نمایش پستها با برچسب تاریخ. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب تاریخ. نمایش همه پستها
۱۳۸۹ شهریور ۹, سهشنبه
مصدق چگونه آدمی بود ؟
قسم مصدق همیشه" به حق خدا " بود. دو تا یتیم از بچههای احمدآباد همیشه در خانهاش بود و اینها را بزرگ میکرد. زندگیاش فوقالعاده ساده بود. چه هدایا برای شخص ایشان و چه برای دولت محال بود به منزل بیاید. هیچ سرسوزنی نمیگرفت. یک کلمه دروغ از دهانش درنمیآمد. یک وعده حرام نمیگفت. بیست و هشتماه نخست وزیری مصدق یک ریال از اعتبار دولت بابت مخارج دفتر نخست وزیری خرج نشد. همه خرجها را شخصا میپرداخت. خرج نهار و شام و صبحانه 50 سرباز و درجه دار که آنجا بودند را خود مصدق میداد. همچنین عیدیها و هزینهها و پاداشها را. دکتر مصدق در عرض بیست و هشت ماه حکومت از جیب خودش حدود دومیلیون و ششصدهزار تومان خرج کرد. مصدق کوچک ترین هدیه را حتی از صمیمیترین دوستانش نمیپذیرفت. یادم هست خبر آوردند که آقای امیر تیمور کلالی، از دوستان مصدق، یک کامیون کوچک خربزه از مشهد فرستاده بودند. وقتی خبر آوردند که خربزه را آوردهاند اوقاتش تلخ شد و گفت: این چه کارهایی است؟ این چه بدعتهای بدی است؟ من خربزه میخواهم چه کار؟ بگویید برگردانند. گفتم آقا به امیر تیمور توهین میشود. از روی اخلاص و ارادت این کار را کرده. اگر کامیون به مشهد برگردد راه که آسفالت نیست و عمدهاش خاکی است. همه خربزه ها میشکند و خراب میشود. گفت اجازه نمیدهم یکدانه از این خربزهها به خانه من وارد شود. گفتم پس اجازه بدهید اینها را ببریم دارالمجانین. گفت ببرشان. خربزه ها را بردیم آنجا. بعد از آن مصدق، نریمان شهردار تهران را احضار کرد و گفت: مطالعه کن و ببین چه محل درآمدی پیدا میکنی که جیره مریضهای آنجا را بالا ببری که مریضهایی که آنجا میخوابند از لحاظ غذا و پرستار و دوا در مضیقه نباشند. بعد از آن بود که جیره هر مریض از 3 تومان به 10 تومان افزایش یافت.
یکبار پیشکارش که شرافتیان نام داشت و 46 سال پیش او بود بر حسب تصادف با سایر کارمندان بانک و نخستوزیری سوار ماشین نخستوزیری شده بود. مصدق چنان توپ و تشری به او زد که به چه مناسبت تو که کارمند دولت نیستی سوار ماشین دولتی شدی؟ خود مصدق یک دفعه هم ماشین نخستوزیری را سوار نشد. یک پلیموت سبز رنگ داشت که از آن استفاده میکرد. همه چیزش ملی بود. لباس و کفش و همه چیزش وطنی بود. او هیچ چیز خارجی نداشت. فقط موقعی که میخواست به آمریکا برود یادم هست که یک دست لباس اسپورتکس برایش دوختند. آن را از لالهزار خریده بودیم بیشتر هم علتش این بود که چندان اتو لازم نداشت و چروک نمیشد
۱۳۸۹ شهریور ۷, یکشنبه
طاق كسری و مرگی تدریجی +عکس
تاق خسروانی، یادگار شکوه ایران باستان، با بی توجهی عراق، روز به روز به پایان خود نزدیکتر میشود. پرسش اینجاست، کشورمان تا کنون برای حفظ این میراث ایرانی، چه کرده است؟
روزانه ایرانیان بسیاری با هدف زیارت به کشور عراق سفر میکنند، با وجود این، درصد اندكی از آنان حتی میدانند یکی از با شکوه ترین آثار معماری ساخته دست پدرانشان، در این کشور واقع است.
طاق كسری یا تاق خسرو (ایوان مدائن)، در شهر مدائن و در 35 كیلومتری جنوب بغداد در استان دیاله قرار گرفته است و به نظر میرسد اتفاق بدی نمیافتد اگر تورهای زیارتی و سیاحتی که وظیفه گرداندن ایرانیان را بر عهده دارند، تدابیری بیندیشند که ایرانیان بتوانند از تاق خسروانی نیز دیدن کنند.
این کار دو مزیت دارد: نخست اینکه ایرانیان زائر، با تاریخ کشورشان نیز بیشتر آشنا میشوند و دوم اینکه عراق در صورت افزایش شمار بازدیدکنندگان از این اثر تاریخی مجبور میشود حفظ و مرمت و رسیدگی به زیرساختهای گردشگری این اثر تاریخی ایرانی را جدی تر بگیرد.
تا هنگامی که خودمان جهت حفظ و نگهداری از میراث فرهنگی سرزمینمان کوشا نباشیم، نه تنها دیگران برای حفظ و نگاهبانی از داشتههای فرهنگیمان دل نمیسوزانند، چه بسا (با تجربهای که در این زمینه وجود دارد)، در جهت نابودی هر آنچه در منطقه به نام آثار ایرانی وجود دارد، همه ابزارهای خود را به کار گیرند.
به جایی بر نمیخورد اگر از بودجههای هنگفتی که برای سازندگی عراق سرازیر میشود، مبلغ ناچیزی نیز به حفظ، نگهداری و مرمت طاق کسری و توسعه زیرساختهای گردشگری این بنای ایرانی اختصاص یابد.
