۱۳۸۹ مرداد ۱۵, جمعه

قابلیت جدید گوگل ارت

توانایی مشاهده باران و برف هنگامی که واقعا در حال بارش است
جدید ترین قابلیت گوگل ارت لایه ابر cloud layer است که با استفاده از آن می توان بارش برف و باران را در زمانی که واقعا در حال بارش است مشاهده کرد

.
بعد از فعال کردن لایه ابر می توان در نقطه دلخواه زوم کرد و وضعیت بارندگی آن قسمت را مشاهده نمود.
با این قابلیت گوگل ارت شما می توانید با دنبال کردن توده های ابر به پیش بینی وضع هوا هم بپردازید !.

دانشمندان به توليد واکسن استرس نزديک شدند




دانشمندان ادعا مي کنند به ساخت واکسني نزديک شده اند که مي تواند بر استرس غلبه کند.

به گزارش ديلي ميل؛ دانشمندان دانشگاه استنفورد در کالفرنيا مي گويند: تزريق نخستين واکسن ضد استرس دنيا که نتيجه 30 سال تحقيق است مي تواند به مردم کمک کند آرامش خود را به دست آورند.
استرس مزمن موجب بروز يک سري بيماري ها مانند ديابت و سکته قلبي مي شود.
دکتر "رابرت ساپولسکي" استاد علوم اعصاب و مجري اين طرح گفت: مي توان شيمي مغز را تغيير داد تا وضعيت آرامش ايجاد شود.
وي افزود: در آستانه توليد فرمول دست ورزي شده ژنتيکي است که مي تواند نياز به درمان هاي آرامش بخشي و تجويز داروهاي آرام بخش را از بين ببرد.
وي آسيب هايي را که استرس به حيوانات در کنيا وارد کرده بود بررسي کرده و هورمون هايي موسوم به گلوکوکورتيکوئيد را مورد مطالعه قرار داد. اين هورمون بخشي از سيستم ايمني است و به مبارزه با سرطان و التهاب کمک مي کند.
توليد اين هورمون ها در بدن تمامي پستانداران به آنها کمک مي کند با فرار کردن، با خطر مقابله کنند.
به گفته وي اگر چه مواد شيميايي استرس در مغز گورخر پس از فرار از دست يک شير غيرفعال مي شود، اين هورمون در بدن انسان در واکنش به هشدارهاي روزمره به ميزان زيادتري توليد و ترشح مي شود، اما نمي تواند اين مواد شيميايي را خاموش کند.
اين محقق افزود: اين هورمون از نظر زيست شناختي با نابود سازي سلولهاي مغزي و تضعيف سيستم ايمني و از نظر اجتماعي هنگامي که با وجود پايان يافتن علت اصلي تنش ، پرخاش نسبت به دوستان و يا خانواده ادامه مي يابد، سمي و خطرناک مي شود.
اين دانشمندان ويروس تب خال حاوي ژن هاي مهندسي شده حفاظت عصبي براي راه يافتن به اعماق مغز توليد کردند. اين کار به خنثي کردن اثرات هورمون پيش از آنکه موجب آسيب مغزي شوند کمک مي کند. کارايي اين ويروس اکنون در موش ها نشان داده شده است.
وي با هشدار نسبت به اينکه هنوز تا انجام آزمايش هايي انساني راه زيادي باقي است، افزود: علمي بودن اين شيوه را اثبات کرده و توانسته ايم آسيب عصبي ناشي از استرس را کاهش دهيم.
هفته گذشته محققان دانشگاه استنفورد که اين واکسن بالقوه را "تزريق ساپولسکي" نام گذاشته اند، اعلام کردند:
در انسانها اين ويروس مهندسي شده مي تواند احساس طولاني تنش پس از يک بحران را از بين ببرد.

نیمکره راست مغز شما فعال‌تر است یا چپ؟(تست روانشناسی)



1- آیا خودتان‌ را متخصص‌ تلقی‌ می‌کنید؟
الف- خیر.
ب- بله‌.
ج- در برخی‌ از زمینه‌ها.

2- یادآوری‌ اسم‌ اشخاص‌ بریتان‌ راحت‌تر است‌ یا چهره‌ آنها؟
الف- چهره‌ اشخاص‌.
ب- اسم‌ اشخاص‌.
ج - هر دو به‌ یک‌ اندازه‌.

