. "خنده" داروی هر "درد" است. با خوشرویی و تبسم، دردهای خود را درمان كنید.
9. تغذیه خوب، استراحت، ورزش و هوای تازه، را فراموش نكنید. سلامتی خود را دست كم نگیرید. با رعایت این نكات، از وضعیت جسمی ایده آل خود، لذت ببرید.
10. اراده ای مصمم، شما را به هر چیزی كه میخواهید، می رساند. هرگز تسلیم نشوید و به دنبال رسیدن به آرزوها و اهداف خود تلاش كنید.
11. تلویزیون، ذهن ما را بیشتر از هر چیزی نابود میكند ! از تلویزیون كناره گیری كنید و با ورزش، مطالعه و یادگیری، ذهن خود را فعال كنید.
12. شكست را بپذیرید. هر كسی در زندگی ممكن است بارها و بارها شكست بخورد. شكست آموزنده است و به ما یاد میدهد كه چطور متواضع باشیم و راه درست تری را برای جبران آن انتخاب كنیم. توماس ادیسون با شكستهای متمادی توانست به هدف خود برسد، او میگفت :"من شكست نخوردم، تنها ده ها هزار راه را امتحان كردم كه برایم مفید نبود ! و به نتیجه نرسید !"
13. از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرید. یكی از بودائیان پیر چنین میگوید :"یك مرد دانا كسی است كه از اشتباهات خود درسی نیك بیاموزد و اما داناتر كسی است كه از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرد".
14. از محبت به دیگران دریغ نكنید. زندگی كوتاه است و پایان آن نامعلوم. پس سعی كنید محبت كنید تا محبت ببینید و در هیچ شرایطی از محبت به همنوعان خود دریغ نکنید.
15. آنچنان زندگی كنید كه گویی روز آخر عمرتان است !!! همواره سعی كنید بهترین و مهربان ترین همسر، رفیق و حتی مهربانترین و بهترین رئیس باشید، تا زمان وداع با این دنیا به دنیایی زیباتر دست یابید.
منبع :ایران ویج
در اینجا به درسهایی از زندگی اشاره كرده ایم كه براحتی میتوانید از آنها بهره بگیرید :
1. طبق گفته ی Richard Carlson "چیزهای بی ارزش را نچشید"، این بدان معنی است كه خیلی از مردم خود را درگیر استرس و به انجام رساندن كارهای بی ارزش میكنند كه در نهایت در مقابل اهداف اصلی زندگی، هیچ ارزشی ندارند وقتی آنقدر خود را درگیر این مسائل كوچك میكنیم دیگر جایی برای نیل به آرزوهایمان باقی نگذاشته ایم و از لحظات خود هیچ لذتی نمیبریم.
2. "زندگی غیر قابل پیش بینی است و ممكن است هر لحظه شما را در شیب وفراز قرار دهد". فقط بگویید "هرگز" و بعد ببینید چه اتفاقی میافتد. برای مقابله با گره هایی كه زندگی در مسیر شما قرار داده است، تنها با ذهنی باز و خوش بین، به آنها خوش آمد بگویید !
3. خسته كننده ترین واژه در هر زبان "من" است. بله تصور این است كه تكرار این كلمه اعتماد به نفس را بالا میبرد. ولی خوب! بیشتر وقتها همه ی آن چیزیی كه در مورد خود با تكرار "من" توضیح و تعریف میكنید، واقعیت ندارد! اینكه یك نفر دائما" از خود و فضایل خود تمجید و تفسیر كند، بسیار خسته كننده و یكنواخت است. این حالت "خود محوری " است نه "اعتماد به نفس".
4. انسانیت مهم تر از مادیات است. اهمیت روابط اجتماعی بسیار مهم تر از درجات مادی است كه هر كدام از ما در مسیر آرزوها به آنها میرسیم. بدون محبت و عشق و حمایت خانواده و دوستان در زندگی، موفقیت های مادی، خیلی لذت بخش نخواهد بود. با ایجاد تعادل در ملاك های برتری و ارزش های خود، از ثبات زندگی بیشتری بهره خواهید برد.
5. به غیر از خودتان، هیچ كس دیگر نمیتواند شما را راضی كند ! رضایت و راحتی ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله، روابط اجتماعی، زندگیمان را پر بار تر میكند، اما خوب، شاید این روابط به تنهایی باعث شادكامی و رضایت شما نشود.
6. درجه ی كمال و شخصیت را بالا ببرید. كمالات برای هر شخص زیباست. كلام و اعمال نیك، به دنبال خود، اعتماد و اطمینان دوستان را در پی دارد. برای رسیدن به این درجه، تلاش كنید.
7. بیاموزید كه خود، دیگران و حتی دشمنان خود را ببخشید. انسان جایز الخطاست، همه ما اشتباه میكنیم، ولی با كینه توزی و یادآوری صدمات گذشته، تنها این خودمان هستیم كه از زندگی لذت نمیبریم نه دیگران !
8. "خنده" داروی هر "درد" است. با خوشرویی و تبسم، دردهای خود را درمان كنید.
9. تغذیه خوب، استراحت، ورزش و هوای تازه، را فراموش نكنید. سلامتی خود را دست كم نگیرید. با رعایت این نكات، از وضعیت جسمی ایده آل خود، لذت ببرید.
10. اراده ای مصمم، شما را به هر چیزی كه میخواهید، می رساند. هرگز تسلیم نشوید و به دنبال رسیدن به آرزوها و اهداف خود تلاش كنید.
11. تلویزیون، ذهن ما را بیشتر از هر چیزی نابود میكند ! از تلویزیون كناره گیری كنید و با ورزش، مطالعه و یادگیری، ذهن خود را فعال كنید.
12. شكست را بپذیرید. هر كسی در زندگی ممكن است بارها و بارها شكست بخورد. شكست آموزنده است و به ما یاد میدهد كه چطور متواضع باشیم و راه درست تری را برای جبران آن انتخاب كنیم. توماس ادیسون با شكستهای متمادی توانست به هدف خود برسد، او میگفت :"من شكست نخوردم، تنها ده ها هزار راه را امتحان كردم كه برایم مفید نبود ! و به نتیجه نرسید !"
13. از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرید. یكی از بودائیان پیر چنین میگوید :"یك مرد دانا كسی است كه از اشتباهات خود درسی نیك بیاموزد و اما داناتر كسی است كه از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرد".
14. از محبت به دیگران دریغ نكنید. زندگی كوتاه است و پایان آن نامعلوم. پس سعی كنید محبت كنید تا محبت ببینید و در هیچ شرایطی از محبت به همنوعان خود دریغ نکنید.
15. آنچنان زندگی كنید كه گویی روز آخر عمرتان است !!! همواره سعی كنید بهترین و مهربان ترین همسر، رفیق و حتی مهربانترین و بهترین رئیس باشید، تا زمان وداع با این دنیا به دنیایی زیباتر دست یابید.
منبع :ایران ویج
۱۳۸۹ مرداد ۲۴, یکشنبه
خانمها: با جنبه های زنانه خود بیشتر آشنا شوید
این روزها همه نسبت به مسائل جنسیتی حساس شده اند و نمی شود بدون ناراحت کردن کسی درمورد زنانه یا مردانه بودن چیزی صحبت کرد. اگر تصمیم گرفته اید که این مقاله را بخوانید حتماً می خواهید با جنبه زنانه خود بیشتر آشنا شوید—یعنی آن جنبه های غیر جسمی شما که باعث می شود بیشتر حس زن یا دختر بودن به شما دست بدهد. زن بودن، مرد بودن یا دو جنسه بودن هیچکدام اشکالی ندارد—همه ما اولویت های خودمان را داریم و اگر اولویت شما زنانگی است در این مقاله توصیه هایی برای شکوفا کردن این جنبه ها آورده ایم.
مراحل
1. بنشینید و به زمان هایی فکر کنید که واقعاً احساس زن بودن می کردید. آن لحظه ها را با جزئیات به خاطر آورید—چه حسی داشتید؟ چه لباسی پوشیده بودید؟ چه می کردید؟ این اولین و مهمترین مرحله است چون درک شما از زن بودن را آشکار می کند. روی آن جزئیات متمرکز شوید و برای ایجاد دوباره آن وضعیت ها و حالت ها و آن حس در خودتان تلاش کنید.
2. تفاوت بین زن بودن و دختر بودن را درک کنید. دخترانه بودن همان زن بودن است اما با حالتی جوانتر و مادی تر. این هیچ اشکالی ندارد اما تنها راه زن بودن نیست. شما می توانید 70 سال سن داشته باشید و یک لباس خواب ساتن بپوشید و هنوز حس زنانگی را در خود داشته باشید چون قادرید هر کاری که باعث می شود این حس بیشتر در شما به وجود آید را انجام دهید.