روزانه ایرانیان بسیاری با هدف زیارت به کشور عراق سفر میکنند، با وجود این، درصد اندكی از آنان حتی میدانند یکی از با شکوه ترین آثار معماری ساخته دست پدرانشان، در این کشور واقع است.
طاق كسری یا تاق خسرو (ایوان مدائن)، در شهر مدائن و در 35 كیلومتری جنوب بغداد در استان دیاله قرار گرفته است و به نظر میرسد اتفاق بدی نمیافتد اگر تورهای زیارتی و سیاحتی که وظیفه گرداندن ایرانیان را بر عهده دارند، تدابیری بیندیشند که ایرانیان بتوانند از تاق خسروانی نیز دیدن کنند.
این کار دو مزیت دارد: نخست اینکه ایرانیان زائر، با تاریخ کشورشان نیز بیشتر آشنا میشوند و دوم اینکه عراق در صورت افزایش شمار بازدیدکنندگان از این اثر تاریخی مجبور میشود حفظ و مرمت و رسیدگی به زیرساختهای گردشگری این اثر تاریخی ایرانی را جدی تر بگیرد.
تا هنگامی که خودمان جهت حفظ و نگهداری از میراث فرهنگی سرزمینمان کوشا نباشیم، نه تنها دیگران برای حفظ و نگاهبانی از داشتههای فرهنگیمان دل نمیسوزانند، چه بسا (با تجربهای که در این زمینه وجود دارد)، در جهت نابودی هر آنچه در منطقه به نام آثار ایرانی وجود دارد، همه ابزارهای خود را به کار گیرند.
به جایی بر نمیخورد اگر از بودجههای هنگفتی که برای سازندگی عراق سرازیر میشود، مبلغ ناچیزی نیز به حفظ، نگهداری و مرمت طاق کسری و توسعه زیرساختهای گردشگری این بنای ایرانی اختصاص یابد.
مردی که هیچ گاه، سر خم نکرد
بزرگترین خودکشی دستهجمعی تاریخ
جیم جونز رهبر یک فرقه مذهبی است که با افکار پوچ و عقب افتاده خود جان مردم را به بازی گرفت. به طور کلی فرقه های مذهبی ایدئولوژیک همواره تلخ ترین صحنه ها را در تاریخ بشر ساخته اند و اکثر اوقات مایه ننگ تاریخ یک کشور بوده اند. جیمز جونز مردی از ایالت ایندیانا با دادن وعده برابری «سیاه» و «سفید» عده ای از مردم را به دنبال خود کشید. دو دلیل زیر بیشترین تاثیر را در اعتماد مردم به حرف های وی داشته است:
1 – دهه شصت و اوایل هفتاد اوج نژادپرستی های امریکا بود
2- مردم از توهمات و عواقب جنگ ویتنام خسته بودند. جونز هم مثل تمامی رهبران ایدئولوژیک در جهان در بی هویتی و سردرگمی مردم, خود را مطرح کرد و از خود هویت ساخت و به عبارت دیگر از اب گل آلود ماهی گرفت و خود را عنوان کرد.
وعده سرزمین موعود را داد و با سخنرانی در کلیسای خودش (موسوم به معبد مردم) و همین طور در کالیفرنیا تعداد زیادی از مردم را دور خود جمع کرد و حتی در یکی از سخنرانی هایش چنین گفت: “اگر وجود خدا را در من ببینید اشکالی ندارد” و از زاویه ی دیگر می توان چنین دید که کشیش جونز ادعای خدایی می کرده.
در سخرانی های بعدی خود قدم های فراتری برداشت و عنوان کرد امریکا دیگر جای ماندن ما نیست و ما باید به سرزمین موعودی مهاجرت کنیم که نه دغدغه ی مالی داشته باشیم و نه از بمب اتمی بترسیم. و در نتیجه یک روز همه را به دور خود جمع کرد و فرمان هجرت داد, هجرت به عمق جنگل های گویانا (کشوری کوچک در امریکای جنوبی).
بلافاصله بعد رفتن به جنگل های گوانا, شهر رویاهای خود و یا همان سرزمین موعود را ساخت و نامش را “جونز تاون” گذاشت . و شروع به فرستادن تصاویر ویدیویی گرفته شده از این شهر به امریکا کرد تا مردم بیشتری را به سمت خود بکشد.
هنوز ده الی یازده ماه از ساخته شدن شهر نگذشته بود که گزارشاتی از “جونز تاون” به امریکا رسید که در آن نشان می داد کسانی که قصد خروج از شهر را دارند علاوه بر این که اجازه این کار را دریافت نمی کنند بلکه شکنجه هم می شوند و در ادامه این گزارشات بستگان کسانی که به گوانا رفته بودند دست به دامن مقامات سیاسی امریکا شدند. بعد از این تقاضاهای دسته جمعی دولت امریکا یک سناتور به نام “رایان” به همراه تعدادی از خبرنگاران را به “جونز تاون” فرستاد.
بعد از ورود بی سر و صدای رایان و همراهانش به این شهر عده ا ی نزد رایان رفتند تا مقدمات فرارشان را فراهم کند که این خبر به گوش جونز رسید و بلافاصله دستور قتل آن ها را داد (رایان, خبرنگاران و مراجعه کنندگان به سناتور). سی دقیقه بعد این کشته شدن ها، جونز مردم را جمع کرد و اینچنین گفت: «اول کودکان و بعد خودتان سیانور بخورید تا با هم بمیریم». یک الی دو ساعت بعد از شهر رویاهای جونز 1900 جنازه باقی مانده بود
۱۳۸۹ شهریور ۴, پنجشنبه
پرترهی نادر شاه افشار، موزهی ویکتوریا و آلبرت لندن
این پرتره که اکنون در موزه ی ویکتوریا و آلبرت لندن قرار دارد، در سال 1740 میلادی در اصفهان توسط محمد رضا هندی کشیده شده است.