3- در مواجهه‌ با شکست‌، کدام‌ یک‌ از گزینه‌های ‌زیر، طرز برخوردتان‌ را بهتر نشان‌ می‌دهد؟
الف- نا امید شدن‌، دست‌ کشیدن‌ از آن‌ کار و امتحان‌کردن‌ چیزی‌ جدید.
ب- سعی‌، تلاش‌ و کوشش‌ دوباره‌ و دوباره‌.
ج- شکست‌ نابود کننده‌ روح‌ و روان‌ است‌.

4- کدام‌ یک‌ از صفات‌ زیر، بیشتر از بقیه‌، وصف‌ِ حالتان‌ هستند؟
الف- شهودی‌ و درونی.
ب- اهل‌ مطالعه‌ و سنجیده‌.
ج- دقیق‌.

5- کدام‌ یک‌ از گزینه‌های‌ زیر، بیشتر با شما همخوانی‌ دارد؟
الف- مایلم‌ قوانین‌ و مقررات‌ خاص‌ خودم‌ را رعیت‌کنم‌.
ب- از گردن‌ نهادن‌ به‌ قوانین‌ و مقررات‌ راضی‌ وشاد هستم‌.
ج- گاهی‌ اوقات‌، قوانین‌ و مقررات‌ دست‌ و پاگیر می‌شوند و عصبانیم‌ می‌کنند.

6- زمانی‌ که‌ در یک‌ جلسه‌ گفتگو یا سخنرانی ‌حضور دارید، کدام‌ یک‌ از گزینه‌های‌ زیر بیشتر در شما صدق‌ می‌کند؟

الف- اکثر اوقات‌ حواسم‌ پرت‌ می‌شود و به‌ موضوعات‌ دیگری‌ می‌اندیشم‌.
ب- به‌‌راحتی‌ حواسم‌ را می‌توانم‌ روی‌ مسأله ‌سخنرانی‌ متمرکز نمایم‌.
ج- فقط اگر موضوع‌ را جالب‌ تلقی‌ کنم‌، می‌توانم ‌حواسم‌ را روی‌ آن‌ متمرکز کنم‌.

7- یا خودتان‌ را شخص‌ منظمی‌ تلقی‌ می‌کنید؟
الف- به‌ هیچ‌ وجه‌.
ب- بله‌، کاملا.
ج- نسبتاً، بله‌.

8- هر چند وقت‌ یک‌ مرتبه‌ به‌ دنبال‌ حدس‌ و گمان‌های‌ شخصی‌ خود می‌روید؟
الف- هر وقت‌ که‌ بتوانم‌.
ب- به‌ ندرت‌.
ج- گاهی‌ اوقات‌.

9- اگر یک‌ دفعه‌، هوس‌ امتحان‌ کردن‌ یک‌ کار و سرگرمی‌ خلاقانه‌ جدید، مثل‌ نقاشی‌ یا سفالگری‌ به‌ سرتان‌ بزند، چه‌ می‌کنید؟

الف- آن‌ را امتحان‌ می‌کنم‌ و بعد آن‌ را به‌ عنوان‌ یکی‌ از سرگرمی‌های‌ بی‌شمار دیگرم‌ توسعه می‌دهم‌.
ب- به‌ احتمال‌ زیاد، فقط به‌ آن‌ فکر می‌کنم‌ و فراتر نمی‌روم‌.
ج- چندین‌ مرتبه‌ آن‌ را امتحان‌ می‌کنم‌ و بعد به ‌سراغ‌ سرگرمی‌ دیگری‌ می‌روم‌.

10- در مدرسه‌ و دوران‌ تحصیل‌، سر کلاس‌ کدام‌ یک‌ از درسهای‌ زیر، بیشتر احساس ‌راحتی ‌می‌کردید؟
الف- هنر.
ب- ریاضیات‌.
ج- جغرافی‌.

11- هر چند وقت‌ یک‌ بار، مایلید مبلمان‌ و تزیینات‌ منزلتان‌ را عوض‌ کنید؟
الف- بیش‌ از سه‌ مرتبه‌ ظرف‌ پنج‌ سال.‌
ب- هر پنج‌ سال‌ یک‌ مرتبه‌.
ج- ظرف‌ هر پنج‌ سال‌، دو تا سه‌ مرتبه‌.

12- وقتی‌ مشغول‌ شنیدن‌ اخبار از تلویزیون ‌هستید، کدام‌ یک‌ از موضوعات‌ زیر، بیشتر از همه ‌توجه‌ شما را به‌ خود جلب‌ می‌کند؟
الف- مسیل‌ و موضوعات‌ مربوط به‌ جهان‌ و محیط.
ب- سیاسی‌.
ج- ورزشی‌.