3. هر سانتیمتر از بدنتان را دوست داشته باشید. بدنتان آن چیزی است که شما را به یک زن تبدیل می کند پس چطور می توانید زن باشید اما شکل زنانه بدنتان را دوست نداشته باشید؟ بدن زنان نسبت به مردان به طور طبیعی درصد بالاتری چربی دارد پس انحناهای بدنتان را از بین نبرید. از طرف دیگر، بخشی از دوست داشتن بدنتان مراقبت از آن است پس مراقب سطح کلسترول بدنتان هم باشید. همچنین خوشبختانه برای سالم ماندن لازم نیست که اندامی مانکن گونه داشته باشید.
4. ظرافت ظاهری داشته باشید. در اکثر جوامع، زن ها خیلی بیشتر از مردها به ظاهر خود می رسند. البته استثناهایی هم وجود دارد و این کاملاً به خودتان بستگی دارد که انتخاب کنید ظاهرتان هم بخشی از زنانگی شما باشد یا نه. اما به طور کلی، بسیاری از خانم ها وقتی حرکات آرام و ظریف داشته باشند احساس زنانگی بیشتری می کنند. و البته باید موقعیت را هم در نظر داشته باشید. در مسابقه والیبال نباید آنطور که در اتاق خوابتان با ظرافت حرکت می کنید، راه بروید. هیچ قانونی وجود ندارد که بگوید همیشه و در همه زمان ها باید این ظاهر را حفظ کنید.
5. برقصید. از طریق رقص می توانید راه های زیادی برای تاکید و نشان دادن زنانگیتان پیدا کنید. مثلاً رقص شکم انحناهای طبیعی بدن شما را تشدید می کند. رقص هایی که به شریک نیاز دارد مثل سالسا یا والس هم می تواند به ایجاد هر چه بیشتر این حس در شما کمک کند چون این رقص ها باتوجه به تفاوت های سنتی بین مرد و زن ابداع شده اند.
6. شوخ باشید. این تفکر که زن بودن یعنی کامل و بی عیب و نقص بودن را دور بیندازید. زمان هایی که هیچ حرفی برای گفتن ندارید، بهترین آزمایش زن بودنتان این است که بخندید و بخندانید. کمی به آن فکر کنید: بیش از حد جدی گرفتن زندگی چندان زنانه نیست و از این گذشته برای سلامتیتان هم خوب نیست. پس زیاد لبخند بزنید، شوخی کنید، و بازیگوشی های زنانه کنید. تفریح کنید! برای زن بودن باید با خودتان راحت باشید و با جدیت و خشک بودن زیاد نخواهید توانست با خودتان راحت باشید.
7. راحت، شیک، و زنانه لباس بپوشید. لباس شما می تواند هر چیزی باشد: تاپ، دامن، روسری، لباس زیر، کلاه، کفش، شلوار، جوراب و از این قبیل. با دقت خرید کنید و چیزی را بخرید که به تنتان زیبا بنشیند. این لباسها نباید لزوماً خیلی گران باشند تا شیک به نظر برسند. می توانید لباس های ارزان تر اما باسلیقه و شیک انتخاب کنید.
8. کمی آرایش کنید. البته این مرحله چندان هم ضروری نیست اما کمک می کند که زنانه تر به نظر برسید. رژ لب های قرمز و صورتی و سایه های چشم خنثی به ایجاد صورتی زنانه کمک می کند. اما یادتان باشد همیشه هم به آرایش نیاز نیست. هر موقع که خواستید از آن استفاده کنید.
9. به خودتان اعتماد داشته باشید. این هم یکی دیگر از مراحل مهم زنانه به نظر رسیدن است. این هم مثل مراحل دیگر، باید یاد بگیرید که خودتان را دوست داشته باشید. اعتماد به نفس نه تنها باعث می شود هم از نظر ذهنی و هم جسمی زنانه تر به نظر برسید بلکه کمک میکند مستقل تر و برجسته تر هم دیده شوید. هیچوقت دست ازخودتان نکشید.
نکات
· این مراحل برای افراد دوجنسه که می خواهند به جنبه زنانه خود نزدیک تر شوند هم قابل استفاده است.
· زنانگی نشانه ضعف نیست. به دنیا نشان دهید که چطور می توانید در عین زن بودن قوی و قدرتمند باشید.
هشدارها
· آنچه زنانه یا مردانه شناخته می شود در فرهنگ های مختلف متفاوت است. بعضی از فرهنگ ها حتی یک جنسیت سومی هم دارند.
مراحل
1. بنشینید و به زمان هایی فکر کنید که واقعاً احساس زن بودن می کردید. آن لحظه ها را با جزئیات به خاطر آورید—چه حسی داشتید؟ چه لباسی پوشیده بودید؟ چه می کردید؟ این اولین و مهمترین مرحله است چون درک شما از زن بودن را آشکار می کند. روی آن جزئیات متمرکز شوید و برای ایجاد دوباره آن وضعیت ها و حالت ها و آن حس در خودتان تلاش کنید.
2. تفاوت بین زن بودن و دختر بودن را درک کنید. دخترانه بودن همان زن بودن است اما با حالتی جوانتر و مادی تر. این هیچ اشکالی ندارد اما تنها راه زن بودن نیست. شما می توانید 70 سال سن داشته باشید و یک لباس خواب ساتن بپوشید و هنوز حس زنانگی را در خود داشته باشید چون قادرید هر کاری که باعث می شود این حس بیشتر در شما به وجود آید را انجام دهید.
3. هر سانتیمتر از بدنتان را دوست داشته باشید. بدنتان آن چیزی است که شما را به یک زن تبدیل می کند پس چطور می توانید زن باشید اما شکل زنانه بدنتان را دوست نداشته باشید؟ بدن زنان نسبت به مردان به طور طبیعی درصد بالاتری چربی دارد پس انحناهای بدنتان را از بین نبرید. از طرف دیگر، بخشی از دوست داشتن بدنتان مراقبت از آن است پس مراقب سطح کلسترول بدنتان هم باشید. همچنین خوشبختانه برای سالم ماندن لازم نیست که اندامی مانکن گونه داشته باشید.
4. ظرافت ظاهری داشته باشید. در اکثر جوامع، زن ها خیلی بیشتر از مردها به ظاهر خود می رسند. البته استثناهایی هم وجود دارد و این کاملاً به خودتان بستگی دارد که انتخاب کنید ظاهرتان هم بخشی از زنانگی شما باشد یا نه. اما به طور کلی، بسیاری از خانم ها وقتی حرکات آرام و ظریف داشته باشند احساس زنانگی بیشتری می کنند. و البته باید موقعیت را هم در نظر داشته باشید. در مسابقه والیبال نباید آنطور که در اتاق خوابتان با ظرافت حرکت می کنید، راه بروید. هیچ قانونی وجود ندارد که بگوید همیشه و در همه زمان ها باید این ظاهر را حفظ کنید.
5. برقصید. از طریق رقص می توانید راه های زیادی برای تاکید و نشان دادن زنانگیتان پیدا کنید. مثلاً رقص شکم انحناهای طبیعی بدن شما را تشدید می کند. رقص هایی که به شریک نیاز دارد مثل سالسا یا والس هم می تواند به ایجاد هر چه بیشتر این حس در شما کمک کند چون این رقص ها باتوجه به تفاوت های سنتی بین مرد و زن ابداع شده اند.
6. شوخ باشید. این تفکر که زن بودن یعنی کامل و بی عیب و نقص بودن را دور بیندازید. زمان هایی که هیچ حرفی برای گفتن ندارید، بهترین آزمایش زن بودنتان این است که بخندید و بخندانید. کمی به آن فکر کنید: بیش از حد جدی گرفتن زندگی چندان زنانه نیست و از این گذشته برای سلامتیتان هم خوب نیست. پس زیاد لبخند بزنید، شوخی کنید، و بازیگوشی های زنانه کنید. تفریح کنید! برای زن بودن باید با خودتان راحت باشید و با جدیت و خشک بودن زیاد نخواهید توانست با خودتان راحت باشید.
7. راحت، شیک، و زنانه لباس بپوشید. لباس شما می تواند هر چیزی باشد: تاپ، دامن، روسری، لباس زیر، کلاه، کفش، شلوار، جوراب و از این قبیل. با دقت خرید کنید و چیزی را بخرید که به تنتان زیبا بنشیند. این لباسها نباید لزوماً خیلی گران باشند تا شیک به نظر برسند. می توانید لباس های ارزان تر اما باسلیقه و شیک انتخاب کنید.
8. کمی آرایش کنید. البته این مرحله چندان هم ضروری نیست اما کمک می کند که زنانه تر به نظر برسید. رژ لب های قرمز و صورتی و سایه های چشم خنثی به ایجاد صورتی زنانه کمک می کند. اما یادتان باشد همیشه هم به آرایش نیاز نیست. هر موقع که خواستید از آن استفاده کنید.