منبع : شب های بی سحر
منبع : شب های بی سحر
۱۳۸۹ شهریور ۳, چهارشنبه
۱۳۸۹ شهریور ۱, دوشنبه
ازدواج ایرانیان در دوران باستان
در ایران باستان و آیین زرتشت تعدد زوجات روا نیست و گفته شده همانگونه که یک زن نمیتواند در یک زمان بیش از یک شوهرداشته باشد مرد نیز نمیتواند در آن واحد دو یا چند زن داشته باشد.
اختیار زن دوم در شرایطی خاص و سخت که در آیین نامه زرتشتیان آمده جایز است نظیراینکه زن اول فوت شده باشد..
در ایران باستان تنها در صورتی فرد میتوانست با وجود زن اول زن دیگر اختیار کند که زن اول به تشخیص پزشک عقیم بوده و خود موافقت خویش را برای این کار اعلام کند و رضایت داشته
باشد هدف از این عمل نیز بقا نسل و پرورش فرزندانی نیک برای دین و دنیاست...
در مورد انواع پیوند زناشویی در ایران باستان گفتنی است که زن و مرد زرتشتی به 5 صورت و تحت عناوین : پادشاه زن ، چاکر زن ، ایوک زن ، ستر زن ، خودسر زن پیوند زناشویی میبستند که هر یک جداگانه به شرح زیر است:
پادشاه زن : این نوع ازدواج به حالتی گفته میشد که دختری پس از رسیدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسری ازدواج میکرد و پادشاه زن از کاملترین حقوق و مزایای زناشویی برخوردار بود و کلا همه دخترانی که برای نخستین بار و با رضایت پدر و مادر ازدواج میکردند، پیوند زناشویی آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت میشد ... چاکر زن: این نوع ازدواج به حالتی اطلاق میشد که زنی بیوه به عقد و ازدواج با مرد دیگری در میآمد. این زن با زندگی در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزایای پادشاه زن را در سراسر زندگی مشترک دارا بود، ولی پس از مرگ آیین کفن و دفن و سایر مراسم مذهبی اش تا سی روزه توسط شوهر دوم یا بستگانش برگزارمیشد. ولی هزینه های مراسم بعد از سی روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود، چون معتقد بودند در دنیای دیگر این زن از آن نخستین شوهر خود خواهد بود و به همین علت پیوند دوم او تحت عنوان چاکر زن یاد میشد. حال برای برخی ناآگاهان پیوند زناشویی از نوع چاکر زن را اختیار کردن زن صیغه ای توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدی بیان میکنند که صحت ندارد...
ایوک زن : این نوع ازدواج زمانی اتفاق میافتاد که مردی دختر یا دخترانی داشت و فرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر یا کوچکترین دخترش تحت عنوان ایوک ثبت میشد و رسم بر این بود که اولین پسر تولد یافته از این ازدواج به فرزندی پدر دختر در میآمد و به جای نام پدرش نام پدر دختر را بعد از نامش میآوردند و این نوع ازدواج باعث شده که برخی افراد غیر مطلع برچسب ازدواج با محارم را به زرتشتیان و ایرانیان باستان بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواج میکرده است.
اینک اشتباه افراد ناآگاه کاملا مشخص شد و اتهام ازدواج با محارم کاملا مردود است...
ستر زن : وقتی که فرد بالغی بدون ازدواج در میگذشت، پدر و مادر یا خویشان این فرد موظف بودند به خرج خود و به یاد فرد درگذشته دختری را به ازدواج پسری در میآورند. شرط این نوع ازدواج آن بود که دختر و پسر متعهد میشدند که در آینده یکی از پسران خود را به فرزند خواندگی فرد درگذشته بدون زن و فرزند درآورند ...
خودسر زن : اگر دختری و پسری پس از رسیدن به سن بلوغ برخلاف میل والدین خود خواستار ازدواج با یکدیگر میشدند و مصر بر این امر نیز بودند، با وجود مخالفت والدین ازدواج آنها منع قانونی نداشت و زیر عنوان خودرای زن ثبت میگردید و در این بین دختر از ارث محروم میشد، مگر اینکه والدینش به خواست خود چیزی به او میدادند یا وصیت مینمودند که بدهند...
این نوع ازدواج ها در ایران باستان انجام میشد امروزه ازدواج ها تحت این عناوین ثبت نمیشود...گفتنی است که طلاق در ایران باستان وآیین زرتشتی مطرود و منفور است و تحت شرایطی ویژه و در مواردی نادر و خاص طبق آیین نامه زرتشتیان مجوز داده میشود ...