13- کدام‌ یک‌ از گروه‌های‌ زیر، بیشتر با روحیات‌شما سازگار هستند؟
الف- شخصی‌ که‌ از قوه‌ تخیل‌ زنده‌ و پرشوری‌برخوردار است‌.
ب- شخصی‌ که‌ بلند پرواز و جاه‌ طلب‌ است‌.
ج- شخصی‌ که‌ از عقل‌ سلیم‌ و شعور خوبی‌برخوردار است‌.

14- نظرتان‌ در مورد هنر مدرن‌ چیست‌؟
الف- آن‌ را جالب‌ و مهیج‌ تلقی‌ می‌کنم‌.
ب- اهمیت‌ زیادی‌ برایش‌ قایل‌ نیستم‌.
ج- گاهی‌ می‌توانم‌ آن‌ را جدی‌ تلقی‌ کنم‌ و گاهی‌ بی‌اعتنا از کنارش‌ می‌گذرم‌.

15- هرچند وقت‌ یکبار، به‌ افکار و اندیشه‌های ‌خصوصی‌ خودتان‌ پناه‌ می‌برید؟
الف- به‌ وفور.
ب- خیلی‌ به‌ ندرت‌.
ج- گاه‌ و بیگاه‌.

16- زمانی‌ که‌ وارد یک‌ سالن‌ یا تالار می‌شوید، در حالی‌ که‌ بلیط رزرو شده‌ ندارید، ترجیح می‌دهید که‌ روی‌ صندلی‌ کدام‌ سمت‌ بنشینید؟
الف- سمت‌ چپ‌.
ب- سمت‌ راست‌.
ج- فرقی‌ نمی‌کند.
17- به‌ نظر شما، مزیت‌ بازنشسته‌ شدن‌ چیست‌؟
الف- برخورداری‌ از وقت‌ بیشتر برای‌ آغاز فعالیت‌های‌ جدید بی‌شمار دیگر.
ب- برخورداری‌ از وقت‌ بیشتر برای‌ هم‌ نشینی‌ با اقوام‌ و دوستان‌.
ج- رهیی‌ از برنامه‌ یکنواخت‌ و منظم‌ و کسل‌‌کننده‌ کاری‌.

18- کدام‌ یک‌ از صفات‌ زیر، بیشتر از بقیه‌ با شما سازگار است‌؟
الف- پیچیده‌.
ب- واقع‌ بین‌.
ج- عادی‌ و گاهی‌ منحصر به‌ فرد.

19- در حال‌ حاضر، کدام‌ یک‌ از حالات‌ زیر بیشتر با روحیه‌ شما سازگار هستند؟
الف- متفکر، جدی‌ و دقیق‌.
ب- تحت‌ فشار روحی.
ج- پرکار، پر مشغله‌ و پرجنب‌ و جوش‌.

20- آیا قادرید به‌ طور تقریبی‌ بگویید که‌ چند روز را بدون‌ نگاه‌ کردن‌ به‌ ساعت‌ پشت‌ سرگذاشته‌اید؟
الف- راستش‌ درست‌ نمی‌دانم‌، چون‌ گاهی‌ زمان‌ را به‌ کلی‌ فراموش‌ می‌کنم‌.
ب- بله‌، به‌ راحتی‌.
ج- گاهی‌ اوقات‌.

21- در صورت‌ مواجهه‌ با کدام‌ یک‌ از موارد زیر، به‌‌شدت‌ سر خورده‌، نا امید و عصبانی‌ می‌شوید؟
الف- زمانی‌ که‌ وقت‌ کافی‌ برای‌ انجام‌ کارهایی‌ که‌ دوست‌ دارم‌، نداشته‌ باشم‌.
ب‌- زمانی‌ که‌ در رأس‌ امور مربوط به‌ حرفه‌ام‌ قرار نداشته‌ باشم‌.
ج- زمانی‌ که‌ پیشرفت‌ها، موفقیت‌ها، دستاوردها و سخت‌‌کوشی‌‌هایم‌ نادیده‌ گرفته‌ شوند.

22- در مورد این‌ جمله‌: بزرگترین‌ معلم‌ و راهنما، تجربه‌ است، نظرتان‌ چیست‌؟
الف‌- کاملاً با آن‌ موافق‌ هستم‌.
ب- اصلاً موافق‌ نیستم‌.
ج- موافقم‌.