9. به خودتان اعتماد داشته باشید. این هم یکی دیگر از مراحل مهم زنانه به نظر رسیدن است. این هم مثل مراحل دیگر، باید یاد بگیرید که خودتان را دوست داشته باشید. اعتماد به نفس نه تنها باعث می شود هم از نظر ذهنی و هم جسمی زنانه تر به نظر برسید بلکه کمک میکند مستقل تر و برجسته تر هم دیده شوید. هیچوقت دست ازخودتان نکشید.
نکات
· این مراحل برای افراد دوجنسه که می خواهند به جنبه زنانه خود نزدیک تر شوند هم قابل استفاده است.
· زنانگی نشانه ضعف نیست. به دنیا نشان دهید که چطور می توانید در عین زن بودن قوی و قدرتمند باشید.
هشدارها
· آنچه زنانه یا مردانه شناخته می شود در فرهنگ های مختلف متفاوت است. بعضی از فرهنگ ها حتی یک جنسیت سومی هم دارند.
چرا خانم های زیبا با مردهای بدقیافه ازدواج می کنند؟
از آنجا که خانم ها دنبال مردی برای زندگی هستند ممکن است کسی را انتخاب کنند که از نظر ظاهری پایینتر از آنها باشد. تحقیقات جدید نشان می دهد که ازدواج هایی که در آن زن از نظر ظاهری بهتر از مرد است، بسیار پردوام تر و مثبت تر است.
تصور محققان از دلیل آن این است که مردها اهمیت زیادی به زیبایی می دهند درحالیکه خانم ها بیشتر می خواهند همسری داشته باشند که به خوبی از آنها حمایت کند.
محققان قبول دارند که مسئله زیبایی بسیار شخصی و نسبی است اما تحقیقات نشان می دهد که استانداردهای عمومی برای زیبایی وجود دارد مثل چشمان درشت، داشتن صورت متقارن، و بیبی فیس بودن و یک نسبت خاص برای دورسینه و دور لگن.
تحقیقات گذشته نشان داده است که افراد با ظاهر بسیار زیبا به سمت هم جذب می شوند و وقتی با هم رابطه برقرار می کنند، رابطه شان بسیار عالی خواهد شد. اما این تحقیقات عموماً مبنی بر زوج های جوان است و نشان می دهد که زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد. اما نقش جذابیت ظاهری در ارتباطات رسمی تر و باقاعده تر مثل ازدواج تقریباً یک راز است.
یک تحقیق جدید نشان می دهد که ظاهر بعد از آن جذب شدن اولیه هم همچنان دارای اهمیت است اما به طریقی متفاوت.
زوج های ...
این تیم تحقیقاتی 82 زوج که طی شش ماه قبل ازدواج کرده بودند و حدود 3 سال قبل از ازدواج با هم رابطه داشتند را ارزیابی کرد. شرکت کننده های تحقیق بین 20 تا 25 سال سن داشتند.
محققان گفتگوی هر زوج درمورد یک مشکل شخصی را به مدت 10 دقیقه فیلمبرداری کردند. فیلم ها بعداً از این جهت ارزیابی شد که آیا زوج ها درمورد مشکلشان یکدیگر را حمایت می کردند و پشت هم را داشتند یا نه. این مشکلات مسائلی از قبیل تصمیم به داشتن تغذیه سالمتر، شروع یک کار جدید و ورزش بیشتر را شامل می شد.
یک شوهر منفی احتمالاً در چنین موقعیتی می گوید، "این مشکل توست و خودت باید حلش کنی". اما یک شوهر مثبت خواهد گفت، "من با توام، کاری از دستم برمیاد برات انجام بدم؟"
یک گروه از محققان جذابیت های ظاهری هر زوج را بین 1 تا 10 کدگذاری کردند که عدد 10 بهترین و کامل ترین ظاهر را نشان می داد. تقریباً در یک سوم زوج ها، زیبایی زن ها بیشتر بوده، در یک سوم جذابیت مرد بیشتر بوده و سایر زو ج ها ظاهری تقریباً هم ردیف داشتند.
به طور کل، در مواردی که زن ظاهر بهتری نسبت به مرد داشت، زن و مرد مثبت تر رفتار می کردند.
نتیجه این تحقیق بسیار منطقی به نظر می رسد. مردها حساسیت زیادی به زیبایی خانم ها دارند. زن ها بیشتر به قد و درآمد مردها اهمیت می دهند.
در زوج هایی که مرد ظاهر بهتری نسبت به زن داشت، هر دو طرف چندان حمایت کننده نبودند. یکی از محققان این تحقیق می گوید که زن ها معمولاً درجه حمایتی که از طرف مرد دریافت می کنند را به خود او منعکس می کنند. مردی که ظاهر پایینتری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه که انتظارش را داشته در اختیار دارد به همین خاطر همه تلاشش را می کند تا آن رابطه را پابرجا نگه دارد.
مردهایی که ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارد، طبیعتاً به زن هایی زیباتر از همسر کنونیشان دسترسی دارند و ایده مرغ همسایه غازه ممکن است باعث کمتر کردن تعهد آنها نسبت به ازدواجشان شود.
محققان عقیده دارند که جذابیت ظاهری شوهرها برای خانم ها اهمیت چندانی ندارد، درعوض زن ها به دنبال مردهایی هستند که بتوانند به خوبی از آنها حمایت کنند.
پس به نظر می رسد که آن ازدواج ناجور و نابرابر ازدواج عالی باشد.
۱۳۸۹ مرداد ۲۳, شنبه
چگونه خواب دیدن خود را کنترل کنیم
آیا میشود آنچه شبها به خوابمان میآید را کنترل و هدایت کنیم؟ آیا آنچه در فیلم تازه اکران شدهٔ «سرآغاز» (Inception) پخته و پرورانده شده ریشه در حقیقت دارد؟ در این فیلم علمی-تخیلی آمریکایی که شانزدهم ژوئیه اکران شد یک سرمایهدار بزرگ ژاپنی میکوشد با بهکارگیری متخصصان نفوذ به خواب و رؤیا، ایدهای مخرب را در ذهن وارث اصلی شرکت رقیب خود بکارد. برای بررسی پرسشهای بالا، نشریه علمی «ساینتیفیک امریکن» اخیرا مصاحبهای انجام دادهاست با دردره برت (Deirdre Barrett) کارشناس روانشناسی در دانشگاه هاروارد و مؤلف کتابی به نام «هیئت خواب» (The Committee of Sleep) که در زمینه چارهیابی برای مشکلات از طریق کنترل خواب نوشته شدهاست. در بخشهایی از این مصاحبه میخوانیم: جوردن لایت (مصاحبهگر): همهٔ ما با خواب دیدن آشنا هستیم، اما تعریف علمی آن چیست؟ دردره برت: معنی تحتاللفظی آن تجربه کردن حکایتها و داستانهایی در حین خواب است. گروهی هم خوابدیدن را آن قسمت از تجربه خواب تعریف میکنند که در حین حرکات سریع چشم رخ میدهد ولی تحقیقات این نظر را اثبات نکردهاست. چرا به نظر میآید که بیشتر خوابدیدنها مربوط به همان قسمتی از خواب است که در آن چشمها بستهاند ولی به سرعت حرکت میکنند؟ قسمت حرکات تند چشم تنها قسمتی از خواب است که فعالیت بخش اعظم قشر مخ در آن تقریباً به همان اندازه فعالیتش در زمان بیداری است. در کل اینطور به نظر میآید که فعالیتهای بخش پایینی ساقهٔ مغز باعث بیدار شدن قشر مخ میشود و در نتیجه، قشر مخ پس از فعال شدن، اندیشههایی منظم و معنیدار را ترتیب میدهد. البته هر چند وقت یکبار به موردهایی برمیخوریم که افراد در آن قسمت از خواب که چشمها حرکت ندارند هم خوابهای داستانوار و کاملی را دیده و گزارش میکنند، اما این موردها بیشتر مربوط به افرادی است که ضربههای روحی بزرگی به آنها وارد شده بوده یا کارشان دارای شیفتهای متغیر زیادی است. بنابر این ممکن است این امر به حالتهای غیر معمول مرتبط باشد. آیا در حین خوابدیدن، بخشهایی از مغز بیشتر از بقیه قسمتها فعالیت دارند یا این امر به نوع رؤیا بستگی دارد؟ در آن قسمت از خواب که چشمها حرکات تند دارند بخش جلویی مغز هم به حالت نیمهخاموش درمیآید. این همان بخشی است که مأمور سانسور رفتار و افکار ما در طی روز است. بخش جلویی مغز همان جایی است که افکار را با آنچه جامعه «ناشایست» دانسته محک میزند و همان قسمتی است که به شما میگوید: «این کاری که میکنی منطقی نیست.» برای همین، وقتی که مشکلات و گرفتاریها در خواب به سراغمان میآیند و مغز، راه حلهای جالبی هم برای آنها ارائه میدهد، منطق این راه حلها با منطق چارهیابیهای افکار روزانه فرق دارد. راه حلهای برآمده از خوابدیدن، زیاد از خطوط مستقیم و راههای راست پیروی نمیکنند. چطور میشود در خواب برای مشکلات چارهیابی کرد؟ برای این کار اول باید پیش از به خواب رفتن به آن مشکل فکر کنید و ببینید که آیا میتوانید از این مشکل یک تصویر ساخته و در ذهنتان آن را مجسم کنید. بعد سعی کنید تا این تصویر را در ذهنتان نگه دارید و آخرین چیزی باشد که پیش از به خواب رفتن به آن فکر کردهاید. برای اثر بهتر، چیزی که به تصویر آن مشکل شباهت داشتهباشد را روی پاتختی کنار تخت خواب بگذارید. مثلاً اگر مشکل شخصی با کسی دارید عکس او را بگذارید یا اگر نقاش هستید یک بوم سفید نقاشی در کنار تخت بگذارید. یا اگر دانشمند هستید دستگاه نیمهتمام خود را کنار تخت خواب قرار دهید و اگر ریاضیدان هستید کاغذ مسئلههای دشواری که به دنبال اثباتشان هستید را بگذارید. مسئله مهم دیگر اینست که وقتی بیدار شدید زود از تخت درنیایید. اگر پس از بیدار شدن حواستان به چیز دیگری پرت بشود نیمی از رؤیاها دیگر یادتان نمیآید. بعد از بیدار شدن در همان حالت قبل دراز بکشید، اگر خوابی که دیدهاید همان لحظه یادتان نمیآید ببینید که آیا احساس خاصی در خود حس میکنید و به آن احساس توجه کنید. با این کار همه محتوای رؤیا رفتهرفته به ذهنتان برمیگردد. من این آزمایش را یک هفته تمام بر روی دانشجویان انجام دادم و ۵۰ درصد از آنها در مورد مشکلاتشان خواب دیدند و یکچهارم از آنها موفق به حل آن مشکل در خواب شد. اگر بخواهیم در مورد فرد مشخصی یا مورد مشخصی خواب ببینیم باید چه کار کنیم؟ اگر برای مثال میخواهید خواب یکی از درگذشتگان یا بستگان دور از خود را ببینید هم خوب است عکسی از او را در کنار تخت بگذارید و پیش از خواب به آن نگاه کنید یا جملهای کوتاه در مورد موضوع خواب و یا تصویری از موضوع را به عنوان آخرین تصویر پیش از خواب در ذهن نگه دارید. اگر برای نمونه دلتان برای خوابدیدن در مورد پرواز تنگ شده عکسی از یک انسان در حال پرواز را روی پاتختی بگذارید. آیا میشود در خواب، متوجه بشویم که داریم خواب میبینیم؟ بله. به این پدیده میگویند رؤیای روشن. اینگونه رؤیاها خیلی کم پیش میآیند و ۱ درصد از خوابدیدنها را شامل میشوند. اگر در حالی که به خواب فرومیروید به خود بگویید: «امشب موقع خوابدیدن میخواهم متوجه خوابدیدنم بشوم» این کار کمک میکند تا شانس رخ دادن رؤیای روشن را افزایش بدهید. از مهمترین عوامل دیگر که به وقوع رؤیای روشن کمک میکند خوابیدن به اندازه کافی است زیرا کمخوابی باعث میشود تا قسمت حرکات تند چشم کوتاهتر بشود. ما در طول خواب شبانه، هر ۹۰ دقیقه وارد مرحله حرکت تند چشمها میشویم. طول این مرحله هر بار به طور تصاعدی از بار قبل طولانیتر میشود و اگر شما شبها هشت ساعت خواب عادی را نداشتهباشید بخش بزرگی از مرحله خوابدیدن را از دست میدهید. کنترل خواب و رؤیای دیگران چطور؟ آیا چنین چیزی ممکن است؟ گهگاه راههایی برای تأثیر گذاشتن بر روی رؤیاهای دیگران وجود دارند برای مثال استفاده از تحریککنندههای حسی. برای نمونه دانشمندان دستگاهی را به روی صورت افراد نصب کردهاند که با تشخیص مرحله حرکت تند چشم شروع به پاشاندن نوری ضعیف و قرمزرنگ به صورت آنها میکند. نتایج این آزمایش نشان داد که این کار باعث میشود تا افراد در جریان داستانپردازیهای خواب خود نوری قرمز و سوسوزننده هم ببینند. برخی دیگر از دانشمندان، بخشهایی از مغز افراد را در حین بیداری در معرض تحریکهای مغناطیسی قرار دادهاند و توانستهاند با اینکار باعث تغییر نوع خوابدیدن بشوند و درصد شاد بودن یا غمناک بودن رؤیا را تغییر دهند. تحریککنندههای شنیداری بهترین نوع محرکها هستند مثلاً حرف زدن آرام یا افزودن صدای آب در پیرامون شخص در حال خواب. البته در مورد محرکها باید محدوده دقیقی را رعایت کرد تا باعث بیدار شدن افراد نشود. ما همچنین هماینک با تصویربرداری از مغز به هنگام خواب، توانستهایم نوع رؤیاهای افراد را بهدرستی حدس بزنیم. با بهتر شدن تصویربرداریها که فعالیت بخشهای مغز را نشان میدهند و نوع رؤیاها را نشان میدهند و با بهکارگیری محرکهای پیشرفتهتر شاید بتوان در آینده دستکاری بیشتری در رؤیاهای افراد انجام داد.
مردی که به خواب همه می آید ، همه مردم دنیا !
۱۳۸۹ مرداد ۲۰, چهارشنبه
فحش و ناسزا به بدن آسیب می رساند
وقتی در اجتماع احساس میکنیم که طرد شدهایم، یا کلماتی را میشنویم که ما را ناامید میکند و از جمع دور میکند، مادهای در بدنمان بالا میرود که میتواند باعث التهاب مفاصل و بیماریهایی مانند آسم شود
بهنوش خرمروز: چوب، سنگ و انواع و اقسام ضربههای فیزیکی ممکن است باعث ورم، درد و التهاب شوند و حتی استخوانهای شما را بشکنند. اما بعضی کلمات و حرفها هم میتوانند به همان اندازه باعث ناراحتی مفاصل و استخوانهایتان بشوند. مطالعات جدید نشان میدهند که کلماتی که به معنای طرد شدن از اجتماع باشند، میتوانند با دردهای التهابی مفاصل شما مرتبط باشند.
بر اساس گزارشی که نیوساینتیست منتشر کرده، روانشناسان دانشگاه کالیفرنیا واقع در لسآنجلس در مطالعهای در این زمینه از 124 داوطلب خواستند که در مقابل جمعی از مشاهدهکنندگان به سخنرانی و حل محاسبات ذهنی بپردازند. بررسیها نشان میدهد که طی انجام این تکلیف در بدن این افراد دو ماده افزایش مییابد که هر دو در التهابهای مفصلی دخیل هستند. بعد از این تکلیف، از یک چهارم داوطلبان خواسته شد در یک بازی رایانهای گروهی شرکت کنند. اما بازی به نوعی طراحی شده بود که سایر بازیکنان به این افراد برای بازی راه نمیدادند. خب، میتوانید تصور کنید که این افراد چه حسی را تجربه کردهاند!
تصویربرداریهای ام.آر.آی نشان میدهد که این تکالیف فعالیت دو قسمت در مغز را بالا میبرد که هر دو قسمت با احساس طرد شدن اجتماعی مرتبط هستند. فهم بهتر ارتباط فعالیتهای قسمتهای مختلف مغزی با اختلالات التهابی مثل آسم، التهاب مفاصل، بیماریهای قلبی عروقی و حتی افسردگی میتواند به طرح درمانهای ترکیبی تازه برای این نوع اختلالات منتهی شود.
۱۳۸۹ مرداد ۱۷, یکشنبه
سن مغزتان را اینجا محاسبه کنید +تست
ابتدا روي لينك زير كليك كنين.
کلیک کنید !
بعد دكمه استارت رو بزنين.
بعد از يك آماده باش ۳ – ۲ – ۱ بايستي جاي اعداد رو
كه چند لحظه نمايشداده مي شه به خاطر بسپارين
و روي جاي اون ها به ترتيب از كم به زياد كليك كنين!