تندیس مرمرین ایزدبانوی ایشتار با بدن برهنه، دوره ی اشکانی
این تندیس که بلندی آن 24.8 سانتی متر است ساخت شهر حله در میانرودان (بین النهرین) در دوره ی اشکانیان است و اکنون در موزه ی لوور قرار دارد. جنس این تندیس از مرمر است و در تزیینات آن از طلا و یاقوت سرخ استفاده شده است. این تندیس در سال 1862 به وسیله ی سفیر فرانسه در عراق کشف شد. محل کشف این اثر یک مقبره ی خانوادگی شامل پنج قبر بوده و این مجسمه در درون یک تابوت چوبی و بالای سر مرده قرار داده شده بوده. این اثر بدن برهنه ی زنی را نشان می دهد که دست راست او در کنار بدنش قرار دارد و دست چپش را به سوی بالا خم کرده است. چشمانش با یاقوت سرخ ساخته شده و گردنبندی از طلا به گردن و گوشواره ای طلایی به گوش دارد. بازوی تندیس از چند قطعه ساخته شده که این قطعات با سیم هایی که در ابتدا بی شک از جنس طلا بوده اند به هم وصل شده اند. مجسمه دارای لبی کوچک، سینه هایی زیبا، کمری باریک و رانهای منحنی شکل است و در بخش ناف نیز از یک یاقوت قرمز استفاده شده است.
آثار هنری دوره ی اشکانیان، که فرمانروایی آنها از فلات ایران آغاز و در میانرودان ادامه می یافت، ترکیبی از هر دو تمدن یونان و میانرودان را در خود داراست. اگر چه ساختار کلی این تندیس نیز متاثر از هنر یونان است، ویژگی استفاده ی همزمان از مواد مختلف در ساخت مجسمه، در یونان وجود ندارد و به میانرودان اختصاص دارد. این تندیس ایشتار ایزدبانوی بابل که خدای تمابلات جنسی و جنگ است را به تصویر کشیده است.
توضیحات برگرفته از وبگاه موزه ی لوور
آثار هنری دوره ی اشکانیان، که فرمانروایی آنها از فلات ایران آغاز و در میانرودان ادامه می یافت، ترکیبی از هر دو تمدن یونان و میانرودان را در خود داراست. اگر چه ساختار کلی این تندیس نیز متاثر از هنر یونان است، ویژگی استفاده ی همزمان از مواد مختلف در ساخت مجسمه، در یونان وجود ندارد و به میانرودان اختصاص دارد. این تندیس ایشتار ایزدبانوی بابل که خدای تمابلات جنسی و جنگ است را به تصویر کشیده است.
توضیحات برگرفته از وبگاه موزه ی لوور
شطرنج نهصد ساله ی نیشابور در موزه ی متروپولیتن
عکس بالا یکی از کهن ترین مجموعه های شطرنج را نشان می دهد که در نیشابور کشف شده و متعلق به سده ی دوازدهم میلادی یعنی حدود نهصد سال پیش است. این مجموعه اکنون در موزه ی متروپولیتن نیویورک قرار دارد. بر اساس منابع ادبی و نیز آثار باستانی یافته شده ریشه ی شطرنج به سرزمین هند بازمی گردد. از سال 600 پس از میلاد رد پای شطرنج در ایران دیده می شود. فردوسی در شاهنامه ریشه ی اختراع شطرنج را سوگواری شهبانویی بیان می کند که یکی از پسرانش در جنگ با پسر دیگرش کشته شده است و مهره های شطرنج در دو سو تعبیری از لشکرهای این دو فرزند است. فردوسی همچنین نحوه ی معرفی بازی شطرنج به ایران را به این گونه شرح می دهد که فرمانروای هند این بازی را، به عنوان یک چالش و مبارزه طلبی، همراه با نماینده ی خود به دربار ایران می فرستد و میزان مالیات خود به ایران را مشروط بر کشف راز و نحوه ی این بازی در دربار ایران می کند. این داستان را در شاهنامه می توانید در اینجا بخوانید.
عکس بالا یکی از کهن ترین و در عین حال کامل ترین مجموعه های شطرنج به جای مانده از دوران کهن است. مهره های به جا مانده از این مجموعه شامل هفده مهره ی فیروزه ای و پانزده مهره ی بنفش رنگ است. مهره ی شاه به صورت تخت شاهی بزرگی در میانه ی میدان نشان داده شده. مهره ی فرزان یا وزیر، که در شطرنج اروپایی ملکه است، به صورت تخت کوچکتری ساخته شده. مهره ی فیل دارای پایه ای دایروی و بخش بالایی آن مسطح است و دو برآمدگی که نشانه ی عاج های فیل است در جلوی آن دیده می شود. مهره ی اسب نیز دارای پایه ای دایروی است ولی در جلوی آن برآمدگی مثلث شکلی قرار دارد که صورت اسب را نشان می دهد. رخ، مهره ای با پایه ی مستطیل شکل است که در انتهای ردیف نشان داده شده است. پیاده نظام نیز به شکل مهره های کوچک گنبدی شکل با یک برآمدگی در بالای هر یک در ردیف جلو قرار دارند.
منبع: وبگاه موزه ی متروپولیتن نیویورک
عکس بالا یکی از کهن ترین و در عین حال کامل ترین مجموعه های شطرنج به جای مانده از دوران کهن است. مهره های به جا مانده از این مجموعه شامل هفده مهره ی فیروزه ای و پانزده مهره ی بنفش رنگ است. مهره ی شاه به صورت تخت شاهی بزرگی در میانه ی میدان نشان داده شده. مهره ی فرزان یا وزیر، که در شطرنج اروپایی ملکه است، به صورت تخت کوچکتری ساخته شده. مهره ی فیل دارای پایه ای دایروی و بخش بالایی آن مسطح است و دو برآمدگی که نشانه ی عاج های فیل است در جلوی آن دیده می شود. مهره ی اسب نیز دارای پایه ای دایروی است ولی در جلوی آن برآمدگی مثلث شکلی قرار دارد که صورت اسب را نشان می دهد. رخ، مهره ای با پایه ی مستطیل شکل است که در انتهای ردیف نشان داده شده است. پیاده نظام نیز به شکل مهره های کوچک گنبدی شکل با یک برآمدگی در بالای هر یک در ردیف جلو قرار دارند.