23- در شریط مطلوب‌، کدام‌ یک‌ از گزینه‌های ‌زیر را ترجیح‌ می‌دهید؟
الف- حرفه‌ای‌ که‌ کاملاً غیرقابل‌ پیش‌‌بینی‌ و توأم‌ با تجربیات‌ بی‌‌شمار و جدید باشد.
ب- داشتن‌ یک‌ حرفه‌ مشخص‌ و یکنواخت‌.
ج-حرفه‌ای‌ که‌ فرصت‌ یادگیری‌ چیزی‌ جدید را در اختیارتان‌ قرار دهد.

24- آیا تصور می‌کنید که‌ توضیح‌ دهنده‌ خوبی‌هستید؟
الف- خیر.
ب- بله‌.
ج- در حد متوسط.

25- در هنگام‌ انجام‌ کدام‌ یک‌ از موارد زیر، بیشتر احساس‌ راحتی‌ به‌ شما دست‌ می‌دهد؟
الف- در حین‌ انجام‌ یک‌ کار تخصصی‌تر مثل‌ و ررفتن‌ با موتور ماشینتان‌ به‌ منظور تعمیر آن‌.
ب- در حین‌ نوشتن‌ یک‌ نامه‌ یا گزارش‌.
ج- در حین‌ انجام‌ یک‌ کار دستی‌ مثل‌ نقاشی‌.


برای هر سوال، به گزینه الف 2 امتیاز ، به گزینه ب 0 امتیاز و به گزینه ج 1 امتیاز بدهید

بین ‌35 تا 50:
این‌ امتیاز نمیانگر آن‌ است‌ که‌ شما یک‌ شخص‌ راست‌ مغز هستید. سمت‌ راست‌ مغز کنترل‌‌کننده‌ توانیی‌های‌ فضایی‌، درک‌ و احساس‌ هنرمندانه‌ و افکار خلاقانه‌ و مبتکرانه‌ است‌.

نیمکره‌ راست‌ مغز است‌ که‌ مسایل‌ را به‌ طور کلی‌ و کل‌نگرانه‌ مجسم‌ و ادراک‌ می‌کند. به‌ عبارت دیگر، شما مایلید به‌ جای‌ مشاهده‌ جزییات‌ سازنده‌ و تشکیل‌ دهنده‌، تصویر اصلی‌ و بزرگ‌ را ببینید.
به‌همین‌ شکل‌، نیمکره‌ راست‌ مغز است‌ که‌ یک‌ الگوی ‌کلی‌ را از قطعات‌ جزیی‌ و فردی‌ بازسازی‌ می‌کند و نقطه‌نظرات‌ و نگرش‌های‌ جدید را به‌ وجود می‌آورد.

یک‌ شخص‌ راست‌ مغز، از استعداد هنر و موسیقی‌ برخوردار است‌ و به‌ کند و کاو در آداب‌، مناسک‌، تشریفات‌، آیین‌، شعائر، عرفان‌ و تصوف‌ علاقه‌ خاصی‌دارد. به‌‌عنوان‌ یک‌ شخص‌ راست مغز، عمدتاً مایلید به‌ شیوه‌ای‌ خلاقانه‌ و ناخودآگاه‌ مسایل‌ جدید را یاد بگیرید و همین‌ منتهی‌ به‌ یک واکنش‌ احساسی‌، عاطفی‌ نسبت‌ به‌ شرایط و موقعیت‌های‌ تحلیل‌‌گرایانه ‌می‌شود. در بسیاری‌ از موارد، وقتی‌ پاسخ‌ صحیح‌ یک‌ سؤال‌ یا مشکل‌ را دریافت‌ می‌کنید، بدون‌ آن‌ که ‌بفهمید این‌ پاسخ چگونه‌ حاصل‌ شده‌ است‌، به‌ شهود و الهام‌ (حس‌ ششم‌) خودتان‌ تکیه‌ می‌نمایید.
نیمکره‌ چپ‌ مغز مسایل‌ را به‌ صورت‌ سلسله‌‌وار تجزیه‌ و تحلیل‌ می‌کند، در حالی‌ که‌ نیمکره‌ راست‌ به‌ ندرت‌ چنین‌ پردازشی‌ را ایفا می‌نماید. در نتیجه‌، به‌عنوان‌ یک‌ شخص‌ راست‌ مغز، بدون‌ آن‌ که‌ اولین‌ کار را به‌ اتمام‌ برسانید، مایلید از این‌ شاخ‌ به آن‌ شاخ‌ بپرید و به‌ سراغ‌ کار دیگری‌ بروید. یان‌ یک‌ نقطه‌ ضعف ‌محسوب‌ می‌شود، چرا که‌ گاهی اوقات‌ خودتان‌ را با کارهای‌ متعدد ناتمامی‌ مواجه‌ می‌بینید. از یان‌ رو، فهرست‌‌سازی‌ و برنامه‌ریزی‌ زمان‌بندی‌ شده‌ را از همین‌ حالا آغاز کنید تا نظم‌ و ترتیب‌ یافته‌ و بدون‌ فرار از کاری‌ و شروع‌ کار دیگری‌، به‌ نحو مؤثری‌ کارها را به‌ پایان‌ برسانید.