بعد از چند مرحله، سن مغز شما با توجه به زمان عكس
العمل و درستي اون محاسبه و نمايش داده مي شه
ابتدا روي لينك زير كليك كنين.
کلیک کنید !
بعد دكمه استارت رو بزنين.
بعد از يك آماده باش ۳ – ۲ – ۱ بايستي جاي اعداد رو
كه چند لحظه نمايشداده مي شه به خاطر بسپارين
و روي جاي اون ها به ترتيب از كم به زياد كليك كنين!
بعد از چند مرحله، سن مغز شما با توجه به زمان عكس
العمل و درستي اون محاسبه و نمايش داده مي شه
۱۳۸۹ مرداد ۱۵, جمعه
اینترنت، افسردگی و اعتیاد
دانشمندان استرالیایی در آخرین تحقیقات خود تاثیر استفاده بیش از حد از اینترنت و افزایش خطر ابتلا به بیماریهای روحی و روانی مانند افسردگی و ناامیدی را بررسی کردند.
محققان متوجه شدند از دهه 1990 که استفاده از اینترنت روبه افزایش گذاشته است استفاده غیر منطقی و کنترل نشده از این تکنولوژی علائمی مشابه با انواع اعتیادها از خود نشان میدهد. تحقیقات گستردهای که تا کنون در این زمینه انجام شده است نشان میدهد استفاده از اینترنت حتی باعث بروز مشکلات خانوادگی، تنش در روابط، مشکلات مرتبط با سلامت، خشونت رفتاری و دیگر علائم روانی شود.
لارنس تی لام از مدرسه پزشکی واقع در سیدنی و دانشگاه نترودیم در استرالیا در این باره گفت: والدین باید در مورد رفتار آنلاین کودکان خود هشیار باشند. نگرانیها در مورد استفاده بیش از حد از اینترنت و بروز مشکلات رفتاری مرتبط با آن افزایش یافته است و هر روز گزارشهای جدیدی در مورد افرادی منتشر میشود که به واسطه عدم رعایت توازن در استفاده از این تکنولوژی به مشکل برخوردهاند.
در این تحقیقات ما متوجه شدیم حتی نوجوانان سالم ممکن است بعد از استفاده طولانیمدت از اینترنت به افسردگی مبتلا شوند که در برخی موارد شدت آن بسیار بالاست.
به این ترتیب مشخص است عواقب بد استفاده کنترل نشده از این تکنولوژی میتواند روی افرادی که قبلا سابقه ابتلا به بیماریهای روانی دارند بسیار بیشتر و خطرناکتر باشد.
نتایج این تحقیقات در نشریه آنلاین طب کودکان و نوجوانان در تاریخ دوم آگوست به چاپ رسیده است.
برای انجام این تحقیقات، لام و همکارانش در دانشگاههای چین مطالعهای را روی 1000 و 41 نوجوان چینی بین 13 تا 18 سال انجام دادند.
این کودکان از لحاظ ابتلا به ناامیدی، افسردگی و دیگر بیماریهای روانی مورد معاینات روانشناسی قرار گرفتند و میزان استفاده از اینترنت و اعتیاد احتمالی آنها در استفاده از این تکنولوژی نیز مد نظر قرار داده شد.
این مطالعات نشان داد که 6.2 درصد از نوجوانان دچار مشکلات روانی خفیف به واسطه استفاده از اینترنت هستند و 0.2 درصد نیز به طور جدی در معرض خطر قرار دارند.
9 ماه بعد این کودکان از لحاظ ابتلا به افسردگی و ناامیدی دوباره معاینه شدند. محققان متوجه شدند 0.2 درصد از این افراد علائمی از ناامیدی از خود نشان دادند و 8.4 درصد نیز افسرده شدهاند.
به این ترتیب باید گفت معتادان به استفاده از اینترنت 2.5 برابر دیگر نوجوانان در خطر افسردگی قرار دارند. اگرچه ارتباط بین اینترنت و افسردگی چندان شدید نیست.
لام در این باره گفت: این تحقیقات نشان میدهد که اندیشیدن به تمهیداتی برای پیشگیری از اعتیاد و بیماریهای روانی در بین نوجوانان و جوانان بسیار ضروری به نظر میرسد. افرادی که از اینترنت استفاده میکنند با احتمال بسیار بالاتری نسبت به دیگران در خطر ابتلا به افسردگی هستند. یکی از موثرترین راهها برای مبارزه با این معضل پیشگیری در بین گروههایی هستند که در معرض خطر قرار دارند.
میزان شیوع این بیماریها طوری در حال افزایش است که شاید انجام برنامههای نظارت و پیشگیری در مدارس ضروری به نظر برسد. به این ترتیب میتوان افرادی که در معرض خطر قرار دارند را زودتر شناسایی کرد.
تاثیر اینترنت بر روابط خانوادگی
در مطالعه دیگری که روی کودکان دبیرستانی انجام شده بود مشخص شد، این تکنولوژی بر روابط بین کودکان و نوجوانان و والدین آنها تاثیر زیادی دارد به طوری که کودکانی که کمترین استفاده از اینترنت را دارند بهترین روابط را با مادر و دوستان خود داشتند.
در یک مطالعه، به تعدادی از خانوادهها که به طور تصادفی انتخاب شده بودند کامپیوتر داده شد. بعد از یک تا دو سال دانشمندان متوجه شدند افزایش استفاده از اینترنت به کاهش ارتباطات خانوادگی و کوچک شدن حلقه ارتباطات اجتماعی آنها میانجامد. محققان معتقدند افزایش احساس تنهایی و انزوا در میان نوجوانان بیشترین اثر را در مقایسه با دیگر گروههای سنی دارد.
چراIQ ایرانیان روبه نزول است؟
دعوت میکنم شما رو به خوندن این مقاله
دکتر شهرام یزدانی /دانشیار دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی
اعلام میانگین ضریب هوشی 84 برای ایرانیها، سبب تعجب بسیاری از نخبگان ایران گردید. عدهای با انكار این آمار درصدد اعتراض به آن برآمدهاند، اما برای اینجانب، این آمار هیچگونه جای تعجبی نداشت، زیرا این موضوع را در سال 1379 در سخنرانی در سازمان مدیریت و برنامهریزی تحت عنوان نظریه ترقیق هوشی (Intellectual Dilution) پیش بینی كرده بودم. در این مقاله به اختصار علل افت میانگین ضریب هوشی در كشور را بررسی خواهم كرد و سپس به راهكارهای مقابله با این رخداد تلخ خواهیم پرداخت.
ضریب هوشی چیست و اهمیت آن در چیست؟
ضریب هوشی IQ یك نسبت است كه از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر صد به دست میآید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یكسان باشد، ضریب هوشی صد میشود ولی در بعضی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر میشود كه این فرد هوشی بیشتر از سایر افراد دارد.
برای به دست آوردن سن عقلی راههای زیادی وجود دارد و معمولا كارشناسان از تستهای خاصی استفاده میكنند كه جنبههای مختلفی مانند تشخیص الگوها، قدرت حافظه كوتاه مدت، استفاده فرد از واژهها، سرعت محاسبه فرد، درك روابط یا جبر، اطلاعات عمومی، محاسبات ریاضیات، درك فضایی، منطق و املا را ارزیابی میكند.
ا
به این ترتیب دستیابی به میانگین ضریب هوشی بالاتر یكی از ابزار توسعه و به طور همزمان یكی از دستاوردهای مهم توسعه محسوب میگردد.
ضریب هوشی اقوام و ملل
مطالعات فراوانی روی تفاوت متوسط ضریب هوشی در كشورهای مختلف صورت گرفته است.
میانگین ضریب هوشی در آمریكا و انگلستان حدود 100 است. این عدد برای شهروندان ژاپنی، چینی، كرهای، هنگ كنگی و تایوانی 105 و برای تركیه، كشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بین 78 و 90 و برای كشورهای آفریقایی پایین تر از صحرای آفریقا بین 65 تا 75 است. در این میان كشور ما ایران با ضریب هوشی متوسط 84 رتبه 97 را بین 185 كشور جهان دارا میباشد.
اما هنگامی كه با تفاوت میانگین ضریب هوشی میان دو كشور یا دو نژاد مواجه میشویم قایل شدن به تفاوت ژنتیكی، به نوعی به معنای وجود نژاد برتر (ژن برتر) است.
جدای از عوامل ژنتیكی، عوامل محیطی متعددی روی ضریب هوشی تاثیر میگذارد وضعیت تغذیهای به خصوص در دوران كودكی، استرسها و تروماهای روانی، فقر عاطفی و ارتباطی و كمیت و كیفیت تحصیلات همگی بر ضریب هوشی تاثیر میگذارند. به .