منبع: وبگاه موزه ی متروپولیتن نیویورک
نبرد شاپور ساسانی و والرین
عکس* بالا، تصویری از نبرد شاپور اول ساسانی (سمت راست) با امپراتور روم والرین (سمت چپ) را نشان می دهد. جنس این اثر از ساردونیکس یا عقیق یمانی است و اکنون در( BnF (Bibliothèque nationale de France قرار دارد.
* © Marie-Lan Nguyen / Wikimedia Commons
۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه
زنی که به مردان مردانگی اموخت
(Godiva) همسر دوک کاونتری انگلیس زنی خیلی محبوب و محترم بود. وقتی ظلم شوهر و مالیات سنگینی که باعث بدبختی مردم شده بود،را مشاهده کرد . اصرار زیادی کرد به شوهرش که مالیات رو کم کنه ولی شوهرش از این کار سرباز می زد. بالاخره شوهرش یه شرط گذاشت، گفت اگر برهنه دور تا دور شهر بگردی من مالیات رو کم می کنم . گودیوا قبول می کنه، خبرش در شهر می پیچد، گودیوا سوار یک اسب در حالی که همه ی پوشش بدنش موهای ریخته شده روی سینه اش بود در شهر چرخید، ولی مردم شهر به احترامش اون روز، هیچکدوم از خانه بیرون نیامدند و تمام درها و پنجره ها رو هم بستند.در تاریخ انگلیس و کاونتری بانو گودیوا به عنوان یک زن نجیب و شریف جایگاه بالایی داره و مجسمه اش در کاونتری ساخته شده است....
۱۳۸۹ مرداد ۲۵, دوشنبه
قدیمیترین نسخههای پزشکی تاریخ
سومریها از چندهزار سال پیش از میاد مسیح، تمدن پررونقی را در بینالنهرین پایه نهاده بودند. بسیاری، آنها پایهگذار را نخستین تمدن فرهنگی تاریخ میدانند. اما، نخستین شناخت علمی از این تمدن بزرگ، به سال ۱۸۵۰ برمیگردد، یعنی زمانی که «هینکس» دریافت که ابداغ خط میخی توسط مردمان این تمدن صورت گرفته است. از این زمان به بعد به تدریج پژوهشهای باستانشناسی دامنهداری برای افزایش دانستههای ما درمورد سومریها صورت گرفت.
در اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد یعنی پنج هزار سال پیش از این سومریان بر اثر نیازهای اقتصادی و اداری، شیوه نوشتن بر روی الواح گلی را کشف کردند. نخستین کوشش و آزمایش آنان ناهنجار و به صورت خط تصویری بود و از این رو تنها در مسائل بسیار ساده اداری مورد استفاده قرار میگرفت. ولی در قرنهای بعدی کاتبان و معلمان سومری به تدریج چنان دگرگونیهای شگرفی بر این خط وارد ساختند که ماهیت تصویری خود را ازدست داد و تبدیل به خط صوتی متعارف گشت. در نیمه دوم هزاره سوم شیوه خط سومری چنان نرم و انعطافپذیر بود که به آسانی پیچیدهترین مباحث تاریخی و ادبی را بدان بیان میکردند.
بیشتر الواح کشف شده از سومریها، در واپسین سالهای قرن نوزدهم از شهری به نام نیپور به دست امد که یکصد و پنجاه کیلومتر با بغداد فاصله دارد. اکثر این الواح هماینک در موزه دانشگاه فیلادلفیا و موزه شرق باستان استانبول قرار دارند.
سومریها در ابتدا خط میخی نداشتند و از خط تصویری استفاده میکردند. در دسترس بودن گل رس در بینالنهرین، کار سومریها را بسیار آسان میکرد، آنها به زودی متوجه شدند که اگر لوحهها را بپزند، ماندگاری آنها بسیار بیشتر میشود. اما نوشتن بر لوحههای گلین با قلم نی، نمی توانست منجر به ایجاد خطی با پیچیدگی خط مصریان بر روی پاپیروس شود.
اما در بین الواح سومری غیر از آنهایی که مربوط به ادبیات و افسانههای علمی و مسائل اداری هستند، الواح علمی هم می توان پیدا کرد. برای مثال یک پزشک ناشناخته سومری که دراواخر هزاره سوم پیش از میلاد مسیح میزیسته است، بهترین نسخههای خود را به منظور استفاده شاگردان و همکارانش گرد آورد. او لوحه گلی نمناکی به اندازه ۱۵٫۹ در ۹٫۵ سانتیمتر آماده کرد و با خط میخی دوازده نسخه مهم -به زعم خود- را بر آنها نگاشت. این سند پزشکی، قدیمیترین سند و نسخه پزشکی است که بشر یافته است. این لوح به مدت چهار هزار سال، در دل زمین مدفون بود تا اینکه هیئت باستان شناسی آن را یافت و به موزه دانشگاه فیلادلفیا منتثل کرد.
خواندن این نسخه بسیار دشوار بود و نیاز به تلاش زیادی داشت. پزشک سومری چنانچه از این نسخه برمیآید، داروها را مانند همکار امروزی خود از مواد گیاهی و معدنی و جانوری تهیه میکرد. از مواد معدنی، کلرید سدیم (نمک طعام) و نیترات پتاسیوم (شوره) را ترجیح میدادو از مواد حیوانی، شیر، پوست مار و سنگ لاکپشت را به کار میبرد ولی اکثر داروها از منابع گیاهی اخذ میشد. از گیاهانی مانند فلوس، مورد، انقوزه و آویشن و درختانی ماند بید، گلابی، صنوبر، انجر و خرما در فراهم کردن داروها استفاده میکردند. داروهای گیاهی از تخم و ریشه و شاخه و پوست و صمغ درختان تهیه میگردید و مانند امروز آنها را به صورت گرد یا جامد نگهداری میکردند.