بین 16 تا 34 امتیاز
امتیاز شما نمیانگر آن‌ است‌ که‌ شما از تعادلی ‌متناسب‌ بین‌ دو نیمکره‌ چپ‌ و راست‌ مغزتان ‌برخوردارید. به‌ عبارت‌ دیگر، هیچ‌ نیمکره‌ای‌ بردیگری‌ غلبه‌ و سلطه‌ ندارد.
اگرچه‌، ممکن‌ است‌ این‌ حالت‌ یک‌ مزیت‌ چشمگیر به‌ حساب‌ بیاید، ولی‌ دال‌ بر آسودگی‌ خاطر نیست‌. مشکل‌ در رابطه‌ با این‌ افراد، این‌ است‌ که‌ شما بیشتر از یک‌ شخص‌ راست‌ مغز یا چپ‌ مغز، از کشمکش‌ها وتضادهای‌ درونی‌ رنج‌ می‌برید.
گاهی‌ اوقات‌، این‌ کشمکش‌ها و تضادها بین‌ نحوه‌ احساس‌ و نحوه‌ تفکر شما خواهد بود و هم‌ چنین در مواجهه‌ با مشکلات‌ و تعبیر و تفسیر اطلاعات‌ با موانعی‌ روبرو می‌شوید. گاهی‌، جزئياتی‌ که‌ برای ‌نیمکره‌ راست‌ مغز، مهم‌ هستند، به‌ واسطه‌ نیمکره ‌چپ‌ نادیده‌ گرفته‌ می‌شوند و بالعکس‌. و همین‌ می‌تواند یک‌ مانع‌ و سد راه‌ در جهت‌ مرحله‌ مؤثر یادگیری‌ یا به‌ پایان‌ رساندن‌ کارها باشد.

از جنبه‌ مثبت‌، نقطه‌ قوت‌ این‌ اشخاص‌ در این ‌است‌ که‌ آنها در هنگام‌ حل‌ یک‌ مشکل می‌توانند همزمان‌ و توأماً تصویر اصلی‌ و بزرگ‌ و جزییات ‌ضروری‌ را ادراک‌ کنند. هم‌ چنین‌، از مهارت‌های‌ کلامی‌ مؤثری‌ در جهت‌ ترجمه‌ و تعبیر مسایل‌ شهودی‌ برخوردارند، طوری‌‌که‌ دیگران می‌توانند آن‌ را به‌راحتی‌ درک‌ کنند و در عین‌ حال‌ قادرید نقطه‌ نظرات ‌برتر را تشخیص‌ دهید.
یکی‌ از مزایای‌ این‌ افراد در این‌ است‌ که‌ آنها از توانایی‌ طبیعی‌ انعطاف‌ بالای‌ ذهنی‌ و فکری‌ برخوردارند و از این‌ رو می‌توانند به‌ راحتی‌ در مواجهه ‌با مشکلات‌ چند بعدی‌ به‌ حل‌ آن بپردازند.