مهاجرت نخبگان و ضریب هوشی
مهاجرت انتخابی نخبگان اثری مخرب بر توسعه ملل میگذارد. بدیهی است كه بار توسعه و پیشرفت جوامع بر دوش هوشمندان و نخبگان هر جامعهای است. حال وقتی در یك جامعه شرایط به گونهای باشد كه نخبگان در گذر زمان آن را ترك میكنند، نه تنها خروج آنها مستقیماً جامعه را متاثر میكند، بلكه در دراز مدت، ذخیره ژنتیكی كشور را نیز فقیرتر میكند و در نسلهای آتی، روند انتقال ضرایب بالای هوشی به «نسلهای آینده» با اختلال مواجه میشود.
این امر در مورد كشور اسكاتلند طی بیش از نیم قرن به دقت مطالعه شده است. از اوایل قرن بیستم، هر ساله تعداد زیادی از افراد تحصیل كرده اسكاتلندی به انگلستان مهاجرت میكنند. درصد متوسط مهاجرت سالانه تحصیل كردگان دانشگاهی از اسكاتلند به انگلستان 17.2 درصد و ضریب هوشی متوسط این مهاجران 108.1 میباشد.
این موضوع سبب شده است كه میانگین ضریب هوشی اسكاتلندیها به طور متوسط در هر نسل یك امتیاز نسبت به نسل قبل كاهش پیدا كند و اسكاتلندیها در اواسط قرن بیستم به كمهوشترین ملت اروپایی (با میانگین ضریب هوشی 97) تبدیل شدند. د
بر اساس آمار صندوق بین المللی پول، ایران با ضریب مهاجرت 15 درصد، رتبه اول را در میان 61 كشور توسعه نیافته و در حال توسعه دارا میباشد و میتوان تخمین زد كه در طی سه دهه اخیر حداقل سه واحد از ضریب هوشی متوسط ایرانیها صرفا به سبب مهاجرت كاهش پیدا كرده است.
مهاجرت نخبگان تنها سبب كاهش میانگین ضریب هوشی ملل نمیشود، بلكه این كشورها را از نوابغ تهی میسازد. با نگاهی به فهرست اسامی افرادی مانند لئوناردو داوینچی (ضریب هوشی220)، گوته (210)، پاسكال (195)، نیوتن (190)، لاپلاس (190)، ولتر (190)، دكارت (185)، گالیله (185)، كانت (175)، داروین (165)، موزارت (165)، بیل گیتس (160)، كوپرنیك (160) و اینشتین (160) بهسادگی درمییابیم كه توسعه دانش بشر در طول تاریخ بیش از هر چیز مرهون افراد نابغه میباشد. نوابغ همان كسانی هستند كه توان حل پیچیدهترین مشكلات یك كشور را دارا میباشند و مسوولیت راهبری كشور را در وضعیتهای بحرانی بر عهده دارند.
تاثیر نوابغ روی توسعه جوامع به حدی است كه میتوان عبارت معروف «ملتی كه قهرمان ندارد هیچ چیز ندارد» را با جمله «ملتی كه نوابغ را در راس مدیریت خود ندارد، به هیچ جا نخواهد رسید» جایگزین كرد.
كنترل موالید و ضریب هوشی
بررسیهای متعدد ارتباط بین هوش و تحصیلات و همچنین ارتباط میان تحصیلات و تبعیت از سیاستهای كنترل موالید را به اثبات رسانده است. ضریب هوشی متوسط 20 درصد پرهوش جامعه حدود 115 و ضریب هوشی متوسط 20 درصد كمهوش جامعه حدود 85 میباشد. اگر فرض كنیم كه میزان زاد و ولد در گروه كمهوش جامعه تنها 30 درصد بیش از میانگین جامعه و میزان زاد و ولد در گروه پر هوش جامعه 30 درصد كمتر از میانگین جامعه باشد، میانگین ضریب هوشی نسل دوم از محاسبه زیر به دست میآید:
0.2×1.3×85) + (0.6x1x100) + (0.2×0.7×115) = 98.8
به این ترتیب میتوان انتظار داشت كه میانگین ضریب هوشی هر نسل 1.2 امتیاز از میانگین ضریب هوشی نسل قبل كمتر شود.
تحلیل فوق به خوبی میتواند آمار توصیفی ارایه شده از سوی نهادهای بینالمللی را توجیه نماید، اما اصلاح این وضعیت نیازمند اتخاذ رویكردی مداخلهای و همهجانبه است. اتخاذ تمهیدات و سیاستهای علمی برای فقرزدایی و مقابله با شكاف رو به فزونی طبقاتی، توجه به مدیریت عوامل خطرزای سلامت و عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، حمایت و مدیریت علمی نخبگان و تلاش برای متوقف و معكوس نمودن سیر مهاجرت نخبگان و بازنگری علمی سیاستهای كنترل جمعیت تنها بخشی از رژیمدرمانی ملتی است كه به تدریج هوش خود را از دست میدهد.
دانشمندان به توليد واکسن استرس نزديک شدند
دانشمندان ادعا مي کنند به ساخت واکسني نزديک شده اند که مي تواند بر استرس غلبه کند.
به گزارش ديلي ميل؛ دانشمندان دانشگاه استنفورد در کالفرنيا مي گويند: تزريق نخستين واکسن ضد استرس دنيا که نتيجه 30 سال تحقيق است مي تواند به مردم کمک کند آرامش خود را به دست آورند.
استرس مزمن موجب بروز يک سري بيماري ها مانند ديابت و سکته قلبي مي شود.
دکتر "رابرت ساپولسکي" استاد علوم اعصاب و مجري اين طرح گفت: مي توان شيمي مغز را تغيير داد تا وضعيت آرامش ايجاد شود.
وي افزود: در آستانه توليد فرمول دست ورزي شده ژنتيکي است که مي تواند نياز به درمان هاي آرامش بخشي و تجويز داروهاي آرام بخش را از بين ببرد.
وي آسيب هايي را که استرس به حيوانات در کنيا وارد کرده بود بررسي کرده و هورمون هايي موسوم به گلوکوکورتيکوئيد را مورد مطالعه قرار داد. اين هورمون بخشي از سيستم ايمني است و به مبارزه با سرطان و التهاب کمک مي کند.
توليد اين هورمون ها در بدن تمامي پستانداران به آنها کمک مي کند با فرار کردن، با خطر مقابله کنند.
به گفته وي اگر چه مواد شيميايي استرس در مغز گورخر پس از فرار از دست يک شير غيرفعال مي شود، اين هورمون در بدن انسان در واکنش به هشدارهاي روزمره به ميزان زيادتري توليد و ترشح مي شود، اما نمي تواند اين مواد شيميايي را خاموش کند.
اين محقق افزود: اين هورمون از نظر زيست شناختي با نابود سازي سلولهاي مغزي و تضعيف سيستم ايمني و از نظر اجتماعي هنگامي که با وجود پايان يافتن علت اصلي تنش ، پرخاش نسبت به دوستان و يا خانواده ادامه مي يابد، سمي و خطرناک مي شود.
اين دانشمندان ويروس تب خال حاوي ژن هاي مهندسي شده حفاظت عصبي براي راه يافتن به اعماق مغز توليد کردند. اين کار به خنثي کردن اثرات هورمون پيش از آنکه موجب آسيب مغزي شوند کمک مي کند. کارايي اين ويروس اکنون در موش ها نشان داده شده است.
وي با هشدار نسبت به اينکه هنوز تا انجام آزمايش هايي انساني راه زيادي باقي است، افزود: علمي بودن اين شيوه را اثبات کرده و توانسته ايم آسيب عصبي ناشي از استرس را کاهش دهيم.
هفته گذشته محققان دانشگاه استنفورد که اين واکسن بالقوه را "تزريق ساپولسکي" نام گذاشته اند، اعلام کردند:
در انسانها اين ويروس مهندسي شده مي تواند احساس طولاني تنش پس از يک بحران را از بين ببرد.
نیمکره راست مغز شما فعالتر است یا چپ؟(تست روانشناسی)
1- آیا خودتان را متخصص تلقی میکنید؟
الف- خیر.
ب- بله.
ج- در برخی از زمینهها.
2- یادآوری اسم اشخاص بریتان راحتتر است یا چهره آنها؟
الف- چهره اشخاص.
ب- اسم اشخاص.
ج - هر دو به یک اندازه.
3- در مواجهه با شکست، کدام یک از گزینههای زیر، طرز برخوردتان را بهتر نشان میدهد؟
الف- نا امید شدن، دست کشیدن از آن کار و امتحانکردن چیزی جدید.
ب- سعی، تلاش و کوشش دوباره و دوباره.
ج- شکست نابود کننده روح و روان است.
4- کدام یک از صفات زیر، بیشتر از بقیه، وصفِ حالتان هستند؟
الف- شهودی و درونی.