یکی از نسخهها: ریشه گیاه کاه را بسایید ، در آبجو حل کنید، بگذارید مرد بیمار آن را بنوشد و بذر گیاه درودگر، صمغ مرکازی آویشن، بسایید، در آبجو حل کنید، بگذارید مرد بیمار ان را بنوشد. |
یکی از ایرادات این نسخ این است که نسبت مواد سازنده دارو، هیچ جا ذکر نشده است. این مطلب را البته پارهای به خاطر رازداری حرفهای میدانند تا مردم عادی و دیگر رقیبان همکار، نتوانند خود رأسا دارو بسازند. عدهای هم البته معتقدند که در ان زمان کمیت اجزا، زیاد مهم نبود.
اما مطلب مهم بعدی، این بود که در هیچ جای این الوح پزشکی، اثری از توسل به سحر و جادو به چشم نمیخورد.این بدان معنی نیست که در هزاره سوم پیش از میلاد از دعا یا جادو برای معالجه استفاده نمیشده. سومریها هم مانند بایلیها به خدایان مرض که به خاطر مجازات گناه، بیماری بین مردم میپراکنند، اعتقاد داشتند. آنها به خدایانی شفادهنده هم باور داشتند. سومریها برای خود، خدای نگهبان فن پزشکی هم داشتند.
شیوه تهیه قطرهها، فن پالایش نسبتا پیچیده موارد تشکیل دهنده داروها، توانایی تهیه مواد قلیایی و شوره توسط سومریها نشان میدهد که فن داروسازی سومری ها، پیشرفت زیای کرده بود.
البته نمی توان در مورد میزان شفابخشی این نسخهها اظهارنظری کرد، چون در هیچ جای این الواح نام و علایم بیماری توصیف نشده است تا پزشکان بتوانند در زمینه کارایی نسخ اظهار نظرکنند.
در سایت خرید و فروش آمازون اگر جستجو کنید، لوحههای بازسازی شده این نسخه قدیمی را میتوانید پیدا کنید. بسیاری از پزشکان و داروسازان، این لوحه را در دکور مطب و خانه خود مورد استفاده قرار میدهند.
منبع: شماره ۳۰۶ مجله دانشمند – فروردین سال ۶۸
۱۳۸۹ مرداد ۲۴, یکشنبه
روزی که امیر کبیر گریه کرد!
در سال 1264 قمری، نخستین برنامهی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانی ایرانی را آبلهکوبی میکردند.
اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبی به امیر کبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمیخواهند واکسن بزنند. بهویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویسها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه یافتن جن به خون انسان میشود
هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باختهاند، امیر بیدرنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می کرد که با این فرمان همه مردم آبله میکوبند. اما نفوذ سخن دعانویسها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شماری که پول کافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهکوبی سرباز زدند.
شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان میشدند یا از شهر بیرون میرفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همهی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سیصد و سی نفر آبله کوبیدهاند
در همان روز، پاره دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که برای نجات بچههایتان آبلهکوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده میشود. امیر فریاد کشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست دادهای باید پنج تومان هم جریمه بدهی.
پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمیگردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود.
این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانی امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مردهاند.
میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور میکردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین هایهای میگرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچهی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست.
امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشکهایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم. میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیدهاند امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویسها بساطشان را جمع میکنند. تمام ایرانیها اولاد حقیقی من هستند و من از این میگریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند .
ثروت کوروش بزرگ
زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی. کورش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.کورش رو به کزروس کرد و گفت ، ثروت من اینجاست.اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم . زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد
۱۳۸۹ مرداد ۲۳, شنبه
زیگورات چغازنبیل
زیگوراتها بناهای خشتی توپری بودهاند که به شکل پلکانی ساحته میشدند همچون موجود زندهای که از خاک آفریده شده و به سوی آسمان پیش میرود. موقعیت قرارگیری آنها به شکلی بوده که چهار گوشه آنها رو به چهار جهت اصلی باشد. عمدتا ۳، ۵ یا ۷ طبقه با ارتفاع تا ۱۰۰ متر که سر برافراشتهاند و از رنگ سیاه در طبقه پایین به رنگ طلایی در بالاترین طبقه میرسند. بر روی بدنه زیگوراتها معمولا نوشتههایی برای معرفی بنا، توضیح علت ساخت و بانی و سازنده آن حک میشده که وسیله ارتباط با زمانهای تا ۵۰۰۰ سال قبل را برایمان میسر کردهاست
.
امروزه نیز سازههای شبیه زیگورات در معماری مدرن مشاهده میگردند
.
بزرگترین و سالمترین زیگورات باقی مانده جهان زیگورات چغازنبیل (زنبیل وارونه) است که توسط اونتاشگال پادشاه عیلامی برای خدای اینشوشیناک حدود ۱۲۵۰ سال قبل از میلاد، در ۴۲ کیلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش ساخته شدهاست. این زیگورات با ابعاد ۱۰۳در۱۰۳ متر و به بلندای ۵۲ متر در ۵ طبقه ساخته شده بود که اکنون ۲۵متر از آن باقی ماندهاست
.