زیر 16 امتیاز:
امتیاز شما نمایانگر آن‌ است‌ که‌ شما عمدتاً یک ‌شخص‌ چپ‌ مغز هستید. نیمکره‌ چپ‌ مغز، تحلیل‌گراست‌ و به‌ شیوه‌ای‌ منطقی‌ و عقلیی‌ و ترتیبی‌ عمل‌ می‌کند. این‌ نیمکره‌ مسؤل‌ و کنترل‌‌کننده‌ زبان‌، بررسی‌های‌ علمی‌، عقلانیت‌، و خردمندی‌ است‌. شخص‌ چپ‌ مغز، مایل‌ است‌ به‌ شیوه‌ای‌ خطی‌، به‌پردازش‌ اطلاعات‌ عمل‌ کند، به‌ عبارت‌ دیگر از بخش‌های‌ کوچک‌ شروع‌ کرده‌ و به‌ بالا می‌رود، درحالی‌ که‌ شخص‌ راست‌ مغز بر عکس‌ عمل‌ می‌کند و ابتدا تصویر اصلی‌ و بزرگ‌ را مجسم‌ می‌نماید.

هم‌ چنین‌، نیمکره‌ چپ‌ به‌ توالی‌ به‌ پردازش‌ اطلاعات‌ عمل‌ می‌کند، برعکس‌ نیمکره‌ راست‌ که به‌صورت‌ اتفاقی‌ عمل‌ می‌کند، از این‌ رو، اشخاص‌ چپ‌مغز، می‌توانند حسابدار و برنامه دهنده‌های‌ خوبی‌ ازکار در آیند.
هم‌ چنین‌، نقطه‌ قوت‌ این‌ اشخاص‌ درشرح‌ و بسط و توضیح‌ خوب مسایل‌ به‌ صورت‌ پیاپی‌ و متوالی‌ است.

به‌ کارگیری‌ برخی‌ از راهکارهای‌ نیمکره‌ راست‌، یکی‌ از مزیای‌ نیمکره‌ چپ‌ محسوب‌ می‌شود، به‌خصوص‌ در زمینه‌ توسعه‌ و گسترش‌ مهارت‌های ‌خلاقانه‌ اندیشی‌ و شهودی‌. به‌‌عنوان‌ مثال‌، یک‌دانش‌آموز راست‌ مغز در کلاس‌ درس‌، ممکن‌ است‌ در هنگام‌ سخنرانی‌ معلم‌ در وضعیت‌ نامطلوبی‌ قرار داشته‌ باشد، مگر آن‌ که‌ ابتدا یک‌ برداشت‌ و دید کلی ‌از مطلب‌ به‌ او داده‌ شود.
چرا که‌ آنها اساساً نیاز دارند که‌ به‌ دقت‌ علت‌ و عملی‌ را که‌ انجام‌ می‌دهند، بدانند. به‌ عبارت‌ دیگر، ممکن‌ است‌ یک‌ دانش‌آموز راست‌مغز، نگرش‌ زیاد و دقیق‌ به‌ مسایل‌ را ضروری‌ تلقی‌نکند، در حالی‌ که‌ انجام‌ آن‌ را مؤثر و مفید در نظربگیرد.

قضاوت شما در مورد دیگران نشان‌دهنده شخصیت شماست

دانشمندان متوجه شدند قضاوت و برداشت ما از دیگران نشان دهنده خصوصیات اخلاقی و احساسی خود ماست.



محققان کشف کردند شیوه‌ای که مردم در مورد دیگران قضاوت می‌کنند، بیش‌تر سلامت ذهنی آن‌ها را آشکار می‌کند تا شخصی که آن‌ها در حال توصیف کردن آن هستند.
در حقیقت هرچه قدر فردی دیگران را شادتر، مهربان‌تر و احساسی‌تر می‌بیند نشان دهنده شاد بودن، مهربان بودن و احساسی بودن خودش است.
پروفسور داستین وود روانشناس از داشگاه ویک فارست در نورث کارولینا که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت: درک و احساس شما از دیگران بخش زیادی از شخصیت شما را فاش می‌کند.
دانشمندان در این تحقیق از تعدادی از داوطلبان خواستند خصوصیات مثبت و منفی سه نفر را توصیف کنند. با انجام این کار آن‌ها اطلاعات مهمی در مورد سلامت ذهنی، گرایش‌های اجتماعی و این که این افراد خودشان چگونه توسط دیگران مورد قضاوت قرار می‌گیرند کشف کردند.
این تحقیقات که در نشریه روانشناسی اجتماعی و شخصیتی به چاپ رسیده است نشان می‌دهد افرادی که به طور مثبت شخصیت دیگران را توصیف می‌کنند با احتمال بسیار زیادی خودشان هم دارای خصوصیات مثبت هستند.
به خصوص ارتباط بسیار زیادی بین قضاوت مثبت در مورد دیگران و داشتن خصوصیاتی مانند شاد‌ بودن، شجاعت، ثبات احساسی و مهربانی در فرد قضاوت کننده وجود دارد.
پروفسور وود در این باره گفت: مثبت دیدن دیگران نشان دهنده مثبت بودن خود شماست.
به عبارت دیگر میزانی که شما دیگران را مثبت می‌بینید نشان می‌دهد که شما چه میزان از زندگی خود راضی هستید و چه میزان دیگران شما را دوست دارند.
اما برعکس افرادی که در مورد دیگران برداشت‌های بدی دارند به همان میزان نیز توسط دیگران به داشتن رفتارهای ضد اجتماعی مشهور هستند و کم‌تر مورد علاقه آن‌ها هستند.
هم‌چنین افرادی که دیگران را منفی می‌بینند ممکن است در خطر ابتلا به افسردگی یا دیگر ناهنجاری‌های شخصتی قرار داشته باشند.
تلگراف ، 3 آگوست