ب- اهل مطالعه و سنجیده.
ج- دقیق.
5- کدام یک از گزینههای زیر، بیشتر با شما همخوانی دارد؟
الف- مایلم قوانین و مقررات خاص خودم را رعیتکنم.
ب- از گردن نهادن به قوانین و مقررات راضی وشاد هستم.
ج- گاهی اوقات، قوانین و مقررات دست و پاگیر میشوند و عصبانیم میکنند.
6- زمانی که در یک جلسه گفتگو یا سخنرانی حضور دارید، کدام یک از گزینههای زیر بیشتر در شما صدق میکند؟
الف- اکثر اوقات حواسم پرت میشود و به موضوعات دیگری میاندیشم.
ب- بهراحتی حواسم را میتوانم روی مسأله سخنرانی متمرکز نمایم.
ج- فقط اگر موضوع را جالب تلقی کنم، میتوانم حواسم را روی آن متمرکز کنم.
7- یا خودتان را شخص منظمی تلقی میکنید؟
الف- به هیچ وجه.
ب- بله، کاملا.
ج- نسبتاً، بله.
8- هر چند وقت یک مرتبه به دنبال حدس و گمانهای شخصی خود میروید؟
الف- هر وقت که بتوانم.
ب- به ندرت.
ج- گاهی اوقات.
9- اگر یک دفعه، هوس امتحان کردن یک کار و سرگرمی خلاقانه جدید، مثل نقاشی یا سفالگری به سرتان بزند، چه میکنید؟
الف- آن را امتحان میکنم و بعد آن را به عنوان یکی از سرگرمیهای بیشمار دیگرم توسعه میدهم.
ب- به احتمال زیاد، فقط به آن فکر میکنم و فراتر نمیروم.
ج- چندین مرتبه آن را امتحان میکنم و بعد به سراغ سرگرمی دیگری میروم.
10- در مدرسه و دوران تحصیل، سر کلاس کدام یک از درسهای زیر، بیشتر احساس راحتی میکردید؟
الف- هنر.
ب- ریاضیات.
ج- جغرافی.
11- هر چند وقت یک بار، مایلید مبلمان و تزیینات منزلتان را عوض کنید؟
الف- بیش از سه مرتبه ظرف پنج سال.
ب- هر پنج سال یک مرتبه.
ج- ظرف هر پنج سال، دو تا سه مرتبه.
12- وقتی مشغول شنیدن اخبار از تلویزیون هستید، کدام یک از موضوعات زیر، بیشتر از همه توجه شما را به خود جلب میکند؟
الف- مسیل و موضوعات مربوط به جهان و محیط.
ب- سیاسی.
ج- ورزشی.
13- کدام یک از گروههای زیر، بیشتر با روحیاتشما سازگار هستند؟
الف- شخصی که از قوه تخیل زنده و پرشوریبرخوردار است.
ب- شخصی که بلند پرواز و جاه طلب است.
ج- شخصی که از عقل سلیم و شعور خوبیبرخوردار است.
14- نظرتان در مورد هنر مدرن چیست؟
الف- آن را جالب و مهیج تلقی میکنم.
ب- اهمیت زیادی برایش قایل نیستم.
ج- گاهی میتوانم آن را جدی تلقی کنم و گاهی بیاعتنا از کنارش میگذرم.
15- هرچند وقت یکبار، به افکار و اندیشههای خصوصی خودتان پناه میبرید؟
الف- به وفور.
ب- خیلی به ندرت.
ج- گاه و بیگاه.
16- زمانی که وارد یک سالن یا تالار میشوید، در حالی که بلیط رزرو شده ندارید، ترجیح میدهید که روی صندلی کدام سمت بنشینید؟
الف- سمت چپ.
ب- سمت راست.
ج- فرقی نمیکند.
17- به نظر شما، مزیت بازنشسته شدن چیست؟
الف- برخورداری از وقت بیشتر برای آغاز فعالیتهای جدید بیشمار دیگر.
ب- برخورداری از وقت بیشتر برای هم نشینی با اقوام و دوستان.
ج- رهیی از برنامه یکنواخت و منظم و کسلکننده کاری.
18- کدام یک از صفات زیر، بیشتر از بقیه با شما سازگار است؟
الف- پیچیده.
ب- واقع بین.
ج- عادی و گاهی منحصر به فرد.
19- در حال حاضر، کدام یک از حالات زیر بیشتر با روحیه شما سازگار هستند؟
الف- متفکر، جدی و دقیق.
ب- تحت فشار روحی.
ج- پرکار، پر مشغله و پرجنب و جوش.
20- آیا قادرید به طور تقریبی بگویید که چند روز را بدون نگاه کردن به ساعت پشت سرگذاشتهاید؟
الف- راستش درست نمیدانم، چون گاهی زمان را به کلی فراموش میکنم.
ب- بله، به راحتی.
ج- گاهی اوقات.
21- در صورت مواجهه با کدام یک از موارد زیر، بهشدت سر خورده، نا امید و عصبانی میشوید؟
الف- زمانی که وقت کافی برای انجام کارهایی که دوست دارم، نداشته باشم.
ب- زمانی که در رأس امور مربوط به حرفهام قرار نداشته باشم.
ج- زمانی که پیشرفتها، موفقیتها، دستاوردها و سختکوشیهایم نادیده گرفته شوند.
22- در مورد این جمله: بزرگترین معلم و راهنما، تجربه است، نظرتان چیست؟
الف- کاملاً با آن موافق هستم.
ب- اصلاً موافق نیستم.
ج- موافقم.
23- در شریط مطلوب، کدام یک از گزینههای زیر را ترجیح میدهید؟
الف- حرفهای که کاملاً غیرقابل پیشبینی و توأم با تجربیات بیشمار و جدید باشد.
ب- داشتن یک حرفه مشخص و یکنواخت.
ج-حرفهای که فرصت یادگیری چیزی جدید را در اختیارتان قرار دهد.
24- آیا تصور میکنید که توضیح دهنده خوبیهستید؟
الف- خیر.
ب- بله.
ج- در حد متوسط.
25- در هنگام انجام کدام یک از موارد زیر، بیشتر احساس راحتی به شما دست میدهد؟
الف- در حین انجام یک کار تخصصیتر مثل و ررفتن با موتور ماشینتان به منظور تعمیر آن.
ب- در حین نوشتن یک نامه یا گزارش.
ج- در حین انجام یک کار دستی مثل نقاشی.
برای هر سوال، به گزینه الف 2 امتیاز ، به گزینه ب 0 امتیاز و به گزینه ج 1 امتیاز بدهید
بین 35 تا 50:
این امتیاز نمیانگر آن است که شما یک شخص راست مغز هستید. سمت راست مغز کنترلکننده توانییهای فضایی، درک و احساس هنرمندانه و افکار خلاقانه و مبتکرانه است.
نیمکره راست مغز است که مسایل را به طور کلی و کلنگرانه مجسم و ادراک میکند. به عبارت دیگر، شما مایلید به جای مشاهده جزییات سازنده و تشکیل دهنده، تصویر اصلی و بزرگ را ببینید.
بههمین شکل، نیمکره راست مغز است که یک الگوی کلی را از قطعات جزیی و فردی بازسازی میکند و نقطهنظرات و نگرشهای جدید را به وجود میآورد.
یک شخص راست مغز، از استعداد هنر و موسیقی برخوردار است و به کند و کاو در آداب، مناسک، تشریفات، آیین، شعائر، عرفان و تصوف علاقه خاصیدارد. بهعنوان یک شخص راست مغز، عمدتاً مایلید به شیوهای خلاقانه و ناخودآگاه مسایل جدید را یاد بگیرید و همین منتهی به یک واکنش احساسی، عاطفی نسبت به شرایط و موقعیتهای تحلیلگرایانه میشود. در بسیاری از موارد، وقتی پاسخ صحیح یک سؤال یا مشکل را دریافت میکنید، بدون آن که بفهمید این پاسخ چگونه حاصل شده است، به شهود و الهام (حس ششم) خودتان تکیه مینمایید.
نیمکره چپ مغز مسایل را به صورت سلسلهوار تجزیه و تحلیل میکند، در حالی که نیمکره راست به ندرت چنین پردازشی را ایفا مینماید. در نتیجه، بهعنوان یک شخص راست مغز، بدون آن که اولین کار را به اتمام برسانید، مایلید از این شاخ به آن شاخ بپرید و به سراغ کار دیگری بروید. یان یک نقطه ضعف محسوب میشود، چرا که گاهی اوقات خودتان را با کارهای متعدد ناتمامی مواجه میبینید. از یان رو، فهرستسازی و برنامهریزی زمانبندی شده را از همین حالا آغاز کنید تا نظم و ترتیب یافته و بدون فرار از کاری و شروع کار دیگری، به نحو مؤثری کارها را به پایان برسانید.