هر ساله مردمان زیادی از شوش، شوشتر و دزفول جهت انجام مناسک عبادی خاص به این مکان میآمدهاند. در اطراف زیگورات و دشت پهن و زیبای مجاور دز مقیم میشدند. در روز مراسم، خدایان موجود در معبد که با هدف یگانگی و یکپارچگی مردم در این مکان گرد آمده بودند را خارج، تا رود دز حمل و سپس با قایق به بالادست رود، جایی که لولههای سفالین آبرسانی به منطقه یافت شده میبردند و از آنجا پیاده به زیارتگاه باز میگرداندند. طی طریق مسیری حدود ۱۰ کیلومتر احتمالا در یک روز که شاید بتوان آنرا "حج عیلامی هاً نامید
.
زیگورات دارای طبقات مجزا بوده که راههای دسترسی متفاوت دارند و اجازه ورود به هر طبقه از دروازه ورودی آن مشخص بودهاست. وجود طاقهای گهوارهای در پلکانها و راهروها، ساخت یک سیتم پیشرفته آبرسانی و تصفیه آب جهت شرب عبادتگران، وجود آفتاب سنجهای آجری جهت رصد و استخراج تقویم آفتابی و تعییین اعتدالهای بهاری و پاییزی و انقلابهای تابستانی و زمستانی و تعیین فصلها، متن مشترک نقش بسته بر روی تعداد زیادی از ۵۰۰۰ آجر نوشته دار و امکان چیزی شبیه به صنعت چاپ در آنها، کشف حیوانی به شکل گاو نر نسبتا بزرگ از جنس سفال لعابدار مسلح شده با مفتولهای فلزی که عنوان نگهبان یکی از دروازهها را داشته، کلونها و لولاهای در و پاشنههای سنگی، مهرههایی از جنس خمیر شیشه و انگشتر مفرغی با روکش طلای قلم زنی شده، وجود سکوهایی که محراب، قربانگاه، پایه مجسمه و یا تریبون سخنرانی خوانده شدهاند از جمله شگفتیهای این معبد زیبای تاریخی است که با جلوه طبیعت اطراف و مناظره ماه و خورشید به هنگام غروبش از عزیز ترین مکانهای سرزمین گرانقدرمان است
۱۳۸۹ مرداد ۱۹, سهشنبه
قدیمیترین شهرهای جهان که هنوز مسکونیاند(عکس)
1- دمشق- سوریه
دمشق پایخت کنونی کشور سوریه، تاریخچه ای باستانی و حدود 12.000 سال قدمت دارد. این شهر در منطقه ای حاصلخیز و پرآب واقع شده که آب آن از رودخانه «برادا» تامین میشود. دمشق هدف اصلی و قابل توجه بسیاری ار پادشاهان و فاتحین در طول تاریخ بوده است.
امروزه هم بالغ بر 4 میلیون نفر در مناطق شهری دمشق زندگی میکنند و البته شاید دلیل اصلی آن شبکههای آب رسانی پیشرفته به جای مانده از 3500 سال پیش باشد که منجر به ایجاد ساختارهای زیادی از فضای سبز و پارکهای تفریحی شده است. دمشق از سال 1979 به عنوان یکی از مناطق باستانی جهان در یونسکو به ثبت رسیده است.
2-اریحا، فلسطین
شهر باستانی اریحا قدیمیترین شهر دیوار کشی شده جهان است، همراه با بقایای برج و باروهای سنگی که قدمتشان به حدود 9000 سال قبل از میلاد بازمیگردد. حتی در برخی از کاوشهای باستانی شناسی نشانههایی از سکونت انسانی بیشتر از 11000سال پیش از میلاد یافت شد.
شهر اریحا نه تنها طی چند صد قرن به طور مستمر محل استقرار و زندگی بوده، بله دانشمندان چندین لایه روی یکدیگر که نشان از زیستگاههای مختلف بوده را کشف کرده و این نشان میدهد که یک ساختمان بر روی بقایای ساختمانهای قبلی ساخته شده است.
3- شوش- ایران
تاریخ این شهر ایران تقریبا به 8000 قبل از میلاد برمیگردد، شوش بارها و بارها در زمان حکومت ایلامیها، بابلیان، هخامنشیان، یونانیان، پاریتان، ساسانیان و دیگر تمدنهای ایرانی جزو مراکز اصلی حکومت و از شهرهای مهم بوده است. این شهر در دوران اوج و افتخار خود کمتر روزهای آرام به خود دیده است.
شوش شهری است که لوح معروف حمورابی در آن کشف شد. لوح یادبود 7 فوتی که قرن 12 قبل از میلاد به شوش آورده شد و دوباره در سال 1901 کشف شد. این لوح اکنون در موزه لوور پاریس نگهداری میشود.
4- پلوودیف، بلغارستان
یکی از راههای اندازه گیری قدمت یک شهر تهیه کردن لیستی از تعداد نامهایش در طول تاریخ است. پلوودیف نمونه ای از این شهرهاست، این لیست با Eumolpias آغاز شده و سال 342 قبل از میلاد وقتیکه توسط پدر اسکندر مقدونی فتح میشود، به «فیلیپوپولیس» تبدیل میشود. قرنها میگذرد و «فیلیپوپولیس» به «تریمونتیوم» تغییر نام میدهد، دوباره تبدیل به «فیلیپوپولیس» شده و بعد از «پالدین»، «فیلیپ» و بالاخره «پلوودیف».
«پلوودیف» دومین شهر بزرگ بلغارستان و یکی از قدیمیترین شهرهای اروپا محسوب میشود که اولین آثار شهرنشینی نزدیک به 9000 پیش در آن دیده شده است.