یادی از مهمان بی دردسر ، آنکه اندیشه اش آویشن می سرود [سالیاد حسین پناهی]

همه چی از یاد آدم می ره
مگه یادش ، كه همیشه یادشه


نوشتن از بزرگمردِ کودک دل ِ زاده ی دژ کوه بسیار سخت است، چون نه بزرگی اش دریافتم و نه کودکی اش را بازی، با بزرگی اش بچه شدم و با بچگی اش بزرگ، با کودکِ دلش همنوا شدم، تا گره بزنم خیالم را به عطر آویشن او...




او ما را به حس کودکی میبرد، جایی که تنها سدای راستی شنیده میشود و زبان دیگری جز صداقت در آن نیست. او نمیخواهد کودکی بزرگ شود، مبادا این حس آلوده گردد و تباه...







همیشه شلوار لی به پا داشت و پوتین در پا، همیشه خودش بود و خودش را می سرود ، برای همه دوست داشتنی بود و برای خودش هیچکس، همیشه مهربان و گریان و عاشق:
آري گلم
دلم
حرمت نگه دار
که اين اشکها خون بهاي عمر رفته من است
سرگذشت کسي که هيچ کس نبود
و هميشه گريه مي کرد




او یک هیچ انگارِ تمام عیار بود:
ما چيستيم ؟
جزملكولهای فعال ذهن زمين،
كه خاطرات كهكشان ها را مغشوش می كنيم!




نه از کسی چیزی میخواست و نه باری بر دوش بود، تنها بدنبال آنکه عشق را می سرود:
کفايت ميکرد مرا حرمت آويشن
مرا مهتاب
مرا لبخند
و آويشن حرمت چشمان تو بود، نبود؟
پس دل گره زدم به ضريح هر انديشه اي
که آويشن را ميسرود




کسی که درد کشیده و رنج را چشیده بود، او که فقر را نیز زندگی کرده بود:
در يازده سالگي پا به دنياي شگفت کفش نهاد




به دنبال آرزوهایی بود که هیچش نیافت:
اين سرگذشت کودکي است
که به سرانگشت پا
هرگز دستش به شاخه هيچ آرزوئي نرسيده است
هرشب گرسنه مي خوابيد
چند و چرا نميشناخت دلش
گرسنگي شرط بقا بود به آئين قبيله مهربانش
پس گريه کن مرا به طراوت




آری ، از ما میخواست تا به طراوت او را بگرییم و خود نیز میگریست، و چنان دنیا با او ناسازگار بود که باز هم چشم به راه همان کودکی فقیرانه ، اما معصومانه بود:
من میخوام برگردم به کودکی




و در اندیشه فردایی نبود، چنان که او را بشارت میدادند:
پشت این پنجره جز هیچ بزرگ هیچی نیست




زیرا از پول نفت و مالیات، بهره ای نبرد و دریافت اینجا همه تو را مرده میخواهند و خموش:
زير آسمان وطني که در آن فقط
مرگ را به مساوات تقسيم ميکردند
و
شک دارم به ترانه ای که زندانی وزندان بان هم زمان زمزمه میکنند




همه را دید و شنید، پس به کودکی و طبیعت بازگشت:
همه اينو مي دونن
كه بارون
همه چيز و كسمه