بین 16 تا 34 امتیاز
امتیاز شما نمیانگر آن است که شما از تعادلی متناسب بین دو نیمکره چپ و راست مغزتان برخوردارید. به عبارت دیگر، هیچ نیمکرهای بردیگری غلبه و سلطه ندارد.
اگرچه، ممکن است این حالت یک مزیت چشمگیر به حساب بیاید، ولی دال بر آسودگی خاطر نیست. مشکل در رابطه با این افراد، این است که شما بیشتر از یک شخص راست مغز یا چپ مغز، از کشمکشها وتضادهای درونی رنج میبرید.
گاهی اوقات، این کشمکشها و تضادها بین نحوه احساس و نحوه تفکر شما خواهد بود و هم چنین در مواجهه با مشکلات و تعبیر و تفسیر اطلاعات با موانعی روبرو میشوید. گاهی، جزئياتی که برای نیمکره راست مغز، مهم هستند، به واسطه نیمکره چپ نادیده گرفته میشوند و بالعکس. و همین میتواند یک مانع و سد راه در جهت مرحله مؤثر یادگیری یا به پایان رساندن کارها باشد.
از جنبه مثبت، نقطه قوت این اشخاص در این است که آنها در هنگام حل یک مشکل میتوانند همزمان و توأماً تصویر اصلی و بزرگ و جزییات ضروری را ادراک کنند. هم چنین، از مهارتهای کلامی مؤثری در جهت ترجمه و تعبیر مسایل شهودی برخوردارند، طوریکه دیگران میتوانند آن را بهراحتی درک کنند و در عین حال قادرید نقطه نظرات برتر را تشخیص دهید.
یکی از مزایای این افراد در این است که آنها از توانایی طبیعی انعطاف بالای ذهنی و فکری برخوردارند و از این رو میتوانند به راحتی در مواجهه با مشکلات چند بعدی به حل آن بپردازند.
زیر 16 امتیاز:
امتیاز شما نمایانگر آن است که شما عمدتاً یک شخص چپ مغز هستید. نیمکره چپ مغز، تحلیلگراست و به شیوهای منطقی و عقلیی و ترتیبی عمل میکند. این نیمکره مسؤل و کنترلکننده زبان، بررسیهای علمی، عقلانیت، و خردمندی است. شخص چپ مغز، مایل است به شیوهای خطی، بهپردازش اطلاعات عمل کند، به عبارت دیگر از بخشهای کوچک شروع کرده و به بالا میرود، درحالی که شخص راست مغز بر عکس عمل میکند و ابتدا تصویر اصلی و بزرگ را مجسم مینماید.
هم چنین، نیمکره چپ به توالی به پردازش اطلاعات عمل میکند، برعکس نیمکره راست که بهصورت اتفاقی عمل میکند، از این رو، اشخاص چپمغز، میتوانند حسابدار و برنامه دهندههای خوبی ازکار در آیند.
هم چنین، نقطه قوت این اشخاص درشرح و بسط و توضیح خوب مسایل به صورت پیاپی و متوالی است.
به کارگیری برخی از راهکارهای نیمکره راست، یکی از مزیای نیمکره چپ محسوب میشود، بهخصوص در زمینه توسعه و گسترش مهارتهای خلاقانه اندیشی و شهودی. بهعنوان مثال، یکدانشآموز راست مغز در کلاس درس، ممکن است در هنگام سخنرانی معلم در وضعیت نامطلوبی قرار داشته باشد، مگر آن که ابتدا یک برداشت و دید کلی از مطلب به او داده شود.
چرا که آنها اساساً نیاز دارند که به دقت علت و عملی را که انجام میدهند، بدانند. به عبارت دیگر، ممکن است یک دانشآموز راستمغز، نگرش زیاد و دقیق به مسایل را ضروری تلقینکند، در حالی که انجام آن را مؤثر و مفید در نظربگیرد.
قضاوت شما در مورد دیگران نشاندهنده شخصیت شماست
دانشمندان متوجه شدند قضاوت و برداشت ما از دیگران نشان دهنده خصوصیات اخلاقی و احساسی خود ماست.

محققان کشف کردند شیوهای که مردم در مورد دیگران قضاوت میکنند، بیشتر سلامت ذهنی آنها را آشکار میکند تا شخصی که آنها در حال توصیف کردن آن هستند.
در حقیقت هرچه قدر فردی دیگران را شادتر، مهربانتر و احساسیتر میبیند نشان دهنده شاد بودن، مهربان بودن و احساسی بودن خودش است.
پروفسور داستین وود روانشناس از داشگاه ویک فارست در نورث کارولینا که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت: درک و احساس شما از دیگران بخش زیادی از شخصیت شما را فاش میکند.
دانشمندان در این تحقیق از تعدادی از داوطلبان خواستند خصوصیات مثبت و منفی سه نفر را توصیف کنند. با انجام این کار آنها اطلاعات مهمی در مورد سلامت ذهنی، گرایشهای اجتماعی و این که این افراد خودشان چگونه توسط دیگران مورد قضاوت قرار میگیرند کشف کردند.
این تحقیقات که در نشریه روانشناسی اجتماعی و شخصیتی به چاپ رسیده است نشان میدهد افرادی که به طور مثبت شخصیت دیگران را توصیف میکنند با احتمال بسیار زیادی خودشان هم دارای خصوصیات مثبت هستند.
به خصوص ارتباط بسیار زیادی بین قضاوت مثبت در مورد دیگران و داشتن خصوصیاتی مانند شاد بودن، شجاعت، ثبات احساسی و مهربانی در فرد قضاوت کننده وجود دارد.
پروفسور وود در این باره گفت: مثبت دیدن دیگران نشان دهنده مثبت بودن خود شماست.
به عبارت دیگر میزانی که شما دیگران را مثبت میبینید نشان میدهد که شما چه میزان از زندگی خود راضی هستید و چه میزان دیگران شما را دوست دارند.
اما برعکس افرادی که در مورد دیگران برداشتهای بدی دارند به همان میزان نیز توسط دیگران به داشتن رفتارهای ضد اجتماعی مشهور هستند و کمتر مورد علاقه آنها هستند.
همچنین افرادی که دیگران را منفی میبینند ممکن است در خطر ابتلا به افسردگی یا دیگر ناهنجاریهای شخصتی قرار داشته باشند.
تلگراف ، 3 آگوست
محققان کشف کردند شیوهای که مردم در مورد دیگران قضاوت میکنند، بیشتر سلامت ذهنی آنها را آشکار میکند تا شخصی که آنها در حال توصیف کردن آن هستند.
در حقیقت هرچه قدر فردی دیگران را شادتر، مهربانتر و احساسیتر میبیند نشان دهنده شاد بودن، مهربان بودن و احساسی بودن خودش است.
پروفسور داستین وود روانشناس از داشگاه ویک فارست در نورث کارولینا که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت: درک و احساس شما از دیگران بخش زیادی از شخصیت شما را فاش میکند.
دانشمندان در این تحقیق از تعدادی از داوطلبان خواستند خصوصیات مثبت و منفی سه نفر را توصیف کنند. با انجام این کار آنها اطلاعات مهمی در مورد سلامت ذهنی، گرایشهای اجتماعی و این که این افراد خودشان چگونه توسط دیگران مورد قضاوت قرار میگیرند کشف کردند.
این تحقیقات که در نشریه روانشناسی اجتماعی و شخصیتی به چاپ رسیده است نشان میدهد افرادی که به طور مثبت شخصیت دیگران را توصیف میکنند با احتمال بسیار زیادی خودشان هم دارای خصوصیات مثبت هستند.
به خصوص ارتباط بسیار زیادی بین قضاوت مثبت در مورد دیگران و داشتن خصوصیاتی مانند شاد بودن، شجاعت، ثبات احساسی و مهربانی در فرد قضاوت کننده وجود دارد.
پروفسور وود در این باره گفت: مثبت دیدن دیگران نشان دهنده مثبت بودن خود شماست.
به عبارت دیگر میزانی که شما دیگران را مثبت میبینید نشان میدهد که شما چه میزان از زندگی خود راضی هستید و چه میزان دیگران شما را دوست دارند.
اما برعکس افرادی که در مورد دیگران برداشتهای بدی دارند به همان میزان نیز توسط دیگران به داشتن رفتارهای ضد اجتماعی مشهور هستند و کمتر مورد علاقه آنها هستند.
همچنین افرادی که دیگران را منفی میبینند ممکن است در خطر ابتلا به افسردگی یا دیگر ناهنجاریهای شخصتی قرار داشته باشند.
تلگراف ، 3 آگوست
اشتراک در:
پستها (Atom)