5- اورشلیم- فلسطین
شهری که از نظر مذاهب مختلف مقدس بوده است و پیش از این در طول قرنهای زیادی آباد و مسکونی بوده است، حتی خیلی قبل از آنکه پیروان مذاهب عقاید خود را روی کاغذ، پاپیروس یا ظروف سفالی بیاورند.
طبق اطلاعاتی که از سایت ویکی پدیا جمع آوری شده مشخص شد که: در طول تاریخ اورشلیم دوبار ویران شده، 23 بار محاصره شده، 54 بار مورد حمله واقع شده، و 44 بار تصرف و باز پس گرفته شده است.
6- صور - لبنان
مورخان شهر صور را زیربنای شکلگیری تمدن فنیقیها در امپراتوری مدیترانه مینامند. به درستی که صور یکی از شگفتیهای جهان باستان محسوب میشود. این شهر در جزیره ای دیوار کشی شده و البته با فاصله از ساحل لبنان و طوری طراحی شده بود تا هر محاصره و توطئه ای خنثی شود، تا موقعی که اسکندر مقدونی گذرگاهی ساخت تا سربازانش بتوانند از دیوارهای شهر بگذرند.
این گذرگاه تغییراتی در جریان آبهای دریا ایجاد کرده و سبب شد که جزیره برای همیشه به زمینهای خشک مجاورش ملحق شود. امروزه صور چهارمین شهر بزرگ لبنان محسوب میشود و مردم آن باید به تاریخچه باستانی شهرشان که حدود 6000 سال قدمت دارد افتخار کنند.
7- آتن- یونان
امروزه آتن بیش از 4 میلیون نفر جمعیت دارد و پنجمین پایتخت پرجمعیت اروپا به شما میآید. آتن با آکروپولیس سر به فلک کشیده اش، با پارتنون باشکوهش سمبل روزهای طلایی یونان دوره کلاسیک و خاستگاه تمدنهای غربی شمرده میشود، تقریبا ار 3400 سال پیش زندگی در شهر آتن جریان داشته است.
این شهر همیشه از امتیازها و برتریها غرق لذت نبوده، باوجوداین در گذشته و تا قرن نوزدهم تقریبا به شهری دورافتاده و فراموش شده و با تعداد اندکی شهروند تبدیل شد. اما دوباره وقتی در سال 1834آتن پایتخت یونان شد، اوضاع تغییر کرد.
8- لیسبون- پرتغال
به سبب موقعیت بندرگاهی استثنائی جاییکه رودخانه Tagus به اقیانوس اطلس میریزد، لیسبون همیشه موقعیت تجاری و نظامی ایده آلی به شمار میرفته است و ضمنا اقامتگاهی جذاب برای سربازان و تاجران بوده است. باستان شناسان اجسامی فینیقی متعلق به 1200 سال قبل از میلاد را در لیسبون کشف کرده اند که احتمالا باقیمانده وسایل فینیقیهایی بوده که با کشتی مسافرت میکرده و به جزایر برتانیایی میرفته اند.
در سال 1755 زمین لرزه ای که جزو یکی از بزرگ ترین زمین لرزههای اروپا بود، در لیسبون رخ داد که همراه با تسونامی و آتش سوزی بود. این زمین لرزه باعث خرابی شهر و کشته شدن هزاران نفر از ساکنین آن شد.
با این حال لیسبون به سرعت آباد شده و جایگاه خود به عنوان شهر تاریخی اروپا را تا به امروز حفظ کرده است.
9- واراناسی- هند
شهر انگلیسی زبان واراناسی که به آن بنارس هم میگویند، حداقل از سه هزار سال پیش به عنوان مرکز اصلی فرهنگی و مذهبی شناخته میشده است. براساس اساطیر این سرزمین خدای شیوا، پنج هزار سال پیش آن را بنا کرد. حدود یک میلیون نفر مسافر و زائر هندو سالانه از سراسر جهان برای شرکت کردن در مراسم مذهبی به این شهر آمده و در رود مقدس گنگ شنا میکنند.
وارناسی واقعا یک «شهر زنده» است که در لیستمان آورده ایم و بیشتر از هر شهر دیگری زندگی در آن جریان دارد.
10- Chalula- مکزیک
به طور تقریبی میتوانیم Cholula قدیمیترین شهر نیم کره غربی بنامیم که زندگی به طور مستمر در آنجا تداوم داشته. تا زمان آخرین دوره تمدن آزتک بالغ بر 100.000 نفر در این شهر زندگی میکردند و امروزه در شهر Puebla که نزدیک این شهر است 90.000 نفر زندگی میکنند. این شهر دوره افتخار و اوج خود را در قرن دوم قبل از میلاد گذارنده است.
ساختمانهای تاریخی شهر که طی حفاریها کشف شده اند جزو بزرگترین ساختمانهای جهان محسوب میشوند و بخصوص اهرام بزرگ Cholula که یکی از بزرگترین سازههای بشر است که تابحال ساخته شده.
حال فکر میکنید چه چیزی یک شهر را تبدیل به شهری باستانی و زنده میکند؟ یک چیز مشترک را هر تاریخ دانی به شما خواهد گفت: موقعیت، موقعیت، موقعیت! خانه و املاک قدیمی و مربوط به زمانهای گذشته شاید برای مدتی جمعیتی را به خود جذب کند- عقدههای کشورگشایی هم تنها روشی است برای نابودکردن آنچه پیشینیان ساخته اند- اما آنچه یک شهر را برای همیشه شهری زنده و پویا میسازد جایگاه و موقعیت تاریخی و جغرافیایی آن بر روی کره زمین است.
اشتراک در:
پستها (Atom)