به بارون و به مادر:
به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد




و خدایش را پیدا کرد:
من یاد گرفتم چه جوری شبا از رویاهام یه خدا بسازم




نه، او کافر نمیشد:
نترس کافر نمی شوم
چون به نمیدانم های خود ایمان دارم




و از دنیا و دنیایی ها برید، هرچه داشت به من و تو و آنکه نیازمندتر و عاشقتر میدانست داد، و برای خودش همان عطر آویشن را نگهداشت، چون آن را همین جا حس میکرد و مقصد را همینجا دریافته بود:
سند زده ام يک جا
همه را به حرمت چشمان تو
مهر و موم شده با آتش سيگار متبرک ملعون
که ميترکاند يکي يکي حفره هاي ريه هايم را
تا شمارش معکوس آغاز شده باشد
بر اين مقصود بي مقصد
از کلامي به کلامي
و يکي يکي مردم
بر اين مقصود بي مقصد




اما آنگاه که دریافت... گاهی بود که از رده آخوندها جدا شد و دانست که عمر بیهوده گذرانده و تنها دانایی است که به بالایش میرساند، کتاب و خواندن میبالدش، همین، و بر گذشته و نادانی باید گریست:
آري دلم
گلم
اين اشکها خون بهاي عمر رفته من است
دلم گلم
اين اشکها خون بهاي عمر رفته من است
ميراث من
حکايت آدمي که جادوي کتاب مسخ و مسحورش کرده است
تا بدانم و بدانم و بدانم




در پی دانایی دوید، اما با عشق، با سادگی. اینجا ساده بودن ضعف نیست، این ساده بودن نهایت انسانیت است، نهایت پاکی، که حتی بر عقرب عاشق نیز دل سوزاند:
دُم به کله می کوبد و شقیقه اش دو شِقه می شود
بی آنکه بداند
حلقه ی آتش را خواب دیده است
عقرب عاشق




عشق را از عقرب آموخت و ناگاه خود را در چنبره آتش یافت، چون عقرب عاشق:
در اولين حمله ناگهاني تاتار عشق
خمره دلم
بر ايوان سنگ و سنگ شكست




آنجا که دوستدار و عاشق بود، بهترین بود، مثل هیچکس دیگه:
اگه دوست داری با من ببین
یا بذار باهات ببینم
با من بگو ، یا بذار با تو بگم
سلامامونو ، عشقامونو ، دردامونو ، تنهاییامونو ...




و همه را معشوق میدید:
حُرمت رنگ گل از رنگ گلی گم گشته است عطر گل خاطره عطر كسی است كه نمی دانیم كیست می آید یا رفته است ؟




عاشقِ ما در عشق آمیخته بود و برعکس همه میخواست مرگ را در آغوش کشد و گریزان از زندگی (همان بدیها و کژی ها و ناراستی ها) شد:
همه از مرگ میترسند ، من ... از زندگی سمج




چون ذره ذره و زنده زنده سوخته بود:
من تكه تكه از دست رفته ام
در روز روز زندگانيم




و بهترین بودن، با عشق بودن و فنا شدن در عشق بود:
و اين چنين شد كه
پنجره را بستيم و در آن شب تابستاني من و نازي با هم مرديم




چرا مردن خوب بود؟ چون نمیخواست سربار باشد، خسته شده بود از نداری و گشنگی و گریه هایی که بالشش را خیس میکرد:
شام که نیس
خب زحمت خوردنشم ندارم
در عوض
چشم من و پوتینای مچاله و پیریه که
رفیق پرسه های بابام بودن
بعدشم واسه اینکه قلبم نترکه
چشمارو میبندم و کله رو ول میکنم رو بالشی که پر از گریه های ننمه
گریه که دیگه عار نیست
خواب که دیگه کار نیست




و رهایی از زندگی، همان آسایش دو گیتی بود، هم برای خودش و هم (در دیدگاه خودش) برای دیگران:
چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرک می کنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
واندکی سکوت......




و سرانجام ... رفت، خوشا به او که زندگی را شناخت، همه آن را ، پیدا کرده بود:
سلام , خداحافظ
چیزی تازه اگر یافتید
بر این دو اضافه کنید
تا بل
باز شود این در گم شده بر دیوار....




و من او را گریه میکنم به طراوت،
چون که مرداد
گور عشق گل خونرنگِ دل ما بوده است







نازی مرد...


وصیتنامه حسین پناهی


*
آویشن, حسین پناهی, دژکوه, راستی, سادگی, سال یاد, سالیاد, صداقت, نازی, پناهی, کودکی, گل خونرنگ, گورعشق

صفحات محبوب من

دنبال کننده ها

باغ بان باشی